فرهنگ رو به زوال؛ صنایع دستی زنان افغان قربانی لباس‌های بازاری

حسیب بهش

لباس‌های زیبایی درب دکان ‌را پوشانیده است. دوخت ساده اما دستی این لباس‌های افغانی هر عابری را سمت خود می‌خواند. شخصی از کنار دکان می‌گذرد و با دقت به لباس‌ها می‌نگرد، انگار مایل است لباسی بخرد، اما او خریدار نیست. آن عابر فقط شیفته‌ی دوخت و زیور لباس است که پس از نظر کردن به آن، راهش را در پیش می‌گیرد. از ظاهر آراسته‌ی دکان و دوخت دستی لباس‌های افغانی فهمیده می‌شود که پای زنان در میان است.

مرکز طراحی لباس آب‌تک کم‌تر از یک سال می‌شود که در کابل ایجاد شده است. این روزها بر اساس آن‌چه قاعده‌ی بازار گفته می‌شود، بهترین لباس‌ها باید به عنوان نمونه در روبه‌روی پنجره‌ی دکان قرار گیرد تا عابران را مشتری سازد و زحمت خریدن را به دوش آنان بگذارد. در داخل آب‌تک اما لباس‌ها با تزیین بهتری به چشم می‌خورد؛ لباس‌های محفلی، رسمی و عنعنه‌ای که پنهان نگه‌داشتن آن‌ها پرسش‌برانگیز است.

مژگان امیری، بنیان‌گذار کارگاه آب‌تک است. در کنار او، چندین دختر جوان و خانم‌های میان‌سال مصروف کار‌اند و پوشاک عنعنه‌ای تهیه می‌کنند. بر‌اساس آن‌چه مژگان می‌گوید، زنان مصروف در آن‌جا بیش‌تر به «تولید و طراحی» می‌پردازند. با این حال، او می‌گوید که همین موضوع سبب می‌شود که از همه‌گانی کردن لباس‌های تزیین شده‌ی‌شان، خودداری کنند.

وی هرچند از رشته‌ی فارمسی دانشگاه کابل فارغ شده است، اما به نظر می‌رسد این میزان تحصیل برای دختر خانمی که می‌خواهد برای جامعه زنان کارآفرینی کند، بسنده نیست. او علاوه بر داشتن وظیفه‌ی شخصی، دانشجوی رشته‌ی اداره در یکی از دانشگاه‌های خصوصی است. از قرار معلوم، او روند کمک به زنان درمانده‌ای که نیازمند یاری‌اند را گسترش خواهد داد.

مژگان می‌گوید بازار کار برای کارگاهش را از طریق رسانه‌های اجتماعی می‌جوید، اما ترس «نمونه‌برداری» از طرح‌های لباس کار آنان را همواره در مخاطره قرار داده است. مژگان با انتقاد از این کار می‌گوید: «به محض این‌که نمونه‌های خود ره دَ فیس‌بوک می‌اندازیم، مردم از همو طرح‌ها کاپی می‌کنن.» او می‌گوید که به همین دلیل آنان محتاطانه عمل می‌کنند و حتا ‌گاهی تصاویر طرح‌ها را در صفحه‌ی فیس‌بوک کارگاه‌شان منتشر نمی‌کنند. با این حال، بازاریابی در فیس‌بوک برای او و هم‌کارانش «راحت‌ و مصون‌تر» است. آنان نمونه‌ها را برای مشتریان‌شان در فیس‌بوک شخصی آنان می‌فرستند و سپس سفارش‌ها را اجرا می‌کنند.

مژگان می‌گوید که جواز کار را از وزارت تجارت گرفته است، اما تا کنون مرجعی برای حمایت از آنان پا پیش نگذاشته است. به گفته‌ی او، هر نمایشگاهی که برگزار می‌شود، آنان خود درخواست می‌دهند و پس از گرفتن جواب مثبت، اشتراک می‌کنند. با این وجود، او می‌گوید که از بازار کاری که خودش برای کارگاه دست‌وپا کرده، راضی است. مژگان می‌افزاید که روی تزیین کارگاهش زیرکانه دقت کرده و روی همین ملحوظ، مصارف بیش‌تری متحمل شده است.

آن‌چه میزان فروش کارگاه آنان در یک‌ سال اخیر مشخص کرده است، این است که آنان توانسته‌اند به اهداف اولیه برسند. به درصد فروشنده‌های دکان هر‌روز افزوده می‌شود و مشتریان جدیدی درب کارگاه را باز می‌کنند. طرح‌های آنان با گذشت زمان غنی‌تر می‌شود و کار دست‌های طراحان و خیاطان آن کارگاه نیز تندتر. لباسی که طرح آن برای بار اول چندین روز زمان می‌برد، برای بار بعد، راحت‌تر می‌شود.

با این وجود، مژگان می‌گوید که تلاش دارد بازار کارگاهش را در خارج از کشور جست‌وجو کند. براساس آن‌چه از بازار فروش آموخته‌اند، مردم مهاجر بیش‌تر به لباس‌های محلی و افغانی تمایل نشان می‌دهند. او می‌گوید که در حال حاضر لباس‌هایش از بیرون کشور نیز مشتری دارد و خریده می‌شود. مردم از طریق فیس‌بوک طرح‌ها آنان را می‌بینند، می‌پسندند و سفارش می‌دهند. اما از دید وی، بازارها آن‌چنانی که باید باشد، نیست.

او کیفیت طراحی لباس‌های کارگاهش را با جامه‌هایی که در بازار به فروش می‌رسد، «متفاوت» می‌داند. براساس آن‌چه او می‌گوید، چون و چرای نرخ لباس‌هایش در «طرح زیبا» و «کیفیت مواد استفاده‌ شده» نهفته است. لباس‌ها در آن‌جا بر‌اساس نوعیت کاربرد آن، تفکیک شده است. لباس‌های محفلی را در جامه‌دان‌های اولی چیده‌اند، عنعنه‌ای را در دومی و رسمی را در سومی. نوعیت لباس نیز از فصلی به فصلی دیگر تفاوت دارد. جامه‌های طراحی شده برای زمستان زخیم‌تر است، اما برای تابستان، لباس‌ها سبک‌تر دوخته و طرح‌بندی می‌شود.

 نرخ لباس‌ها نیز متفاوت است و به گفته‌‌ی مژگان، نظر به کیفیت مواد و طرح لباس فرق می‌کند. هرچند او نمی‌خواهد از نرخ‌ها بگوید، اما می‌گوید که نرخ یکی از لباس‌های محفلی سه‌و‌نیم هزار افغانی است و دیگری نیز کمی ارزان‌تر. با این حال، مژگان می‌افزاید که از انواع ماشین خیاطی برای راحتی کارشان استفاده می‌کنند. به گفته‌ی او، خامک‌دوزی، چرمه‌دوزی و آیینه‌دوزی از دوخت‌هایی است که به لطف دستان زنان کاسب روی لباس‌ها اجرا می‌شود.

او می‌خواهد که کارگاهش را در دیگر ولایات نیز ایجاد کند و بانوان بیش‌تری را کار بیاموزد، اما این مهم را نیازمند توجه حکومت می‌داند. به گفته‌ی او، باید زمینه‌ی فروش طرح‌های صنایع دستی آنان در داخل و خارج از کشور فراهم شود. مژگان می‌گوید که از نگاه خرید مواد خام برای دوخت لباس‌های صنعتی نیز مشکل دارند. به گفته‌ی او نبود مواد خام، آنان را مجبور ساخته است که «خطر» کار در بخش صنایع دستی را قبول کنند. پیش از این، حکومت وعده داده بود که زمینه‌ی فروش صنایع دستی را فراهم می‌سازد، اما زنان هم‌چنان از نبود این بازار شکایت دارند.

Comments are closed.