بحران خشک‌سالی؛ افغانستان تشنه تغییرات جدی در مدیریت آب است

سیدشاه‌جهان صادقی

خشک‌سالی معمولاً با کمبود بارنده‌گی و افزایش درجه حرارت در یک منطقه همراه است و به‌صورت تدریجی ظاهر می‌شود. خشک‌سالی عموماً از بارنده‌گی، درجه حرارت، تبخیز، تعرق و محتوای رطوبت قابل دسترس خاک و وضعیت آب زیرزمینی تأثیر می‌پذیرد. این پدیده در سه بخش هواشناسی، هیدرولوژی و زراعتی قابل بررسی است. خشک‌سالی هواشناسی در اثر کمبود بارنده‌گی، خشک‌سالی زراعتی در اثر کمبود رطوبت خاک و خشک‌سالی هیدرولوژیک به واسطه افت سطح آب در آب‌راهه‌ها تعریف می‌شو‌د. موجودیت هم‌زمان این سه پدیده و آگاهی از تاثیرات متقابل آن‌ها بر یک‌دیگر، تعیین دقیق خشک‌سالی را با مشکل مواجه می‌سازد. براساس نتایج مدل‌های اقلیمی که طرح شده است، در زمینه تغییرات متغیرهای آب‌و‌هوایی تا سال ۲۰۵۰ میلادی (۳۰ سال آتی) نسبت به دوره ۱۹۸۹ – ۲۰۲۰ توسط IPCC تغییرات اقلیمی در افغانستان پیامدهایی مانند کاهش ۸٫۵ درصد بارنده‌گی، افزایش ۲ درجه سانتی‌گراد، افزایش ۴۱ درصد باران سنگین و سیل‌آسا و افزایش روز‌های خشک در اکثر نقاط کشور نشان بارز خشک‌سالی شدید هستیم. حال آن‌که آب موجود در افغانستان نه‌تنها برای ماهی‌گیری، توربین‌های برق آبی، حمل‌و‌نقل و حفظ تنوع زیستی و تعادل زیست‌محیطی استفاده نمی‌شود، بل مصرف عمده آب برای زراعت است. این مورد در کشورهای توسعه‌یافته آب با نسبت کم‌تر برای زراعت و بیش‌تر برای اهداف صنعتی و خانه‌گی استفاده می‌شود، در حالی که در افغانستان در حدود ۸۰-۹۰ درصد از آب برای زراعت و فقط ۱۰ درصد از آب برای استفاده‌های صنعتی و خانه‌گی می‌باشد. این امر منعکس‌کننده استفاده ناکارآمد از آب در بخش زراعت و سرمایه‌گذاری کشور است. با آن‌که به‌صورت مجموعی تنها ۲۵۰ ملی‌لیتر در سال باران می‌بارد که یک سوم میانگین جهانی است و در نواحی جنوب‌غربی مقدار بارنده‌گی فوق‌العاده کم است، اوسط بارنده‌گی سالانه بین ۷۰ تا ۸۰ ملی‌متر بوده و در زمستان برف‌باری ندارد. بزرگ‌ترین مشکل فعلی این است که ساختار زراعتی سنتی بوده و استفاده مفرط از منابعی که در مدت طولانی قدر آن دانسته نشده است را تشویق کرده است. مشکل بیش از همه در بخش زراعت که بیش‌ترین آب افغانستان را استفاده می‌کند و تنها ۲۱ درصد GDP افغانستان را شامل می‌شود، قابل رؤیت است و دهقانان اکثراً محصولات‌شان را با آب فراوان از آب‌های زیرزمینی که جایگزین کردن آن بسیار مشکل است، سیراب می‌کردند.

با توجه به میزان منابع آب و سرانه مصرف، افغانستان از جمله کشورهایی است که در گروه کشورهای مواجه با کمبود فزیکی آب قرار دارد و شامل کشورهایی است که در سال ۲۰۲۵ با کمبود فزیکی آب مواجه هستند. این بدان معنا است که حتا با بالاترین راندمان و بهره‌وری ممکن در مصرف آب، برای تأمین نیازهای‌شان آب کافی در اختیار نخواهند داشت. حدود ۲۵ درصد مردم براساس شاخص جهان از جمله افغانستان مشمول این گروه می‌باشند.

براساس شاخص سازمان ملل، افغانستان اکنون نیز در وضعیت بحران شدید آبی قرار دارد. بر‌اساس شاخص مؤسسه بین‌المللی مدیریت آب، افغانستان در وضعیت بحران شدید آبی قرار دارد. بنا بر شاخص‌های ذکر شده، افغانستان برای حفظ وضع موجود خود تا سال ۲۰۲۵ باید بتواند ۱۲۱ درصد به منابع آب قابل استحصال خود بیفزاید که این مقدار با توجه به امکانات و منابع آب موجود غیرممکن به نظر می‌رسد. نابه‌سامانی‌های ناشی از برنامه‌ها و اقدامات توسعه و نوسازی و خصایص شیوه زیست افغان‌ها، تأثیرات خود را بر حیات جمعی افغانان بر‌جای گذارده است. از جمله عوارض ناشی از این نابه‌سامانی‌ها، تخریب محیط زیست و پیدایش بحران‌هایی است که بحران آب از جمله آن‌ها است. توسعه پایدار در جریان توسعه مغفول مانده و امروز مشکلات عدیده‌ای بروز کرده است؛ مشکلاتی که هزینه‌های‌شان در درازمدت بسیار بیش‌تر از منافع کوتاه‌مدت برنامه‌هایی است که باعث بروز این مشکلات شده است.

با توجه به اهمیت مدیریت خشک‌سالی، در این مقاله اثرات و آسیب‌های ناشی از عدم مدیریت خشک‌سالی مورد بررسی قرار می‌گیرد. بی‌توجهی به بحران کم‌‌آبی و چشم بستن بر اهمیت و جایگاه حیاتی آن در کشور، می‌تواند در آینده آثار مخرب و جبران‌ناپذیرتری بر‌جای گذارد‌.

تغییر نگاه جامعه به مساله آب

روش‌های اتخاذ شده در سال‌های اخیر از سوی مسوولان آن‌چنان که باید، به توضیح ریشه‌ها و علل این مشکلات نپرداخته و در نتیجه نتوانسته مشارکت و عزم عمومی را در مسیر حل مشکلات اصلی بسیج کند. در حالی که خط مشی‌های مختلفی که در سراسر دنیا برای بیرون‌رفت از بحران آب مورد استفاده قرار گرفته‌اند گویای آن است که اغلب آن‌ها توجهی دقیق به ابعاد اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بحران آب داشته‌اند و صرفاً به راه‌حل‌های تکنولوژیک، سرمایه‌بر و خلاف سازوکارهای بومی و طبیعی نپرداخته‌اند. این تجربیات می‌تواند راهنمایی برای مسوولان باشد تا جامعه را با خود همراه کرده و به ارایه و اجرای راه‌حل‌های دوراندیشانه بپردازند. اما رویکرد فعالانه و دوراندیشانه، تنها به ارایه راه‌حل‌هایی که در راستای عرضه هرچه بیش‌تر آب است، اکتفا نمی‌کند و می‌کوشد به سایر ابعاد و پیامدهای بحران نیز بپردازد تا از این طریق، مدیریت آب از حالت انفعالی خارج شده و به شیوه‌های تعاملی و پویایی با جامعه ارتباط برقرار کند.

چالش‌های آب در افغانستان از نظر تعداد و گسترده‌گی ابعاد به‌گونه‌ای است که جای هیچ شکی در مورد جدیت بحران فعلی باقی نمی‌ماند و حل آن نیازمند اقدام فوری در سراسر کشور است. بعضی نشانه‌های امید‌بخش حاکی از این است که دولت فعلی مساله آب را به‌عنوان یک اولویت ملی می‌شناسد و می‌کوشد برخی مشکلات را حل کند. اما متاسفانه سابقه نشان می‌دهد که معمولاً راه‌حل‌ها اغلب کوتاه‌مدت و در راستای درمان معلول‌ها است تا علت‌ها و مسایل ریشه‌ای. اگر دولت می‌خواهد جلو گسترده شدن مشکلات را بگیرد و منابع آبی پایدار و قابل اطمینان برای کشور مهیا کند، باید تغییرات جدی در فضای فکری مدیریت آب ایجاد کند. دولت می‌تواند استراتژی‌های مختلفی را که کشورهای مترقی برای برون‌رفت از بحران آب از آن‌ها بهره جسته‌اند، در نظر بگیرد:

  • تغییر رویکرد مدیریتی از منفعلانه به پیش‌گیرانه

شیوه مدیریت آب در افغانستان باید از فضای منفعل که فقط نسبت به پیامدها واکنش نشان می‌دهد، دور شود و به سمت فضای پویا، فعال و با محوریت پیش‌گیری حرکت کند. چنین رویکردی است که مانع گسترده‌تر شدن مشکلات آب و آسیب‌های محیط زیست می‌شود. لازمه مدیریت فعال و پیش‌گیرانه آب، همکاری و هماهنگی بین مدیریت آب و فعالان سایر حوزه‌ها است.

  • اصلاح و بهینه‌سازی توزیع امکانات و خدمات

پیامد‌های مخرب رشد کنترل نشده شهرنشینی بی‌حدو‌مرز، می‌تواند به‌مراتب بدتر از پیامدهای مخرب هرم سنی فعلی جمعیت باشد. مناطق بزرگ شهری همین امروز هم برای تامین نیاز ساکنان‌ خود، به‌خصوص تامین آب و احتیاجات حیاتی، با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند. مهاجرت به سوی مناطق بزرگ شهری تنها در شرایطی سرعت کم‌تری به خود می‌گیرد که در اثر اصلاحات سیاسی و اقتصادی، عدم توازنی که امروزه در توزیع امکانات و خدمات در سراسر کشور مشهود است، کاهش یابد. اگر این اصلاحات صورت نگیرد، افزایش جمعیت مشکلات را تشدید خواهد کرد.

  • توان‌مندسازی زارعان و جوامع روستایی

در بخش زراعتی سرمایه‌گذاری‌های وسیعی باید صورت پذیرد تا همراه با مدرن شدن، کارآیی و جذابیت اقتصادی آن افزایش یابد. هرچه کشاورزان ثروت‌مندتر شوند، انگیزه برای افزایش بهره‌وری اقتصادی و استفاده بهینه از آب و انرژی در فعالیت‌های کشاورزی هم بیش‌تر خواهد شد.

  • تجدید نظر در توزیع محصولات زیر کشت

الگوی کشت کنونی باید با توجه به نیازهای کلان امنیت غذایی کشور و امکانات و منابع محلی و کارآیی اقتصادی در مناطق مختلف مورد بررسی و اصلاح قرار گیرد. برخی از محصولات مانند گندم در کشور راهبردی و حیاتی است و اگر تولید نشود، بسیاری از مسایل تحت شعاع قرار می‌گیرد و امنیت غذایی به آن‌ها بسته‌گی دارد؛ به همین دلیل آن‌ها راهبردی نام‌گذاری شده است تا از آن حمایت شود. به‌طور مثال نمی‌توان گندم را حذف کرد و محصول دیگری به جای آن کاشت، بلکه باید از گندم‌کاران حمایت شد.

