روی وجدان‌تان پا نگذارید

دیروز طالبان هم‌زمان با آن که نماینده‌گان‌شان در قطر در یک نشست با مقام‌های دولتی، سیاست‌مداران و فعالان جامعه‌ی مدنی حضور یافته بودند، در یک حمله‌ی انتحاری در غزنی بیش از ۱۰۰ تن را که اکثراً غیرنظامیان بودند، کشته و یا زخمی کردند. در این حمله‌ی انتحاری طالبان شاگردان مکتب‌های خصوصی نیز آسیب دیدند. دوام این حمله‌های تروریستی منطق گفت‌وگوها را زیر سوال می‌برد. گفت‌وگو برای خاموشی تفنگ‌ها و توقف خشونت صورت می‌گیرد. اگر خشونت‌ها ادامه داشته باشد، دیگر منطقی برای گفت‌وگو نمی‌مانَد. سوال مهم افکار عمومی این است که گفت‌وگو با طالبان در وضعیتی که حمله‌های انتحاری آنان ادامه دارد، چگونه توجیه می‌شود؟ تامین صلح و پایان جنگ خواست همه‌ی مردم افغانستان است. تمام مردم افغانستان خواستار خاموشی آتش جنگ هستند. اما این آرزو زمانی به واقعیت ملموس بدل می‌شود که تضمینی برای خاموشی تفنگ‎ها و حمله‌های انتحاری وجود داشته باشد.

در وضعیتی که انسان‌ این سرزمین از اثر حمله‌های انتحاری تکه‌تکه شود، دیگر چه کسی می‌تواند از دوام گفت‌وگو‌ها پشتی‌بانی کند. وقتی که طالبان صرف به خشونت بیاندیشند و غیر از جنگ و خشونت چیز دیگری نخواهند، گفت‌وگو به چه منظوری صورت می‌گیرد؟ سفیر خلیل‌زاد در توییت‌هایش پیوسته می‌گوید که آتش‌بس یکی از محورهای بحث او با گروه طالبان است. اما تا هنوز نشانه‌ای از خاموشی آتش جنگ و پایان حمله‌های انتحاری در شهرها، به نظر نمی‌رسد. طالبان شاید به این فکر باشند که یک جدول زمانی خروج را به نیروهای بین‌المللی تحمیل کنند و به این ترتیب توازن قوا را به سود خودشان تغییر دهند. اگر محاسبه‌ی استراتژیک آنان همین‌ طوری باشد، جنگ به پایان نمی‌رسد.

این محاسبه هم اشتباه است که با جاری کردن سیل خون در شهرها، طالبان امتیاز بیش‌تر به دست می‌آورند. افغانستان کشور بسیار پیچیده است. جاری کردن سیل خون غیر از این که به خشونت بیش‌تر منجر شود، سود آن به هیچ گروهی نمی‌رسد. در صورتی که حمله‌های انتحاری ادامه یابد، فشار افکار عمومی سبب می‌شود که شرکت‌کننده‌گان نشست قطر دیگر به این نشست ادامه ندهند. برگزاری نشست‌های میان‌افغانی زمانی می‌تواند باور و اعتماد عموم را جلب کند که تضمینی برای پایان خشونت وجود داشته باشد. در وضعیتی که کودکان مردم در مکتب زخمی می‌شوند، چه منطقی دارد که مقام‌های دولتی، سیاست‌مداران و فعالان جامعه‌ی مدنی با طالبان تبادل نظر کنند؟

آیا تبادل نظر با گروهی که دست به خشونت کور می‌زند، مورد حمایت عمومی قرار می‌گیرد؟ آیا حکومتی که بر مبنای قانون اساسی موظف به تامین امنیت شهروندان این کشور است، اجازه دارد که بلندپایه‌گان دولتی را پای میز مذاکره با یک سازمان انتحاری بفرستد، حتا اگر آنان از حکومت در آن‌جا نماینده‌گی نکنند؟ دوام خون‌ریزی و حمله‌های انتحاری و تروریستی به هیچ وجه برای مردم افغانستان قابل قبول نیست. مذاکره برای رسیدن به صلح نیازمند قطع مداخلات کشورهای همسایه و منطقه، جلوگیری از بدل شدن افغانستان به میدان رقابت قدرت‌های بزرگ، پذیرش اصل جمهوری و سیاست رقابتی است، اما برای رسیدن به این اهداف، لازم است که در قدم اول تضمینی برای پایان خشونت و حمله‌های انتحاری وجود داشته باشد. آن‌چه که حل سیاسی جنگ را کلید می‌زند، تضمینی برای پایان خشونت است. همه‌ی آنانی که از کابل به نشست قطر رفته‌اند، خواستار توقف خشونت‌ها، کشتار و حمله‌های انتحاری از سوی طالبان هستند. در صورتی که حمله‌های انتحاری از اولاد مردم قربانی بگیرد، هیچ کسی نمی‌تواند روی وجدانش پا بگذارد و به نشست‌های به اصطلاح میان‌افغانی ادامه دهد.

سیاست‌مداران، فعالان جامعه‌ی مدنی و همه‌ی آنانی که از حوزه‌ی جمهوری و قانون اساسی به نشست قطر رفته‌اند، باید روی وجدان‌شان پا نگذارند و در صورت دوام حمله‌های انتحاری این نشست را تحریم کنند.

دکمه بازگشت به بالا