آموزش و پرورش آماج‌گاه آسیب‌ها

بهزاد برمک

شناخت هر پدیده و پی بُردن به تاریخچه‌ی آن نیازمند شناخت از خود آن پدیده است، لذا در آغاز این نوشته نیاز است تا تعریف کوتاهی از مفهوم تعلیم و تربیت داشته باشیم.

تعلیم یا آموزش عبارت از فراگیری دانش و کسب آگاهی است اما تربیت به معنای پدید آمدن تغییرات مثبت در رفتار آدمی برای رسیدن به زنده‌گی مطلوب و ایده‌آل می‌باشد. همین امر نیز ضرورت پژوهش و تحقیق پیرامون آموزش و پرورش را ضروری می‎ سازد، زیرا دانستن این مفاهیم یکی از نیازهای اساسی انسان در راستای تکامل و پیمودن مسیر حیات معقول است.

در این شکی نیست که حوزه تاریخی آریانای باستان، خراسان قرون میانه و افغانستان کنونی از سال‌های دور بدین‌سو مرکز علم و مهد دانش بوده است. جغرافیای افغانستان کنونی قبل از اسلام، ارزش‌های تعلیمی و تربیتی ویژه‌‌ای داشت که محصول اوضاع اجتماعی و اثرگذاری مسایل سیاسی، اقتصادی، مذهبی و محیطی بود. در دوره‌ی اسلامی، نهادهای تعلیم و تربیت در کشور احیا و بازنگری گردید.

تربیت اسلامی جای آموزش‌های قدیمی را گرفت و این ارزش‌ها مثل معیارهای فرهنگی از دین تابعیت می‌کردند. به تقلید و اطاعت در این آموزه‌ها اولویت داده می‌شد و در امور سیاسی و قضایی، مردم از حق تفکر محروم بودند.

حس زیبایی‌پسندی در چوکات نهادهای آموزشی و پرورشی محصور بود. پدیده‌های زشت و زیبا، اشیای فرمایشی بودند و بس. هیکل‌تراشان و نقاشان از به تصویر کشیدن جانداران ممانعت می‌شدند.

پیشوایان مذهبی با مطرح کردن حلال و حرام از کار هنرمندان جلوگیری می‌کردند. تعلیم و تربیت بیش‌تر مبتنی بر رسوم و تبلیغات علمای دینی و بازتاب دهنده‌‌ی تاثیرات محیطی، اجتماعی و اقتصادی‌ای که مردم این مرز و بوم را به محاصره کشیده بود، تلقی می‌شد.

ارزش‌های آن زمان افغانستان، توده‌ها را از رسیدن به ترقی ممانعت کرد. آموزش و پرورش در افغانستان، روش تقلیدی داشت و خشونت و فشار در آن مشاهده می‌شد. این گونه ارزش‌های تعلیمی و تربیتی در کانون‌های خانواده، بازارها، کارگاه‌های حرفه‌ای، مدارس، مساجد و خانقاه‌ها عملی می‌گردید. میتودهای تحصیلی فقط در انحصار شهرها بود. نهادهای آموزشی در خدمت افراد معدودی قرار داشت نه برای همه.

تحصیلات نظری برای دختر خانم‌ها در روستاها و شهرها کشور نه ممکن بود و نه هم میسر؛ زیرا محدودیت‌ها، فعالیت آزاد زنان را در بیرون از منزل مانع می‌شد با آن هم بانوان منسوب به خانواده‌های متموّل تحصیل می‌دیدند.

محصول تعلیم و تربیه در افغانستان، ایجاد جامعه کارکن و صابر خوانده می‌شد. با استفاده از روش‌ها در سیستم آموزش و پرورش، روح استقلال‌خواهی و شکست‌ناپذیری در مردم افغانستان قوام یافت و خون‌شان را در راه دفاع از وطن و دین ریختند.

با دلاوری و مقاومت در برابر قوای عظیم استیلاگر، هم‌چو درختی در برابر طوفان که باد ریشه‌اش را قادر به جنباندن نبود، عبور کرد و مردم افغانستان با چنان آزمون از هجوم بیگانه‌گان، معارف را حرمت گذاشتند.

استانداردهایی که در نصاب آموزش و پرورش افغانستان به صورت قطعی گنجانیدن آن حتمی تلقی می‌گردد و نسل جوان، امروزه مکلف به فراگیری آن شاخصه‌ها می‌باشند به آن اشاره می‌شود:

جلوگیری از خشونت، تأمین عدالت اجتماعی، ارج‌گزاری به مقام والای انسان و کرامت انسانی، رعایت و دفاع از اصول حقوق بشری، جلب همکاری مؤسسه‌های دولتی و خصوصی در حفظ پاکیزه‌گی محیط زیست، ایجاد فرصت‌ها، کارهای داوطلبانه، راه‌پیمایی‌ها و نافرمانی‌های مدنی.

در ساختارهای تعلیمی و تربیتی، مضامینی باید وارد گردد که شاگردان را بدون توجه به تبعیض جنسیتی، تشویق و ترغیب و در پیاده کردن ارزش‌های مدنی در جامعه و دوری‌جستن جوانان از آزار و اذیت دوشیزه‌گان در خیابان‌ها ممانعت کند.

هم‌چنان ایجاد میدان‌های ورزشی برای انکشاف ذهنی و جسمی، گنجانیدن آموزه‌های جنسی، هم‌زیستی مسالمت‌آمیز و مقاطعه با خشونت در نصاب درسی می‌تواند ذهنیت و نگرش کودکان و نوجوانان را عوض کند و آنان را به احترام و رعایت حقوق مادر، خواهر، همسر، عمه، خاله و غیره تشویق نماید.

تحقیق و تمرکز در این عنوان ما به فراز و فرود تعلیم و تربیت در مقاطع مختلف یک قرن پُر از تنش متوجه می‌گرداند و می‌توان رُک و راست اشاره داشت که معارف افغانستان و نهادهای مربوط به آن در طی یک سده، سیر صعودی نداشته‌اند این به آن معنا نیست که نسبت به آینده و چشم‌انداز آن بدبین بود.

آموزش و پرورش به تمامی تفکر، تخیل و رفتار ما شکل می‌بخشد و منبع پویایی، دگرگونی، آفرینش، آزادی، بیداری، فرصت‌ها و نوآوری‌ها است. از سوی دیگر، ضروری است تا مشترکات دینی، زبانی و اعتقادی در محور فراگیری تعلیم و تربیت عصری، اسلامی و مسلکی قرار داده شود تا با استفاده از این محورها، پالیسی‎‌های ملی معارف را تدوین و تعریف کرد.

در فرجام خاطر نشان می‌گردد که بیش‌تر از یک قرن از تأسیس اولین نهاد تعلیمی و تربیتی ( لیسه حبیبیه) در کشور می‌گذرد، این رقم در عصر جهانی شدن (Globalization) یک مدت بسیار کوتاه است؛ اما با توجه به تحول اندک در معارف امروزی، خیلی‌ها با ارزش پنداشته شده و دلایل قوی وجود دارد بر آن که چشم به راه تغییرات بنیادی و گسترده در آینده معارف افغانستان باشیم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن