رهنورد زریاب: آزادی سیاسی تنها دست‌آورد دوران جدید افغانستان است

«افغانستان به روایت دیگر» کمپاینی است که به وسیله آرمان شهر/ OPEN ASIA و فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر (FIDH) به مدت ۱۰۰ روز تا انتخابات ریاست‌جمهوری در افغانستان جریان دارد. در این کمپاین شخصیت‌های برجسته اجتماعی، سیاسی و فرهنگی با گفتگو در مورد جامعه‌ای که در برگیرنده حقوق زنان و حقوق انسان باشد، صدای مترقی افغانستان را به گوش می‌رسانند. حامیان رسانه‌ای این کمپاین روزنامه ۸صبح و در سطح بین‌المللی روزنامه انگلیسی زبان هافینگتن پست هستند.

رهنورد زریاب نویسنده و پژوهشگری است که بیشتر عمرش را در ارتباط با کشورهای دموکراتیک گذرانده است. با این همه، او معتقد است که رویدادهای شخصی زندگی‌اش همگی با رویدادهای جمعی جامعه‌اش پیوند خورده است.
وی آزادی سیاسی را مهم‌ترین دست‌آورد دوران جدید افغانستان می‌داند و می‌گوید: «هنوز چالش‌های بسیاری در افغانستان وجود دارد. جامعه ما در حال گذار است. یعنی از یک ساختار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به ساختار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دیگری گذار می‌کند. در حال حاضر ما نهادها و به همراه آن ارزش‌های اصلی جامعه قبلی را از دست داده‌ایم و هنوز نهادها و ارزش‌های جامعه نوبنیاد شکل نگرفته و نهادینه نشده است.»
یک خاطره‌ای که درآن حقوق شما نقض شده و در زندگی‌تان تاثیرگذار بوده، تعریف کنید.
رویدادهای شخصی من با رویدادهای جمعی جامعه در پیوند است. به نظر من بدترین خاطرات نقض حقوق بشری در دوره تره‌کی شکل گرفته است. مهم‌ترین رویداد زندگی خود من، زندانی‌شدنم در آن دوره است. هیچ دلیلی برای زندانی‌شدنم نیافتم و هیچ کس هم به من توضیح نداد که به چه جرمی زندانی شدم. دوره بعدی به‌نظر من دوره مجاهدین است که در آن حقوق بشر در سراسر کشور، به‌ویژه در پایتخت نادیده گرفته شد.
سه دست‌آورد مهم دوران جدید افغانستان چه بوده است؟
ما تا اندازه‌ای در طول ده دوازده سال گذشته به مفهوم آزادی یعنی به یکی از پایه‌های دموکراسی، نزدیک شدیم. این آزادی هم صرف آزادی سیاسی بوده است. شما از برخی مزایا و امتیازات برخوردار بودید؛ حکومت را می توانستید نقد کنید. راس قدرت را می‌توانستید به چالش بکشید. اما آزادی ایدیولوژیک در کشور وجود نداشته است. شما از هیچ مفهوم ایدیولوژیکی‌ای نمی‌توانید به‌صراحت سخن به زبان آورید. به همین دلیل در این دهه چندین نویسنده از ترس عناصر مذهبی از کشور فرار کرده‌اند. این گریز به سبب نبود آزادی ایدیولوژیک در کشور بوده است.
مهم‌ترین ترس امروز شما چیست؟
من نگران ادامه همین وضعیت هستم. وضعیتی که من آن را به‌عنوان وضعیت بحرانی می‌شناسم. وضعیتی که در آن آزادی ایدیولوژیک وجود ندارد. در عوض هیچ‌گونه حد و مرزی برای آزادی‌های اقتصادی شناخته نمی‌شود. البته همه این‌ها همراه است با ترسی که از بازگشت به گذشته تاریک یعنی دوره طالبان دارم. هرچند که من به مانند بسیاری از مردم بر این باور نیستم که طالبان تمام و کمال و با شاکله دیروز برخواهند گشت؛ چون معتقدم که وضعیت خیلی تغییر کرده و طالبان همان طور که در دوره مجاهدین استقبال شدند این بار استقبال نخواهند شد. به نظر من با وجود تمام مصیبت‌ها و مشکلات، مردم از وضعیت کنونی نسبت به گذشته راضی‌تر هستند.
سه چالش بزرگ پیش روی افغانستان چیست؟
چالش‌های بسیاری در افغانستان وجود دارد. جامعه ما در حال گذار است. در حال حاضر ما نهادها و به همراه آن ارزش‌های اصلی جامعه قبلی را از دست داده‌ایم و متاسفانه هنوز نهادها و ارزش‌های جامعه نوبنیاد شکل نگرفته و نهادینه نشده است.
آیا جامعه افغانستان امروز اجازه خواهد داد که دوباره سناریوی بسته شدن مکاتب به روی دختران و عدم حضور اجتماعی زنان تکرار شود؟
من فکر می‌کنم که در درون این دولت دوازده‌ساله حاکم در افغانستان گونه‌ای از گرایش‌های طالبانی نهفته است. و این مساله سبب شده که تغییرات سیاسی اجتماعی از سال ۲۰۰۲ تا سال ۲۰۱۲ به سود ایدیولوژی‌های طالبانی رقم بخورد. به‌طور مثال در سال ۲۰۰۳ زنان افغانستان هم آزادی اجتماعی بیشتری داشتند و هم بیشتر می‌توانستند از فرصت‌های ایجاد شده برای احقاق حقوق خود استفاده کنند. اما امروز زنان از نظر ذهنی آمادگی کم‌تری برای پذیرش و گسترش آزادی‌های مدنی خود دارند. این بدین معنا است که نیروهای طالبانی‏ای که در درون دستگاه حاکمه نهفته بودند امروز قوت و قدرت بیشتری کسب کرده‏اند و بر خلاف آن‌ها نیروهای دموکرات و میانه‌رو ضعیف شده‌اند. اگر حکومت آینده سیستمی مثل دستگاه آقای کرزی را پایه‌گذاری کند و امتدادی از سیاست‌های گذشته باشد، این وضعیت بحرانی هم‌چنان ادامه پیدا خواهد کرد و در نتیجه نیروهای طالبانی و واپس‌گرا هرچه بیشتر در سیستم نفوذ خواهند یافت. ولی این احتمال نیز دور از ذهن نیست که در مقابل کنش‌های طالبانی واکنش‌های شدیدی شکل بگیرد که اگر چنین شود من آن را یک رویداد فرخنده می‌دانم.
سه عامل بازدارنده در مقابل مشارکت زنان در عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی چیست؟
مهم‌ترین عامل، ایدیولوژی طالبانی است که در دستگاه دولت وجود دارد و در سطح جامعه نیز گسترش یافته است. این عامل باعث شده که زنان حتی از نظر ذهنی محافظه‌کار شوند و دیگر در خود نیرویی برای حضور فعال اجتماعی مدنی نبینند. ایدیولوژی طالبانی زنان را به‌صورت ناخودآگاه وادار ساخته تا بپذیرند که باید مطیع و منقاد باشند.
سه مطالبه عمده زنان به‌طورکلی چیست؟
در این ده‌سال باید دولت به‌صورت گسترده به زنان آگاهی از حقوق و امتیازات‌شان می‌داد ولی این کار صورت نگرفت. در نتیجه ما با قشر بسیار کوچکی از زنان در عرصه جامعه روبه‌روییم. این خودش نوعی عقب نشینی و واپس‌گرایی است. این نگاه، نشان‌دهنده تاثیر غیرمستقیم فشارهای طالبانی بر خواست‌های زنان است.
منابع و مراکز قابل اتکا در افغانستان برای پیشبرد حقوق و مطالبات زنان چه کسانی هستند؟
در دهه چهل نهادی داشتیم به نام سازمان دموکراتیک زنان؛ این نهاد از طرف هیچ کشوری حمایت مالی نمی‌شد. اما کسانی‌که در این نهاد جمع شده بودند و با هم کار می‌کردند واقعا افرادی آگاه و روشن بودند که به‌صورت داوطلبانه و به خواست و اراده خود برای زنان کار می‌کردند. اما امروزه در بین این همه سازمان و نهادی که در راستای احقاق حقوق زنان کار می‌کنند، من هیچ تشکلی را سراغ ندارم که توانسته باشد به اندازه سازمان دموکراتیک زنان مثمر ثمر بوده باشد.
در حوزه خصوصی یا عمومی یعنی فعالیت‌های مدنی و حرفه‌ای خود برای رفع موانع ذکرشده از جمله تبعیض چه کار کرده‌اید و چه می‌کنید؟
نویسنده ای افغانی که بیشتر با فضاهای دموکراتیک خارج از کشور آشنا بوده، بی‌شک به‌شکل قیاسی با قضایا برخورد می‌کند. وقتی وضعیت حاکم در کشور خود را با کشورهایی مثل فرانسه، بریتانیا، زیلاند جدید و بقیه کشورها، مقایسه می‌کند نوعی یاس و ناامیدی به او دست می‌دهد. به این دلیل که در افغانستان امکانات مبارزه وجود ندارد. من پیش‌تر گفتم که در این‌جا آزادی ایدیولوژیک وجود ندارد. وقتی شما از آزادی ایدیولوژیک محروم باشید زبان شما بسته است و هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید. نویسنده کارش کار ذهنی است. تولید هنری هم تولیدی ذهنی و روانی است. به همین سبب شما برای ارایه یک تولید ذهنی به فضای باز و آزادی فکری نیاز دارید تا بتوانید در این فضا اثر خود را خلق کنید. اگر شما از این فضا محروم باشید نمی‌توانید اثری تولید کنید و اگر هم تولید کنید اثر شما مجال پخش و توزیع شدن ندارد و اگر هم نشر شود به پیمانه‌ای محدود پخش می‌شود و چندان اثربخش نیست. یک چیز دیگر را نباید از یاد برد. جذابیت‌های مخاطب امروز تغییر کرده است. ذهن جوانان ما رسانه‌ای شده است. این رسانه‌ها با سیاست عوام‌گرایانه و اقتصادی‌ای که دارند ذهن جوانان ما را مسموم می‌سازند. این فشار کم‌تر از فشار حلقه‌های طالبانی نیست. هر دوی این جریان‌ها (یعنی سیاست رسانه‌ای کردن اذهان عمومی و سیاست بازگشت به گذشته) به یک اندازه مخرب و نابودگر هستند.
در حوزه خصوصی هم مانند اکثر کسانی‌که با من هم‌دوره و هم‌فکر بودند، هیچ کاری برای رفع موانع اجتماعی انجام نداده‏ام. اصلا در این‌جا حوزه خصوصی زیاد مطرح نیست و حوزه‌ای محرم شناخته می‌شود.
روزی یک مصاحبه از کمپاین افغانستان به روایت دیگر را در روزنامه ۸صبح بخوانید.
برای خواندن متن کامل این مصاحبه لطفا به وبسایت آرمان شهر مراجعه کنید و آن را به انگلیسی در وبسایت روزنامه هافینگتون پست (Huffington Post) بخوانید. هم‌چنین این مصاحبه‌ها در وبسایت فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر (FIDH) نیز قابل دسترس است.
وبسایت آرمان شهر: http://openasia.org
وبسایت فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر:
www.fidh.org

دکمه بازگشت به بالا