صلح را به چالش نکشانید

نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان دیروز توسط کمیسیون مستقل انتخابات اعلام شد. بر این اساس، محمد‌اشرف‌ غنی می‌تواند بار دیگر برای پنج سال بر کرسی ریاست جمهوری افغانستان تکیه بزند. این نتایج در حالی اعلام شده که تقابل میان دو پروسه حیاتی «صلح و انتخابات» ماه‌ها پیش از برگزاری انتخابات آغاز شده بود. ایالات متحده امریکا و شماری از کشورهای اروپایی آمدن صلح را به برگزاری انتخابات در افغانستان ترجیح می‌دادند و حکومت افغانستان برگزاری انتخابات را بر همه چیز ترجیح می‌داد. غنی پیش از انتخابات معتقد بود که رسیدن به صلح در افغانستان سال‌ها زمان می‌گیرد.

در نهایت انتخابات برگزار شد و پس از نزدیک به پنج‌ ماه تاخیر، نتایج آن در حالی اعلام شد که امیدواری‌ها برای رسیدن به صلح در افغانستان با بالاترین میزان خود طی نزدیک به ۴۲ سال گذشته رسیده است.  شماری از برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی افغانستان نتایج این انتخابات را برخاسته از تقلب می‌دانند و حتا به این نتایج لقب «کودتا» داده‌اند. آن‌ها حکومت افغانستان را تهدید کرده‌اند، تهدید «حکومت موازی» که به‌ تازه‌گی توسط برخی از تیم‌های انتخاباتی معترض به نتایج انتخابات مطرح شده هنوز پا‌برجا است. طالبان نیز قبلاً تهدید کرده بودند که برگزاری و اعلام نتایج انتخابات می‌تواند بر روند گفت‌وگوهای صلح تاثیرگذار باشد.

پیش از این انتظار می‌رفت که اولویت برای تیم حاکم و سیاسیون خارج از حکومت، پروسه صلح باشد، به ویژه این‌که حضور بسیار کم‌رنگ مردم در انتخابات مشروعیت نظام برخاسته از این روند را نه تنها نزد مردم افغانستان، بلکه در بسیاری از کشورها زیر سوال برده است. حضور کم‌رنگ مردم افغانستان در انتخابات نشان می‌دهد که آن‌ها دل خوشی از وضعیت جاری ندارند. نظرسنجی‌هایی که از سوی نهادهای مختلف منتشر شده،‌ نشان داده است که مردم افغانستان صلح را به هر رویداد سیاسی دیگر ترجیح می‌دهند. حالا این نگرانی به وجود آمده که اعلام نتایج انتخابات ریاست ‌جمهوری افغانستان، چه تاثیری بر روند گفت‌وگوهای صلح خواهد گذاشت. احتمال می‌رود که هرگونه تصمیم سیاسی نامزدان معترض و سیاسیون خارج از حکومت بر روند گفت‌وگوهای صلح سایه بیفکند. جامعه سیاسی افغانستان به گونه‌ای رشد و نمو یافته است که هیچ سیاست‌مداری به تنهایی نمی‌تواند از پس این مشکلات به ‌در آید.

حکومت افغانستان طی پنج ماه گذشته و پس از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری، تلاش‌های زیادی را روی دست گرفت تا با گزینه‌هایی چون حکومت موقت و یا حکومت مشارکتی ساز مخالف کوک کند. غنی احتمالاً از همان ابتدا تصمیم داشت که با جان گرفتن گفت‌وگوهای صلح، از موقف مقتدرانه حرف بزند. او به هیچ گزینه‌ای جز اعلام نتایج انتخابات فکر نمی‌کرد. حالا با اعلام نتایج انتخابات، او به خواست خود رسیده و بی‌تردید اقتدار سیاسی بیش‌تری برای موقف‌گیری در پروسه صلح به دست آورده است.

تردیدی نیست که سایر جریان‌ها برای از بین بردن اقتدار سیاسی آقای غنی تلاش می‌کنند؛ اقتداری که آقای غنی با ۹۰۰ هزار رای به دست آورده و این آمار دست‌آویزی شده برای مخالفان او… همه این‌ رویدادها می‌تواند بر روند گفت‌وگوهای صلح در افغانستان سایه بیفکند.

از نخستین روزهای آغاز جنگ در افغانستان ۴۱ سال و ۹ ماه و ۲۱ روز می‌گذرد. افغانستان از کودتای هشتم ثور ۱۳۵۷ تا اکنون شاهد نبردهایی است که صدها هزار قربانی در پی داشته، میلیون‌ها نفر را مهاجر و آواره کرده و ده‌ها هزار معلول، ماحصل زد‌و‌خوردهایی است که هیچ‌گاه تا اکنون برنده‌ی مطلقی نیز در پی نداشته است.

در همه‌ی این مدت، تلاش‌های زیادی برای ایجاد صلح در افغانستان روی دست گرفته شد و میلیون‌ها دالر در این راه به مصرف رسید؛ اما افغانستان هیچ‌گاه به پیمانه امروز به صلح نزدیک نبوده است. مشی مصالحه ملی که در زمان حاکمیت داکتر نجیب‌الله در دهه ۶۰ خورشیدی روی دست گرفته شد، پیش از این جدی‌ترین گام جهت آوردن صلح به افغانستان تلقی می‌شد. حالا ۳۳ سال پیش از ارایه مشی مصالحه ملی، افغانستان با شرایط نسبتاً مشابهی روبه‌رو شده است.

آقای غنی باید بپذیرد که اولویت مردم افغانستان صلح است. صلح نباید قربانی زد‌و‌بندهای سیاسی افغانستان شود. آقای غنی باید بداند که طعم قدرت به پیمانه طعم صلح، شیرین و گوارا نیست. آقای غنی باید تاریخ را مرور کند. او باید آن برگ‌های تاریخ افغانستان را که هیچ گروه و جریان قومی – سیاسی به تنهایی توان حکومت‌داری در افغانستان نداشته است را ورق زند. او باید به خوبی بداند که در بغل گرفتن قدرت در افغانستان، پیامدی جز تداوم جنگ و خون‌ریزی ندارد. حالا وقت آن فرا رسیده تا آقای غنی به افغانستان نیم قرن گذشته فکر کند، به دهه شصت که حکومت مقتدر آن زمان با همه امکانات دست‌داشته‌اش کمی دیرتر به صلح فکر کرد. دهه هفتاد را مرور کند، زمانی که مشخص شد هیچ جریان قومی، نمی‌تواند افغانستان را به تنهایی اداره کند. به دهه هشتاد فکر کند، دهه‌ای که مشخص ساخت افغانستان حتا با حمایت‌های جهانی نیز توان به حاشیه کشاندن یک جریان سیاسی تازه ‌شکست‌خورده را ندارد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن