آیا سیستم و نصاب تعلیمی کنونی جواب‌گوی نیاز‌های امروز است؟

عتیق‌الله رحیمی، استاد دانشگاه

کسب علم و دانش و داشتن سیستم عملی و علمی برای تعلیم و تربیت افراد یک جامعه یکی از بنیادی‌ترین و مهم‌ترین ارکان‌های ساختن یک جامعه سالم، مترقی و مرفه است که نبود آن باعث مشکلات بنیادی در راستای رشد و ترقی جامعه شده و افراد جامعه را به انواعی از مشکلات دچار می‌سازد. امروزه کشورهای مختلف جهان نظر به شرایط و امکانات دست داشته‌ی‌شان می‌کوشند تا یک سیستم منظم و عملی را که جواب‌گوی نیازمندی‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و طویل‌المدت جامعه باشد را ایجاد و یا تقویت بخشند. در ایجاد و نگهداری چنین سیستم کارا و پویا، عوامل مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، و بشری دخیل و نقش فوق‌العاده مهمی را بازی می‌نمایند. البته نگرش و سهم‌گیری مردم جامعه در قبال تعلیم و تربیت فرزندان‌شان، توجه حکومت‌ها، اختصاص بودجه لازم، موجودیت ظرفیت‌های مسلکی و تخنیکی، تربیت کادرهای ورزیده، داشتن رهبری سالم در راس ارگان‌های تحصیلی و تربیتی، بهره‌برداری از میتودهای جدید تعلیمی و استفاده از تکنولوژی امروزی از عوامل دیگری است که در راستای بهبود وضعیت تعلیمی و تربیتی نقش مهم و ارزنده را بازی می‌نماید. شاگردان و محصلان امروز که همانا آینده‌سازان هستند زمانی می‌توانند که جامعه را به طرف رفاه و شکوفایی مادی و معنایی بکشانند که تعلیم و تربیت درست را مطابق نیازمندهای همان زمان آموخته باشند. با در نظر داشت مقدمه‌ی کوتاه برگردیم به اصل مطلب که همانا نقد و بررسی سیستم و نصاب تعلیمی و تربیتی افغانستان، از دوره ابتدایی مکتب تا پوهنتون‌ها است. اگر گویم که با خواندن ۱۲ سال مکتب، ۱۲ سال عمر پر ثمرت را ضایع کرده‌ای حرف اشتباهی نگفته‌ام. من از شما خواننده عزیز می‌پرسم که آیا در سیستم و نصاب تعلیمی و تربیتی مکاتب، لیاقت و شایسته‌گی شاگردان مدنظر گرفته می‌شود؟ آیا شاگرد به اساس عشق و علاقه‌اش می‌تواند مضامینی را انتخاب کند که در آن استعداد رشد فوق‌العاده دارند؟ آیا شاگرد در هر سال توانایی خواندن و فهمیدن ۱۰ الی ۱۵ مضمون مختلف را دارد؟ آیا خواندن و فهمیدن ده‌ها مضمون ضروری است؟ آیا شاگردان سهولت‌های کارهای عملی را در مکاتب دارند؟ آیا کیفیت تدریسی در مکاتب تاسف بار نیست؟ آیا شاگردان با فراغت از مکتب می‌توانند بدون آماده‌گی کانکور و زحمات بیرون‌مکتبی به پوهنتون‌های کشور راه یابند؟ آیا فارغان مکاتب با وصف ۱۲ سال تحصیل و خواندن مکرر مضامین اجتماعی، ساینسی، هنری، ورزشی و بشری قادر به فهم سطحی آن مضامین هستند؟ آیا با مطالعه این همه مضامین قرار است از شاگردان مکاتب نابغه‌های قرن بسازیم و یا هم جامع‌الکمالات؟ آیا با این شیوه‌ها و عمل‌کردها به جز از افزایش کمی شاگردان چیز دیگری حاصل خواهد شد؟ و بالاخره آیا اکثریت فارغان مکاتب کشور را حد اقل می‌توان به معنای حقیقی آن باسواد خطاب کرد؟ اگر جواب بلی است، پس معذرت من را قبول کنید، شاید تجربه‌ی عملی ۱۲ سال مکتب خواندنم در اشتباه بوده است، اما اگر جواب «نه» است پس باید قبول کنیم که مشکلات خیلی بنیادی و جدی در سیستم و نصاب تعلیمی مکاتب وجود دارد که نیازمند تغییرات بسیار عمیق و بنیادی است. پوهنتون‌های دولتی و خصوصی افغانستان نیز از این قاعده مستثنا نیستند. مواردی چون کهنه بودن نصاب تعلیمی، تدریس مضامین غیر ضروری در رشته‌های مختلف، استخدام نشدن کدرهای جوان و مسلکی، نبود استفاده از امکانات تکنولوژی مدرن، فقدان کارهای عملی و تجربی، میتودهای مختلف تدریسی منحصر به فرد، مجبور شدن محصلان به تعقیب رشته خلاف علاقه شخصی، دخیل ساختن مسایل سیاسی – مذهبی – سمتی و زبانی در محیط علمی، دیکتاتوری و خودمختاری تعدادی از استادان در پوهنتون‌ها، نبود فرصت‌های کاری بعد از فراغت و ده‌ها موارد دیگری است که سیستم و نظام تعلیمی را در سطح پوهنتون‌ها دچار مشکلات بسیار جدی ساخته است. به میان آوردن تحول بنیادی در سیستم نیازمند توجه جدی حکومت‌داران است تا با به اختیار گذاشتن امکانات از ظرفیت‌های موجود استفاده و یک سیستم کارا و پویا را به میان بیاورند که باعث رشد استعدادهای جوانان فرزانه و با استعداد این سر زمین شده که نهایتاً باعث رفاه، شکوفایی و پیش‌رفت کشور خواهد شد. به مسوولان و مقامات سکتور تعلیمی و تربیتی عرض می‌کنیم که این شیوه‌ها و میتود‌های تیوریک قرون ۱۹ و ۲۰ چاره‌ساز شرایط امروزی نیست و شما نمی‌توانید که مشکلات و چالش‌های قرن ۲۱ را با راه‌حل‌های کهنه از میان بردارید، زیرا مشکلات، شرایط و چالش‌های امروزی راه‌حل‌های قوی و عملی امروزی می‌خواهند. برای حل این معضل و آماده ساختن قوای کار بشری که بتوانند با محیط عملی بیرون کنار بیایند و دروس خوانده شده در زنده‌گی عملی،  کاری و اجتماعی آن‌ها تغییر مثبت و چشم‌گیر ایجاد کند، هر چه عاجل‌تر حکومت افغانستان خاصتاً وزارت‌های معارف و تحصیلات عالی یک کمیته و یا کمیسیون بزرگ را برای پنج سال با ترکیب متخصصان، استادان، محصلان، علما و دیگر اقشار مسلکی، تحصیل‌یافته و جهان‌دیده داخلی و خارجی تشکیل و امکانات لازم را در اختیار این کمیسیون با پلان‌های کاری مشخص قرار دهند تا این کمیسیون و یا کمیته علمی تمامی مسایل تعلیمی و تربیتی مکاتب، پوهنتون‌ها، انستیتوت‌ها و غیره نهادهای تعلیمی و تربیتی را به شکل بنیادی و اساسی بازنگری کند و یک سیستم کارآمد، منظم، عملی و قابل تطبیق را برای حکومت پیشکش نماید. با راه‌اندازی آن سیستم، نظام عمومی تعلیمی و تربیتی افغانستان تغییر کند، نسل‌های جوان امروزی و آینده را با معیارها و استانداردهای جهانی تربیت کند. این کار باعث ترقی و پیش‌رفت قوای بشری کشور، نیرویی که متضمن ترقی و پیش‌رفت کشور می‌باشد، می‌شود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن