فقر اقتصادی در افغانستان؛ عوامل و پیامدها

وحیدالله وصال

تعریف و انواع فقر

فقر به معنای گرسنه‌گی، بی‌سرپناهی، مریضی و عدم توانایی رفتن به داکتر است. فقر عدم دسترسی به مکتب، بی‌سوادی، نداشتن وظیفه و ترس از آینده برای حد‌اقل یک روز زنده‌گی کردن است. فقر نداشتن قدرت و عدم موجودیت آزادی است.

پدیده فقر در حقیقت ناداری، بد‌بختی، وابسته‌گی و تلخ‌کامی را بیان می‌کند و می‌تواند بالای یک فرد و یا یک جامعه سایه سیاه را پهن کند. اما بدون شک می‌توان گفت که سایه نکبت‌بار فقر اقتصادی در کشور‌های عقب‌مانده نسبت به کشور‌های پیش‌رفته، وسیع‌تر و تیره‌تر است. در بعضی از این کشور‌ها، قلت وسایل لازمی زنده‌گی چون غذا، لباس، مسکن، صحت و آموزش در درجه حاد قرار دارد. چنین کشور‌ها در موجی از نابه‌سامانی‌ها و مشکلات اقتصادی دست‌و‌پا می‌زنند و شکنجه می‌شوند.

در مجموع فقر را به دو مفهوم و نوع دسته‌بندی کرده‌اند که یکی فقر مطلق یا معیشتی و دیگر آن فقر نسبی است.

فقر مطلق (Extreme Poverty)

نبود امکانات ضروری زنده‌گی که بالاثر آن توان و سلامت انسان‌ها مورد تهدید قرار گرفته و در جدال با مرگ و زنده‌گی دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند و بالاخص محروم شدن از ضروریات حتمی زنده‌گی مانند غذا، عبارت از فقر مطلق است. این نوع فقر سبب تضعیف جسمانی و روانی، به سر بردن در غربت، دور بودن از نظر‌ها، رخ دادن پریشانی‌ها و گرفتاری‌ها می‌شود که در نتیجه خطا‌ها، فساد‌ها و جرایم را افزایش می‌دهد. (عوامل فقر در افغانستان: ۱۰)

بانک جهانی فقر مطلق را با درامد سرانه کمتر از ۱٫۹۰ دالر در روز می‌داند؛ یعنی در صورتی که هر عضو یک خانواده به‌صورت اوسط کمتر از ۱٫۹۰ دالر در روز عاید داشته باشد، زیر خط فقر مطلق قرار می‌گیرند.

فقر نسبی (Relative Poverty)

فقر نسبی معمولاً به وسیله اوسط درامد سرانه یک کشور اندازه‌گیری می‌شود. کشور‌ها بر‌اساس پالیسی‌هایی که دارند، اندازه فقر نسبی را به درصدی‌های متفاوت تعیین می‌کنند. بعضی کشور‌ها مانند اتحادیه اروپا ۶۰ درصد درامد سرانه را می‌گیرند و بعضی هم مانند امریکا و چین آن را مدیان ۵۰ درصد درامد سرانه می‌گیرند و بعضی هم ۴۰ درصد درامد سرانه را در نظر می‌گیرند. به‌طور مثال درامد سرانه یک امریکایی در سال ۲۰۲۱ مبلغ ۶۹ هزار دالر است، پس اگر عاید سرانه یک شهروند کمتر از ۳۴ هزار دالر باشد، زیر خط فقر نسبی قرار می‌گیرد.

 فقر نسبی شرایطی است که در آن افراد فاقد حداقل درامد لازم برای حفظ معیارات زنده‌گی باشند تا بتوانند در جامعه به‌صورت فعال زنده‌گی کنند. فقر نسبی ساده‌‌ترین روش برای اندازه‌گیری سطح فقر در یک کشور است. در فقر نسبی، فقر نسبت به سایر اعضای یک جامعه تعریف می‌شود و بنابراین در کشورهای مختلف متفاوت است. گفته می‌شود اگر مردم با معیار‌های زنده‌گی در جامعه عیار نباشند، پس فقیر تلقی می‌شوند.

عوامل فقر

فقر به‌مثابه یک پدیده شوم اقتصادی در جامعه در اثر عوامل مختلف به وجود می‌آید و اثرات ناگوار اقتصادی و اجتماعی را از خود به جا می‌گذارد که قرار آتی از آن‌ها تذکر به عمل می‌آید:

عوامل اساسی فقر اقتصادی در افغانستان

  1. رشد اقتصادی پایین به تناسب تولید ناخالص داخلی؛
  2. نبود فرصت‌های کاری با امتیازات مناسب؛
  3. گرسنه‌گی، سوء‌تغذی و موانع رشد جسمی؛
  4. دسترسی محدود به آب آشامیدنی صحی و مایع ضد عفونی؛
  5. تغییر اقلیم (گرم شدن هوا و کاهش بارنده‌گی در زمستان) و آسیب‌پذیری سکتور زراعت؛
  6. نبود زیربنا‌های اقتصادی؛
  7. جنگ و نا‌امنی؛
  8. نبود خدمات صحی (زنان و کودکان)؛
  9. نبود امکانات تعلیم و تربیه معیاری؛
  10. سطح بلند بی‌سوادی بین زنان و مردان؛
  11. نابرابری و بی‌عدالتی؛
  12. استفاده بیشتر از مواد مخدر؛
  13. فرار مغز‌ها و سرمایه بشری؛
  14. نبود هم‌بسته‌گی اجتماعی و وحدت ملی.

وضعیت فعلی افغانستان

 گرچند در مورد افغانستان معلومات موثق داخلی و بین‌المللی کمتر وجود دارد که این کار تحقیق‌نویسی را دشوار می‌سازد، اما آمار‌های عمومی در مورد شاخص‌های اقتصادی و اجتماعی کشور در سال گذشته وجود دارد که می‌تواند اساس قضاوت و تصمیم‌گیری بعدی نیز شود. برای توضیح وضعیت فقر اقتصادی در افغانستان، چند فاکتور عمده و اساسی را مورد و بررسی قرار می‌دهیم که عبارت‌اند از: تولید ناخالص داخلی، میزان رشد اقتصادی و عاید سرانه ملی، تورم اقتصادی، تاثیرات بودجه ملی، خشک‌سالی، نرخ بیکاری و بحران مهاجرت و فرار مغز‌ها.

۱. تولید ناخالص داخلی (GDP): بر‌اساس آمار بانک جهانی در سال ۲۰۲۰ تولید ناخالص داخلی افغانستان در حدود ۲۰ میلیارد دالر تخمین شده است. متاسفانه به دلیل نوسانات رشد و کاهش آن در چندین سال اخیر، مقدار تولید ناخالص داخلی از این رقم افزایش نیافته است.

۲. میزان رشد اقتصادی: رشد اقتصادی در افغانستان در سال‌های اخیر نوسانات زیادی داشته است. علت نوسانات رشد اقتصادی را می‌توان جریان کمک‌ها و نهاد‌های خارجی، جنگ و نا‌امنی، خشک‌سالی و مشکلات سیاسی داخلی از جمله انتخابات بر‌شمرد. به همین دلیل، عاید سرانه ملی بنا بر رشد ثابت نفوس حدود ۲٫۹ درصد و کاهش چشمگیر رشد اقتصادی حتا منفی ۲.۳ درصد در سال ۲۰۲۰ سبب کاهش عاید سرانه ملی از ۶۵۰ دالر در سال ۲۰۱۳ به ۵۱۶ دالر در سال ۲۰۲۰ شده است.

