انتخابات و جایگاه بین‌المللی افغانستان

سیداکرم بارز

انتخابات یکی از مظاهر عمده و اساسی دموکراسی است، از نظر شاخص‌های توسعه‌ی دموکراتیک، توسعه‌ی سیاسی و انتخابات از پیش‌شرط‌های مهم گذار مسالمت‌آمیز و گام‌گذاری جامعه به سوی مولفه‌های دموکراتیک پنداشته می‌شود. در بسیاری کشورها، چگونه‌گی مدیریت و تدویر انتخابات را با کارآمدی یا ناکارآمدی دموکراسی گره می‌زنند؛ زیرا پیروزی نیروهای سیاسی طرفدار دموکراسی در نتیجه‌ی انتخابات شفاف، سرتاسری و مطابق به ایجابات قانون کمک می‌کند تا از سایر ارزش‌های دموکراتیک مانند آزادی بیان، آزادی تجمعات، حقوق بشر، حقوق زنان و سایر ارزش‌های مردم‌سالاری حراست و پاسداری شود. غلبه‌ی نیروهای ضد دموکراسی در یک انتخابات غیر سالم، مسلماً تهدید جدی‌ای را متوجه کلیه پروسه‌های دموکراتیک و کارآمدی روند مردم سالاری می‌کند. این امر مردم را از دورنمای مؤثریت سازوکارهای دموکراتیک برای رهبری جامعه مأیوس خواهد کرد.

انتخابات بنیاد مستحکم گذار از وضعیت آشفته و نا‌هنجار منازعه‌ی قدرت سیاسی به سوی انتقال مسالمت‌آمیز قدرت در یک فرایند با قاعده‌های دموکراتیک است. مکانیسم‌ها، نحوه‌ی مدیریت و تدویر انتخابات با معیارهای پذیرفته‌شده‌ی جهانی، حیثیت و اعتبار سیاسی و حقوقی کشور‌ها را در مقیاس بین‌المللی افزایش داده و نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییر نوع نگاه جهان و افکار عامه‌ی بین‌المللی نسبت به آن کشور دارد. برای کشورهای در حال منازعه و کمتر توسعه‌یافته که به دلایل ضعف‌های ساختاری از یک‌سو نتوانند بر سرتاسر کشور اعمال حاکمیت کرده، در برابر تهدیدهای داخلی و خارجی مبارزه کنند و از سوی دیگر با غلبه‌ی نیروهای سنتی در فضایی دموکراتیک، بی‌باوری و بی‌اعتماد نسبت به کارکرد دموکراسی بیشتر شود، انتخابات به یک نمایش مضحک سیاسی بدل می‌شود. از این بابت کشورهای در حال منازعه با توجه به ناگزیری‌ها، نمی‌توانند یک‌شبه ‌انتخابات مطابق به معیارهای قبول‌شده‌ی بین‌المللی که در آن آزادی رای‌دهی، شفافیت شمارش آرا و قانونی بودن پروسه‌ها و مراحل به گونه‌ی لازم رعایت شود، برگزار کنند.

پخته‌گی و تقویت روند‌های دموکراتیک مانند انتخابات و تلاش برای انتقال قدرت در یک فرایند همه‌شمول سیاسی که در آن هیچ‌کس یا جریانی خود را محروم از فعل و انفعالات سیاسی ندانسته و به صورت شفاف و آزاد رقابت‌های سیاسی و انتخاباتی صورت گیرد، در دیپلوماسی کشور‌ها به مثابه‌ی قدرت نرم عمل می‌کنند، انتخابات سالم و موفق به عنوان دست‌آورد بزرگ در عرصه‌ی بین‌المللی محسوب شده و قدرت چانه‌زنی کشور‌ها را در تعاملات منطقه‌ای و جهانی بیشتر می‌کند. وجهه و اعتبار سیاسی کشورها را ارتقا می‌دهد و بر عکس ضعف‌های ساختاری مدیریت انتخابات، دلسردی و مشارکت نکردن فعال مردم در این روند یک عقب‌گرد بزرگ سیاسی بوده، آسیب جدی به پرستیژ داخلی و خارجی کشور‌ها وارد می‌کند.

انتخابات رابطه‌‌ی مستقیم با مشارکت سیاسی، مدنی، تطبیق قوانین، حقوق زنان و حقوق بشر دارد. کشور‌ها بر بنیاد کنوانسیون‌ها و معاهدات بین‌المللی در این زمینه‌ها تعهدات و مکلفیت بین‌المللی دارند و به صورت سالانه به مکانیسم‌های بین‌المللی از دست‌آوردها و مشکلات در عرصه‌های یاد شده گزارش‌دهی می‌کنند.

چگونه‌گی انتخابات، پیوند مستقیم به نحوه‌ی گزارش‌دهی بهینه به کنوانسیون‌های بین‌المللی دارد. در کشورهایی که انتخابات معیاری و قابل قبول تحت نظارت بین‌المللی دایر می‌شود، زمینه‌های بنیادین تطبیق قوانین و دست‌رسی به حقوق سیاسی، مدنی، اقتصادی، اجتماعی شهروندان فراهم می‌شود. کشورها گزارش‌دهی به موقع، حساب شده و مطابق به تعهدات و واقعیت‌ها ارایه می‌کنند، مورد تقدیر نهادها و افکار عامه‌ی بین‌المللی قرار گرفته، برای تحقق اهداف توسعه‌ی انسانی و تقویت دموکراسی کمک‌های مالی و تخنیکی به دست می‌آورند. بر عکس کشورهایی که در عرصه‌ی تدویر انتخابات سالم ناکام بوده، میزان تقلب‌ها، مشروعیت انتخابات و نتایج آن را زیر سوال برده باشد، سفارش و توصیه‌های بین‌المللی دریافت کرده، دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی علاقه‌مند به کمک و حمایت از این نوع دولت‌ها نمی‌باشند.

ضعف‌های دولت‌داری، نبود پاسخگویی و شفافیت در کارکردها، سوابق رفتارهای ضد حقوق بشری، آزار و اذیت فعالان مدنی و سیاسی که برایند یک انتخابات ناسالم است، دست‌مایه و ابزارهای نرم انتقاد و سرزنش دولت‌های رقیب علیه یکدیگر می‌باشد، رقبای سیاسی منطقه‌ای و جهانی در مجامع و کنفرانس‌های بین‌المللی از ضعف‌های روند انتخابات به معنی دموکراتیک نبودن رقبای‌شان یاد می‌کنند.

مدیریت روندهای دموکراتیک در سطح ملی، عامل تعیین‌کننده است و نقش عمده‌ای در شکل‌گیری دوستی‌ها و مشارکت‌های استراتیژیک میان کشور‌ها دارد، هیچ‌کشور دموکراتیک منهای منافع خاص سیاسی، حاضر نیست با کشورهای غیر‌دموکراتیک روابط استراتیژیک داشته باشد.

ارزش‌های دموکراتیک و استحکام آن از پایه‌های اصلی قدرت نرم دولت‌ها محسوب می‌شود، برای کشورهای فاقد توان و منابع قدرت ملی سخت، بهترین و کم‌هزینه‌ترین پشتوانه‌ی قدرت ملی، ابزارهای قدرت نرم دولت‌ها مانند فعالیت رسانه‌های آزاد و ارزش‌گرا، ایجاد دولت پاسخ‌گو و حساب‌ده، آزادی فعالیت‌های سیاسی و مدنی، کارآیی چارچوب‌های دموکراتیک و انتخابات می‌باشد که دولت‌ها با عنایت به آن، ظرفیت چانه‌زنی در بده و بستان‌های منطقه‌ای و جهانی را افزایش داده، از منافع ملی کشورشان دفاع می‌کنند.

افغانستان به عنوان یکی از کشورهای در حال منازعه و جوان، در راه دموکراتیزه شدن پس از سقوط طالبان، تجربه‌ی مملو از دشواری‌ها و ضعف‌های ساختاری و ارزشی چندین دور انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی را داشته است. مهم‌ترین بحث، نبود آگاهی لازم در مورد انتخابات، معیارهای گزینش، باورمندی به استحکام و تقویت دموکراسی و تقلب‌ها و تخطی‌های گسترده‌ی انتخاباتی است که کارکرد انتخابات برای شکل‌دهی به اساسات دولت‌داری خوب، پاسخ‌گو و قانونمند را زیر سوال برده است.

افغانستان با عضویت در کنوانسیون‌ها و معاهدات بین‌المللی، تعهدات بین‌المللی را پذیرفته و مکلف به اجرای آن است. سیاست خارجی افغانستان رهبری برخی چارچوب‌های منطقه‌ای را به عهده داشته، در تلاش تقویت جایگاه و منزلت بین‌المللی و تأمین روابط سیاسی، اقتصادی و نظامی با کشورهای مختلف می‌باشد. در این اواخر افغانستان توجه سازمان‌های بین‌المللی، به ویژه ملل متحد را جلب کرده است.

انتخابات ۲۰۱۴ به لحاظ پرستیژ منطقه‌ای و بین‌المللی صدمه‌ی جدی به افغانستان وارد کرد و نیاز است با اراده‌ی قوی سیاسی و توجه جدی متولیان امور در امر تدویر انتخابات سالم، شفاف و کم‌جنجال این اعتبار از دست رفته‌ی کشور اعاده شده، افغانستان در نشست‌ها و کنفرانس‌های بین‌المللی با سر بلند به جایگاه رفیع نشسته و توجه منطقه و جهان را به خود جلب کند. در غیر آن ضعف در مدیریت سالم انتخابات‌های پارلمانی و ریاست جمهوری پیش‌رو، تکرار تقلب‌ و افتضاح‌های گذشته و بی‌میلی مردم نسبت به انتخابات در این کشور دموکراسی را محکوم به شکست کرده، جامعه‌ی بین‌المللی را نسبت به افغانستان دل‌سرد‌تر از قبل خواهد کرد.

Comments are closed.