  • قیمت‌گذاری برای آب

قیمت‌ها باید به‌گونه‌ای انتخاب شود که منعکس‌کننده ارزش واقعی آب در مناطق مختلف باشد. این اصلاح قیمت‌ها ممکن است در کوتاه‌مدت نتایج اجتماعی و اقتصادی نامطلوبی برای دهقانان داشته باشد؛ اما دولت می‌تواند برای پیش‌گیری از این آسیب‌ها، از بسته‌های حمایت مالی و وام به منظور کمک به مدرنیزاسیون زراعت که منجر به کاهش مصرف آب و انرژی می‌شود، استفاده کند.

  • ایجاد بازار منطقه‌ای آب

دولت باید برای ایجاد بازاری کارآمد برای آب تلاش کند. افغانستان امروز هم به بازاری برای آب نیاز دارد که باعث افزایش بهره‌وری اقتصادی مصرف آب شود. حتا دولت می‌تواند سهم آب دهقانانی که مزارع با بازدهی اقتصادی پایین دارند را خریداری کند.

  • ایجاد صندوق‌ها محیط زیستی و سهم آب

یکی از راه‌حل‌های برون‌رفت از بحران کنونی آب، این است که دولت با ایجاد صندوق‌ها یا حساب‌های آبی، به دهقانان سهم آب مشخصی تخصیص دهد. به این ترتیب، دولت می‌تواند سهم آب دهقانان را که مزارع با بازدهی اقتصادی پایین دارند، خریداری کند. این آب می‌تواند به پرشیدن سفره‌های آب زیرزمینی کمک کند و از آسیب‌های محیط زیست بکاهد.

سخن آخر

چالش‌های نوین آب و مدیریت آن از جمله خشک شدن دریاچه‌ها و رودخانه‌ها، کاهش منابع آب زیرزمینی، فروکش کردن زمین، آلوده‌گی آب، اختلال منابع آب، مهاجرت اجباری، خسارت‌های زراعتی، توفان‌های ریگی و آسیب‌های زیستی، امروزه گریبان‌گیر مردمان شده است. افغانستان در حال حاضر بحرانی جدی در زمینه آب را از سر می‌گذراند و دولت با این باور که کمبود آب یک پدیده مقطعی است، بحران کنونی را به گردن تغییرات اقلیمی، خشک‌سالی‌های متعدد، مشکلات ناامنی و عدم بودجه می‌اندازد. حال آن‌که مشکلات جدی آب در افغانستان ناشی از اجرای برنامه‌های نامتناسب در طول همین دو دهه و مدیریت نسنجیده است. افغانستان از یک رویکرد غلط مدیریتی ضربه خورده است؛ رویکردی که به جای پرداختن به ریشه اصلی مشکلات، به حل‌وفصل پیامدهایی می‌پردازد که فقط معلول است، نه علت. اکثر رود‌خانه‌ها دچار خشک‌سالی فصلی شده که باشنده‌گان روستاهای منطقه‌های آبی از کمبود آب به تنگ آمده‌اند و مهاجرت می‌کنند. پیش‌بینی‌های کارشناسی بیانگر این است که این تغییرات باعث کاهش منابع آب، بهره‌وری زراعتی و تولید انرژی خواهد شد.

بحران کنونی آب ناشی از سه دلیل عمده است: نخست، رشد سریع و سکونت نامناسب جمعیت؛ دوم، ساختار زراعتی ناکارآمد؛ و سوم، مدیریت نسنجیده و عطش بی‌حدومرز برای توسعه اقتصادی. مدیران آب کشور باید بدانند که تنها راهکارهای سخت‌افزاری و مهندسی مانند احداث سد، تغییر مسیر آب و ساخت کانال‌ها نیست که می‌تواند در علم مدیریت از آن بهره برد و راهکارهای نرم‌افزاری هم‌چون قانون‌گذاری، وضع مالیات، پایش و کنترل جمعیت نیز می‌تواند به همان اندازه و با هزینه کم‌تر در پیش‌برد اهداف موثر واقع شود.

دکمه بازگشت به بالا