جهان‌بینی متفاوت؛ فرسنگ‌ها فاصله میان دنیای طالبان و جهان امروز

تا این‌جای کار، طالبان نیازهای مردم افغانستان و خواست‌های جهان را به‌درستی درک نکرده‌اند. مسوولان حکومت سرپرست طالبان، به جای آن‌که از درد و رنج مردم بکاهند و طرحی را برای تامین امنیت، کاهش فقر، تشکیل حکومت فراگیر و ارایه خدمات به شهروندان تهیه و اجرایی کنند، درگیر عملی کردن برداشت و قرائت منحصر به فرد خود از دین و سیاست هستند. جهان به تکرار از آنان خواسته است که به نیازهای مردم توجه و آزادی و حقوق بشری شهروندان را رعایت کنند. با وصف این درخواست‌ها، طالبان به حقوق، ارزش‌ها و آزادی‌های فردی و سیاسی مردم، احترام نگذاشته‌اند.

طالبان «زبان» مردم افغانستان و جهان را نمی‌دانند. مراد از «زبان» در این‌جا، الزاماً توان و مهارت سخن گفتن با یکی از زبان‌های رسمی افغانستان نیست. مراد این است که مسوولان حکومت سرپرست طالبان از درک واقعیت‌های جهان امروز، نیازها، حقوق و آزادی‌های مردم، ضرورت تعامل با جهان و الزام بازگشت به اراده و رای شهروندان، عاجزند. همین‌طور، برداشت و تعریف آنان از مقوله‌ها و مفاهیم امروزی، متفاوت از برداشت و تعریف مردم افغانستان و جهان است. در باور طالبان، نجات مردم از گرسنه‌گی، مسوولیت حکومت نیست و شهروندان باید نان‌شان را از خداوند بخواهند. آزادی‌های فردی و سیاسی، حقوق بشری افراد، اشتغال‌زایی، حکومت فراگیر و همه‌شمول، اطلاع‌رسانی، حریم خصوصی و… در نگاه طالبان با قید «شریعت» همراه است. آنان امور عمومی و خصوصی شهروندان را به «شریعت» پیوند می‌زنند و تفسیر اصول شرعی را نیز در صلاحیت خود می‌دانند. این در حالی است که مردم افغانستان و جهان، برداشت متفاوتی از این مفاهیم دارند.

در چند ماه گذشته، سخنگویان و مسوولان حکومت سرپرست طالبان به پرسش‌های خبرنگاران در مورد مفاهیم و ارزش‌های جهان‌شمول و خواست‌های مردم افغانستان و جهان، پاسخ‌های کلی و مبهم داده‌اند. در تمامی این پاسخ‌ها، رد پای نگاه تشریعی به همه‌چیز، دیده می‌شود. فارغ از این، سخن غیرمشروط از طالبان در پیوند به خواست‌های مردم افغانستان و جهان، شنیده نشده است.

این در حالی است که طالبان درگیر رقابت‌های درون‌گروهی بر سر قبضه کردن بیش‌تر قدرت و تطبیق برداشت و تفسیر جناحی‌شان بر مردم، نیز هستند. پیام اخیر ملا محمدحسن آخوند، رییس‌الوزرای حکومت سرپرست طالبان، به‌روشنی از این رقابت و اختلاف پرده برداشت. سخنان گریه‌آلود او می‌رساند که طالبان از درون درگیر اختلاف هستند و در میان آنان سلیقه‌های متفاوت در نحوه حکومت‌داری و چگونه‌گی تعامل با مردم افغانستان و جهان، وجود دارد. قرار معلوم، این اختلافات با گذشت هر روز بیش‌تر می‌شود. اگر وضعیت به همین شکل پیش برود، دور از احتمال نیست که مسوولان حکومت سرپرست طالبان به دلیل درگیر شدن بیش‌تر در یک رقابت درون‌گروهی، از فهم نیازهای مردم و خواست‌های جهان، به‌صورت کامل عاجز شوند و امکان خلق زبان مشترک میان حکومت آنان و شهروندان به‌کلی از میان برود.

واقعیت این است که بدون درک و به رسمیت شناختن نیازها و خواست‌های مردم، امکان حل مشکلات آنان هرگز به وجود نمی‌آید. این مسأله در چهارونیم ماه گذشته در افغانستان ثابت شده است. طالبان با شعارهای بسیار، حکومت سرپرست‌شان را اعلام کردند و روزها مصروف تبلیغ «پیروزی»شان بودند؛ اما در کم‌ترین زمان ثابت شد که آنان توان ارایه خدمات به مردم و فهم نیازهای شهروندان را ندارند. برای تأیید این مدعا کافی است به چهارونیم ماه حکومت‌داری طالبان نگریسته شود، آن وقت به‌روشنی فهمیده می‌شود که در هیچ زمینه‌ای برداشت مشترک میان طالبان و مردم خلق نشده است. فقر دهان باز کرده و در حال بلعیدن مردم است. اعتراضات سرکوب می‌شود. اقتصاد فروپاشیده و روند ارایه خدمات در ادارات دولتی تعطیل است. خواست‌های جهان نیز نادیده گرفته شده، حکومت فراگیر و همه‌شمول تشکیل نشده و تعهدی مبنی بر رعایت حقوق بشری افراد و آزادی‌های فردی و سیاسی شهروندان دیده نمی‌شود. بدون شک اگر طالبان نیازهای مردم را درک می‌کردند و خواست‌های جهان را می‌شنیدند، در این چهارونیم ماه، گامی در راستای کاهش مشکلات و دردهای مردم و تعامل با جهان، برمی‌داشتند.

قبل از هر چیزی، لازم است که طالبان زبان مردم و جهان را بفهمند. این زبان، به گفتن و شنیدن خلاصه نمی‌شود؛ مقصود فهم نیازها و خواست‌های مردم افغانستان و جهان است. این‌که مردم از گرسنه‌گی جان می‌دهند و در سوگ رویاها و امیدهای‌شان نشسته‌اند، یک واقعیت است. تنها با درک این واقعیت، برای نجات مردم از فقر و زنده نگه داشتن امیدها و رویاهای آنان، کاری صورت گرفته می‌تواند. تعامل با جهان نیز با درک واقعیت‌های کنونی جهان ممکن می‌شود. در جهان امروز، اساس بر دادوستد و پذیرش قوانین بین‌المللی است. طالبان تا زمانی که این نیازها را درک نکنند و زبان مردم و جهان را نفهمند، نمی‌توانند در زمینه حل چالش‌ها و مشکلات کنونی کشور کاری کنند. قدر مسلم این است که تا این‌جای کار میان دنیای طالبان و جهان امروز فاصله بسیار است.

دکمه بازگشت به بالا