۳. تورم اقتصادی: تورم در اقتصاد عبارت از افزایش سطح عمومی قیمت‌ها به‌صورت دوام‌دار است. تورم علل و عوامل مختلف دارد. یکی از وظایف اساسی بانک مرکزی افغانستان، ثابت نگداشتن نرخ تبادله افغانی در مقابل اسعار خارجی است. تورم یا انفلاسیون در درازمدت سبب کاهش قدرت خرید مردم می‌شود و فقر و گرسنه‌گی را بیشتر می‌سازد. بر‌اساس آمار بانک جهانی، نرخ تورم در افغانستان در سال ۲۰۱۹ حدود ۲.۳ درصد بوده است، اما سقوط نظام جمهوریت در سال ۲۰۲۱ و تحولات اقتصادی و شیوع ویروس کرونا در سال ۲۰۱۹ تورم را افزایش داد. همچنان جنگ روسیه و اوکراین در سال جاری میلادی، سطح جهانی نرخ تورم را به‌شدت افزایش داده است که تاثیرات آن در افغانستان نیز محسوس است‌.

 نرخ پول افغانی در مقابل اسعار خارجی نیز کاهش یافته است و توان خرید مردم را به‌شدت متاثر ساخته است.

۴. تاثیرات بودجه ملی: بودجه ملی سالانه یکی از سیاست‌های مهم مالی دولت‌ها برای تحرک فعالیت‌های اقتصادی، افزایش توان خرید، انکشاف متوازن، توزیع درامد و استخدام محاسبه می‌شود. وزارت مالیه افغانستان برای سال ۱۴۰۰ بیش از ۴۷۳ میلیارد افغانی بودجه ملی را اختصاص داده بود، در حالی که بودجه ملی برای سال مالی ۱۴۰۱ حدود ۲۳۱ میلیارد افغانی است. این رقم، کمتر از ۵۰ درصد بودجه سال گذشته است. این رقم بودجه ملی به تناسب ۴۰ میلیون نفوس بسیار اندک است و با در‌نظرداشت تورم، بالای فقر و بیکاری تاثیر ندارد. در ضمن، بنا بر نبود برنامه‌های انکشافی، سکتور خصوصی و خدمات ساختمانی را به‌شدت متاثر می‌سازد.

۵. خشک‌سالی: اقتصاد کشور بیشتر متکی بر زراعت است و زراعت و مالداری نیز شدیداً وابسته به بارش برف و باران می‌باشد. حد اوسط بارنده‌گی سالانه در افغانستان حدود ۳۰۰ ملی‌متر با تنوعات توپوگرافیکی در سراسر کشور از ۵۰ ملی‌متر در جنوب‌غرب تا ۱۲۰۰ ملی‌متر در شمال‌شرق است. سهم سکتور زراعت در تولید ناخالص داخلی افغانستان حدود ۲۵ درصد است. بودجه ملی نیز به‌شدت وابسته به این سکتور وابسته‌گی دارد. این سکتور به‌طور نامتناسب مرجع اشتغال‌زایی تعداد زیادی از جمعیت کشور بوده و معیشت ۴۴ درصد جمعیت کلی و ۵۳ درصد جمعیت روستایی وابسته به آن است. حدود ۷۰ درصد جمعیت کشور در روستا‌ها زنده‌گی می‌کنند و منبع اصلی درامد و معیشت در روستا‌ها زراعت است. به همین دلیل، ابعاد آسیب‌رسانی خشک‌سالی و سیلاب‌ها گسترده است و اثرات سوء تغییر اقلیم و کاهش بارنده‌گی‌ها در فصل زمستان باعث عدم مصونیت غذایی و افزایش فقر می‌شود. بر‌اساس یک سروی وضعیت زنده‌گی در افغانستان از سوی اداره ملی احصاییه و معلومات در سال ۲۰۱۶، درصدی فقر در مناطق روستایی ۵۸ و در مناطق شهری ۴۱ بوده است که نشان می‌دهد درصدی فقر در روستا‌ها نسبت شهر‌ها حدود ۲۰ درصد بیشتر است.

۶. فرار مغز‌ها و مهاجرت: فرار مغز‌ها امروزه به نگرانی جهانی مبدل شده است و کشور‌های دارای شاخص‌های پایین اقتصادی و بشری، همواره سرمایه بشری را با ارسال به کشور‌های دیگر از دست می‌دهند. متاسفانه افغانستان نیز از جمله کشور‌های کمتر انکشاف‌یافته است که همه‌ساله سرمایه انسانی یعنی نیروی کار جوان، متخصص و مولدش به کشور‌های مختلف جهان مهاجرت می‌کنند و این روند در سال‌های اخیر بنا بر دلایل جنگ و بی‌ثباتی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و از دست رفتن فرصت‌ها شکل صعودی به خود گرفته است. کاهش نیروی متخصص، فنی و جوان در دراز‌مدت بالای انکشاف اقتصادی و بازدهی تولید تاثیرات منفی دارد. فرار مغز‌ها از افغانستان، برنامه‌های توسعه‌ای را با کندی مواجه ساخته و رشد و توسعه را متاثر می‌سازد که در درازمدت فقر اقتصادی را تشدید خواهد کرد.

تاثیرات اجتماعی فقر 

این شاخص در سال ۱۹۹۱ توسط سازمان ملل متحد معرفی شد که براساس این شاخص‌ها محاسبه می‌گردد: درامد سرانه واقعی (براساس روش شاخص تساوی قدرت خرید)، امید به زنده‌گی (در بدو تولد) و دسترسی به آموزش و پرورش‌.

  1. عاید سرانه واقعی: افغانستان کشوری است که در فهرست کشور‌های با درامد پایین قرار دارد. بر‌اساس آمار فعلی بانک جهانی درامد سرانه یک فرد حدود ۵۱۶ دالر امریکایی است که از پایین‌ترین درامد‌ها محسوب می‌شود. اما این رقم بر‌اساس شاخص تساوی قدرت خرید (PPP) در حدود ۲۲۰۰ دالر می‌شود.
  2. امید به زنده‌گی: شاخص امید به زنده‌گی به این معنا است که یک فرد چند سال می‌تواند از بدو تولد زنده‌گی کند. بر‌اساس آمار‌ها، شهروندان هانگ‌کانگ، جاپان و سویس به ترتیب ۸۵، ۸۵ و ۸۴ سال عمر می‌کنند و این شاخص در سال ۲۰۲۰ برای شهروندان افغانستان به‌طور متوسط حدود ۶۵ سال بوده است.
  3. دسترسی به آموزش: متاسفانه دسترسی به آموزش با‌کیفیت در افغانستان محدود است. طبق آمار‌ها، سطح سواد بین پسران حدود ۵۰ درصد و دختران حدود ۱۸ درصد بوده که هر دو نگران‌کننده است. در حالی که در حال حاضر دروازه‌های مکاتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم بسته است و دسترسی به آموزش به‌صورت عموم کمتر شده است.

راه‌حل‌ها برای کاهش فقر

  1. تامین امنیت و ثبات پایدار در کشور؛
  2. تاسیس حکومت مقتدر، ملی و با معیار‌های بین‌المللی؛
  3. مدیریت آب‌های سطحی، بازسازی و ساخت بند‌های آب‌گردان و تولید برق آبی؛
  4. ارایه آمار دقیق فقر و بیکاری در کشور و برنامه‌های کاهش فقر سالانه؛
  5. احیای زیرساخت‌های اقتصادی کشور؛
  6. تدوین استراتژی‌های اقتصادی و صادرات‌محور؛
  7. احترام به آزادی‌های فردی و حمایت از ارزش‌های علمی و آکادمیک؛
  8. ایجاد زمینه آموزش و پرورش؛
  9. حمایت از صنایع و تولیدات داخلی؛
  10. تاسیس زون‌های خاص اقتصادی در شهر‌های بزرگ؛
  11. استخراج معادن و استفاده از منابع زیر‌زمینی به اندازه ضرورت؛
  12. برنامه‌های اقتصادی و حمایتی توسعه روستایی.

نتیجه‌گیری‌

فقر یک پدیده شوم اقتصادی و اجتماعی است که ریشه در تمام مشکلات جامعه دارد. پدیده نامیمون فقر افراد جامعه را از یک زنده‌گی نورمال اجتماعی دور می‌سازد و آن‌ها همواره تلاش برای زنده ماندن دارند. کشور‌های مختلف دارای جمعیت فقیر هستند که می‌تواند فقر مطلق یا نسبی و یا ترکیبی از هر دو باشد. فقر پدیده شومی است که همه کشور‌های جهان برای کاهش آن تلاش دارند. بانک جهانی به‌عنوان معتبرترین نهاد بین‌المللی سالانه بودجه زیادی را برای کاهش فقر در جهان هزینه می‌کند. یکی از اهداف بانک جهانی، کاهش فقر مطلق جهانی از حد ۱۰ درصد در سال ۲۰۱۶ به ۳ درصد الی ۲۰۳۰ پیش‌بینی شده بود که با شیوع ویروس کرونا اقتصاد جهانی متاثر شده است.

چالش فقر در افغانستان به دلیل بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی، خشک‌سالی‌های ممتد، تغییر اقلیم، فروپاشی حکومت، نبود برنامه‌های انکشافی متوازن و تورم سرسام‌آور جهانی که عامل اصلی آن همه‌گیری کرونا و به تعقیب آن جنگ اوکراین و روسیه است، سیر صعودی دارد. سطح انفلاسیون در سال ۲۰۲۲ حدود ۵ درصد تخمین شده است، در حالی که رشد اقتصادی منفی ۲.۷ درصد و رشد نفوس حدود ۲٫۹ درصد تخمین شده است. این سه شاخص اقتصادی کاملاً در تناقض قرار دارند، چنان‌چه رشد اقتصادی منفی اما رشد نفوس مثبت و بیشتر از حد معمول است و در ضمن افزایش سطح قیمت‌ها سبب می‌شود که قدرت خرید مردم کمتر شود و فقر و گرسنه‌گی سیر صعودی خواهد داشت.

اگر افغانستان همگام با جهان حرکت کند، فرصت‌های زیادی برای کاهش فقر هم در سطح ملی و هم در سطح بین‌المللی وجود دارد و زمینه را برای کاهش فقر مساعد خواهد ساخت. افغانستان کشوری ثروت‌مند است که با از دست دادن فرصت‌های طلایی، همواره دست برای کمک به جامعه جهانی دراز کرده است.

منابع زیر‌زمینی دست‌نخورده، زراعت متنوع و زمین‌های حاصل‌خیز، صنایع تولیدی داخلی با‌کیفیت و جمعیت جوان اگر درست مدیریت شوند، افغانستان را به کشوری غنی مبدل می‌کنند. بر‌اساس معلومات سازمان ملل، مدیان سن جمعیت افغانستان ۱۸.۴ سال است که خیلی جوان است.

سرمایه‌گذاری بالای زیر‌بنا‌های اقتصادی و اجتماعی در سال‌های آینده یکی از اولویت‌هایی است که به آن ضرورت احساس می‌شود. تقویت بنیه آموزش و پرورش به خاطر افزایش ظرفیت بشری و نیروی کار مسلکی در کشور بسیار حیاتی است.

منابع:

  1. NSIA. (1398). Retrieved from www.nsia.gov.af.
  2. (۲۰۱۶-۲۰۱۷). Retrieved from NSIA: http://nsia.gov.af/home.
  3. World Bank. (2019, December). Retrieved from Worldbankgroup: https://www.worldbank.org/en/home
  4. سیار، فیاض احمد و دیگران. (۱۳۹۶). عوامل فقر در افغانستان (امکانات و راه کاهش آن). کابل: دهکده چاپ.
  5. سنیمن، درک. (بدون تاریخ). آسیب‌پذیری و سازگاری- ارزیابی تخنیکی در مورد اقتصاد زراعت و تغییر اقلیم. ۵۷٫

دکمه بازگشت به بالا