گفت‌وگو بدون آتش‌بس ناکام می‌ماند

سفیر خلیل‌زاد بار دیگر به کابل آمده است تا زمینه را برای گفت‌وگو با طالبان فراهم سازد. دونالد ترمپ رییس‌جمهور امریکا گفت‌وگو با طالبان را متوقف کرد‌، ولی به نظر می‌رسد که واشنگتن بار دیگر در تلاش است تا به این گفت‌وگوها برگردد. ولی واشنگتن زمانی می‌تواند به این گفت‌وگوها برگردد که تحول تازه‌ای آمده باشد. اگر تحول تازه‌ای نیاید‌، برای دستگاه دیپلماسی امریکا دشوار است که به گفت‌وگو با طالبان برگردد. به نظر می‌رسد که آقای خلیل‌زاد در تلاش است تا تضمینی برای آتش‌بس از طالبان و کانال‌های ارتباطی‌ای که امریکا با این گروه دارد، ‌بگیرد.

سفیر خلیل‌زاد به پاکستان هم رفت  و در آن‌جا با نماینده‌گان طالبان به صورت غیر رسمی دیدار کرد. او با مقام‌های پاکستانی هم  به مذاکره پرداخت. سفیر خلیل‌زاد پس از رای‌زنی با اروپایی‌ها به کابل آمد و احتمال آن زیاد است که به کشورهای عربی هم سفر کند. هدف او این است که از طریق تمام مجاری تماس این پیام را به طالبان و حامیان آنان برساند که در صورتی که واشنگتن تضمینی برای پایان خشونت و خاموشی تفنگ‌ها دریافت کند، به مذاکره برمی‌گردد. آقای خلیل‌زاد با سران حکومت وحدت ملی هم دیدار کرد و حتماً روشی را که برای به کرسی نشاندن هدف در پیش گرفته است،‌ به رییس‌جمهور و رییس اجرایی توضیح داده است.

نظر ما این است که مذاکره و دیپلماسی پایان جنگ، در نبود آتش‌بس ناکام می‌ماند. اگر طالبان به آتش‌بس سراسری و عمومی رضایت می‌دادند،‌ حالا روند حل سیاسی جنگ کلید خورده بود. اصرار طالبان بر دوام جنگ سبب شد که رییس‌جمهور امریکا مذاکرات را به حال تعلیق درآورَد و حتا از مرگ آن سخن بگوید. در داخل افغانستان هم زمانی مذاکره مورد حمایت عمومی قرار می‌گیرد که آتش‌بس مسبوق به آن باشد. ولی نکته‌ی دیگری که به همین اندازه حایز اهمیت است این است که سفیر خلیل‌زاد و دیگر دیپلمات‌های امریکایی اهمیت اجماع داخلی را هم درک کنند. بدون اجماع داخلی مذاکره و توافق سیاسی با طالبان ممکن نیست. اگر در کابل اجماع سیاسی در مورد مذاکره و حل سیاسی جنگ به وجود نیاید، توافقی با طالبان شکل نخواهد گرفت. هیچ ممکن نیست که مثلاً برخی از سیاست‌مداران در هم‌آهنگی با یک جناح حکومت وحدت ملی به یکی از کشورها بروند و با نماینده‌گان طالبان گفت‌وگو کنند. چنین چیزی نتیجه نمی‌دهد.

هیچ نیرویی باید از روند مذاکره حذف نشود و همه در آن خودشان را ببینند. حکومت باید در هر نوع مذاکره‌ای حضور پررنگ و اساسی داشته باشد. سفیر خلیل‌زاد و دستگاه دیپلماسی امریکا باید به نگرانی‌های مشروع حکومت و مجموع نیروهای سیاسی افغانستان اهمیت بدهند و آن را بشنوند. هر نوع مذاکره‌ای با طالبان باید از موضع نظم جمهوری باشد و در این نظم جمهوری هم در کنار حکومت دیگر نیروهای سیاسی هم هستند. نباید حکومت یا نیروهای سیاسی از روند مذاکره و حل سیاسی حذف شوند. هم حکومت و هم نیروهای سیاسی طرف‌دار حل سیاسی جنگ هستند‌، اما میانجی‌گران بین‌المللی و کشورهای دوست باید برای اجماع داخلی تلاش کنند. روشن است که عناصری در حکومت و نیروهای سیاسی هستند که طرف‌دار تک‌رَوی و یک‌جانبه‌گرایی می‌باشند؛ اما تک‌روی و یک‌جانبه‌گرایی در مذاکره با طالبان و تلاش‌های صلح نه به سود افغانستان است و نه به فایده‌ی صلح جهانی.

عده‌ای از سیاست‌مداران شاید به این باور باشند که در هم‌آهنگی با سفیر خلیل‌زاد و دیگر دیپلمات‌های امریکایی  مذاکره با طالبان را بدون حضور حکومت آغاز خواهند کرد. چنین چیزی به سود کشور نیست و همه‌ی نیروهای سیاسی و کشورهای دوست باید از آن خودداری کنند. هم حکومت و هم نیروهای سیاسی مخالف ارگ باید درک کنند که یکه‌تازی و یک‌جانبه‌گرایی در امر صلح به سود کشور نیست. در موضوع حل سیاسی جنگ و مذاکره با طالبان همه باید صدای واحد داشته باشند. نیروهای سیاسی، رییس اجرایی و رییس‌جمهور باید در این باره موقف مشترک داشته باشند و اگر تفاوت نظری دارند، با گفت‌وگو آن را حل کنند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن