جیب خالی و غم رنجوری؛ هیچ آزمایشی در شفاخانه جناح انجام نشد

فهیم ستوده

به تاریخ ۲ سنبله به دلیل مشکل پایم، به شفاخانه محمدعلی جناح در دشت برچی رفتم. ساعت ۱۱:۳۰ قبل از چاشت به شفاخانه رسیدم. چند بیمار دیگر نیز پشت دروازه بخش ارتوپیدی منتظر نوبت ویزیت و معاینه بودند. چند دقیقه که منتظر ماندم، سه بیمار دیگر نیز آمدند. به اکثر بیماران آزمایش‌های خون، کلسیم، ویتامین دی و… می‌داد. وقتی نوبتم رسید، داکتر معالج در مورد مشکلم پرسید. توضیح دادم که از چند ماه بدین‌سو وقتی باد به پای چپم می‌خورد، احساس بسیار ناخوش‌آیندی دارم که از توصیف دقیقش عاجزم؛ نه درد است و نه سوزش، اما یک حس بسیار ناخوش‌آیند است. داکتر اصلاً پایم را ندید؛ اما در ورقی چهار آزمایش به شمول کلسیم، ویتامین دی و دو آزمایش دیگر را نوشت و گفت به بخش لابراتوار بروم.

به بخش لابراتوار رفتم. سه خانم و دو آقا دور هم نشسته بودند و قصه می‌کردند. ورق را گذاشتم روی میز و گفتم این را داکتر ارتوپیدی نوشته است. یک خانم ورق را دید و با لبخند گفت که آن‌ها موادی برای آزمایش ندارند و از مدت‌ها قبل هیچ آزمایشی در این لابراتوار انجام نمی‌شود. آن خانم گفت؛ تو آمده‌ای که خونت را تست کنی، ما پنج ماه شده که معاش نگرفته‌ایم و حالا که طالبان آمده‌اند، هم معلوم نیست به ما معاش می‌دهند یا نه.

برگشتم به اتاق معاینه داکتر ارتوپیدی و موضوع را با او در میان گذاشتم. گفت مجبوری در لابراتوارهای شخصی آزمایش‌هایت را انجام بدهی؛ هرچند این آزمایش‌ها گران است، به‌خصوص آزمایش ویتامین دی. یکی از کارمندان دیگر شفاخانه توصیه کرد که به لابراتوار «رایان» بروم و نامم را بگویم، برایم تخفیف می‌دهند. اول به یک لابراتوار در روبه‌روی شفاخانه جناح رفتم و در مورد هزینه این آزمایش‌ها پرسیدم. گفت ۲۷۰۰ افغانی می‌شود. بعد به لابراتوار رایان رفتم و گفتم فلانی مرا معرفی کرده است، انتظار تخفیف دارم. با ۲۲۰۰ افغانی آزمایش‌هایم را انجام داد؛ اما گفت، نتیجه آزمایش ویتامین دی حداقل تا ساعت شش شام زمان می‌برد. برگشتم به شفاخانه تا با داکتر صحبت کنم که نتیجه آزمایش با تأخیر به دستم می‌رسد؛ ولی نگهبانان شفاخانه که جدیداً از سوی طالبان گماشته شده‌اند، گفتند که شفاخانه بعد از ساعت ۱۲:۰۰ چاشت تعطیل است و هیچ داکتری معاینه نمی‌کند.

به خانه برگشتم. ساعت ۶:۳۰ عصر از لابراتوار زنگ زد و گفت نتیجه آزمایشت آماده است. گفتم فردا اول صبح می‌آیم. فردای آن روز، ساعت ۸:۰۰ صبح به لابراتوار رفتم و نتیجه را گرفتم. وقتی به شفاخانه رسیدم، ساعت ۸:۲۰ دقیقه بود. هیچ داکتری در بخش ارتوپیدی نبود؛ اما بیماران زیادی منتظر بودند. من هم کنار دیگر بیماران نشستم. ساعت ۱۰:۵۰ اتاق معاینه ارتوپیدی باز و معاینات شروع شد. اول نتایج آزمایش‌ها را خواست. وقتی وارد اتاق شدم، دیدم داکتر دیگری است. گفتم دیروز شخص دیگری بود که این آزمایش‌ها را داده و این نتیجه‌اش است. چیزی نگفت، فقط نتیجه را دید و چهار قلم دوا در نسخه‌ای نوشت. پرسیدم دواخانه در کدام طبقه است، گفت هیچ دوایی در شفاخانه نیست، «باید از دواخانه‌های شخصی بخری». دواهایم را از یک دواخانه خریدم که قیمتش ۴۹۰ افغانی شد.

آن زمان به این نظر بودم که به دلیل سقوط نظام و هرج‌ومرج ناشی از آن، در شفاخانه‌ها نظم نیست. نه داکتر سر وقت حاضر می‌شود، نه تا آخر روز کار می‌کند، نه مواد برای آزمایش در لابراتوار وجود دارد و نه دوا در دواخانه. فکر می‌کردم این وضعیت به‌زودی تغییر می‌کند و شرایط عوض می‌شود. دیروز که یکی از دوستانم نیز به شفاخانه دولتی رفته بود، از بی‌نظمی و عدم رسیده‌گی درست به بیماران شکایت داشت. به نظر می‌رسد که وضعیت شفاخانه‌های دولتی بهبود نیافته و خدمات به‌موقع و درست ارایه نمی‌شود. بخشی از مردم که توان مالی خوبی دارند، اصلاً تمایلی برای مراجعه به شفاخانه‌های دولتی ندارند؛ اما تعدادی که امکانات مالی‌شان محدود است، مجبورند در صف‌های طولانی این شفاخانه‌ها بایستند و آخر سر هم هزینه آزمایش‌ها و قیمت دوای‌شان را خود بپردازند.

از آن‌جایی که بخش صحت با مرگ و زنده‌گی مردم رابطه مستقیم دارد و سلامت جامعه را تأمین می‌کند، خوب است که مسوولان وزارت صحت عامه طالبان در مورد تأمین مواد لابراتوارها، دوای دواخانه‌های شفاخانه‌ها و ارایه خدمات صحی موثر و به‌موقع جدی باشند. برای ارایه خدمات صحی در شفاخانه‌های دولتی، باید وزارت صحت عامه طالبان دواها و امکانات دیگر را به‌موقع تأمین کند و معاشات و امتیازات پرسونل شفاخانه‌ها را نیز به‌موقع بپردازد. تأخیر در پرداخت معاش داکتران و سایر پرسونل شفاخانه‌ها، انگیزه کار را در آن‌ها می‌کُشد و به‌صورت مستقیم به سلامت جسمی و روحی جامعه، به‌خصوص مردم فقیر کشور، آسیب می‌زند. جلوگیری از هرج‌ومرج در شفاخانه‌ها، تأمین خدمات صحی موثر و به‌موقع و در نهایت تأمین سلامت جامعه، اصلی‌ترین وظیفه وزارت صحت عامه است و اگر در این بخش غفلت صورت گیرد، جان بسیاری از شهروندان با خطر مواجه می‌شود. اگر این وضع در درازمدت ادامه یابد، با یک جامعه بیمار روبه‌رو خواهیم بود که نه توان پرداخت هزینه شفاخانه‌های شخصی را دارد و نه از سوی شفاخانه‌های دولتی خدمات موثر دریافت می‌کند.

دکمه بازگشت به بالا