بن‌بست در مذاکرات، خون‌ریزی در کابل

حبیب حمیدزاده

کار و فعالیت اصلی طالبان هنوز هم (حتا در جریان مذاکره)، ادامه دادن همان سنت نامقدس جنگ است. این گروه، خلاف توافق دوحه هم‌چنان به تسخیر و تصرف شهرها از راه جنگ،‌ بمب‌گذاری، ایجاد ترس و وحشت فکر می‌کنند و به راهی غیر از این اعتقاد و باور ندارند. پس از توافق دوحه، ایالات متحده امریکا بارها یادآور شده است که طالبان بر خلاف موافقت‌نامه،‌ هم‌چنان رابطه‌شان را با شبکه‌های تروریستی، از جمله القاعده قطع نکرده‌اند و در جریان جنگ از آنان کمک می‌گیرند و برای آنان در کشتن نیروهای امنیتی و مردم ملکی کمک می‌رسانند. گروه طالبان حتا در جریان مذاکرات هم، حکومت کابل را، با سازمان‌دهی ترورهای پیچیده و هدفمند، زیر فشار قرار داده است و متأسفانه در تمام لحظات این ایام خونین، قربانی اصلی مردم ملکی اند. در جدل و دعوای کنونی که میان امارت بنیادگرا و جمهوری آلوده به فساد، قومی و تقلبی جریان دارد، مردم حیثیت و جایگاه سنگ زیرین آسیاب را دارند. فشار جنگ بالای مردم است. در تمام حملات و اهداف تروریستی طالبان، شاید هدف یک نظامی باشد، اما قربانی آن چند کارگر، عابر بی‌گناه و درمانده‌ کابل نشین است.

موضع حکومت جدید ایالات متحده امریکا در قبال افغانستان، اوضاع داخلی این کشور را بدتر از قبل ساخته است. همان طور که انتظار می‌رفت، جو بایدن متعهد به بازنگری توافق‌نامه طالبان و ایالات متحده امریکا شده که این تصمیم مورد استقبال گرم کابل و متصدیان امور جمهوری قرار گرفته است. مقامات جمهوری از چگونه‌گی توافق دوحه نگران بودند و آن را حاتم‌بخشی امریکا به طالبان می‌دانستند. اما ظاهراً حکومت جدید ایالات متحده امریکا دوباره آن توافق را به چالش کشیده است که این اقدام، به چالش کشیدن گروه طالبان است. طالبان و پاکستان با حکومت قبلی ایالات متحده امریکا به توافقی دست یافته بودند که تصور می‌کردند آن توافق، برای آنان مشروعیت منطقه‌ای و جهانی بخشیده است و مهم‌تر از آن، آنان فکر می‌کردند که براساس آن توافق‌نامه، آینده افغانستان و یا حداقل بخش عمده‌ای از آینده افغانستان خواهند بود. اکنون پس از اعلام این موضع، طالبان به کشورهای منطقه که رقیبان منطقه‌ای ایالات متحده امریکا هستند،‌ مراجعه می‌کنند تا از طریق آنان راه حلی برای ادامه گفت‌وگوهای دوحه براساس توافق قبلی پیدا کنند.

پس از اعلام موضع حکومت ایالات متحده امریکا و ناتو مبنی بر بازنگری توافق‌نامه دوحه، طالبان میز مذاکره با حکومت کابل را ترک و به جای آن مصروف دیپلماسی با کشورهای همسایه و منطقه هستند. ولی طالبان فقط مصروف مذاکره و دیپلماسی نیستند، آنان هم‌زمان مصروف حمله، تهاجم، ترورهای سازمان‌دهی شده و دیگر شگردهای تخریبی اند که در این چرخه شوم، مردم ملکی قربانی شده‌اند و می‌شوند. در جریان مذاکرات و سفرهای طالبان به کشورهای منطقه، کابل و مردم آن هر روز به خاک و خون کشیده می‌شوند.

طالبان در حال حاضر در میدان دیپلماسی هم فعال‌تر از وزارت امور خارجه جمهوری، مصروف چانه‌زنی و گفت‌وگو با کشورهای منطقه و جهان اند. آنان در میدان جنگ و دیپلماسی هر روز در حال پیش‌روی و محدود کردن ساحه و فعالیت جمهوری هستند. در این طرف، رفتارهای قوم‌گرایانه مقامات جمهوری، ثبات سیاسی افغانستان را بیش‌تر از هر زمان دیگری به خطر مواجه ساخته است. در حالی که تروریست‌ها هر روز از مردم ملکی و نیروهای امنیتی قربانی می‌گیرند، تمرکز اصلی مقامات در ارگ ریاست جمهوری، دعوا کردن برای قبولاندن بودجه‌های هنگفت احتیاطی برای ارگ ریاست جمهوری است.

اعلام موضع حکومت جدید ایالات متحده امریکا در قبال توافق‌نامه دوحه (حتا اگر عملی هم شود)، به معنای حل تمام مشکلات جمهوری و حکومت کابل نیست. توافق دوحه یکی از نگرانی‎های عمده جمهوری است. مشکلات دیگر جمهوری ربطی به آن توافق ندارد. مشکلات عمده جمهوری به مقامات جمهوری مربوط است. بخشی از این مقامات در باره آوردن آن مشکلات و وضعیت کنونی مسوول اند.

پس از شدت گیری ترورهای هدفمند گروه‌های تروریستی، بخش زیاد فعالان رسانه‌ای بی‌آن‌که اعلام کنند، کشور را ترک و به هند،‌ ترکیه و یا کشورهای دیگر کوچ کرده‌اند. بخش دیگری از فعالان رسانه‌ای و سیاست‌مداران نمی‌توانند به دفتر کارشان حاضر شوند. چون فعالان رسانه‌ای و مردم به توانایی و صداقت جمهوری ایمان ندارند و برای همین بخشی توانسته‌اند، جان خود را با بیرون شدن از افغانستان نجات دهند. جمهوری که پس از ماه‌ها نتوانسته است، جان یک کودک را از چنگ آدم‌ربایان نجات بدهد و هم‌چنان در قبال جان او و احساس خانواده او بی‌اعتنا است، بی‌گمان در قبال جان خبرنگار و مسوولان رسانه‌ها هم بی‌اعتنا و بی‌باک است. در حالی که فقر بیداد می‌کند،‌ یکی از گمرک‌های بزرگ کشور آتش گرفته و کلیه اموال تجاران سوخته است. این رویداد سبب بالا رفتن قیمت مواد خوراکی و سوختی شده است. اوضاع جمهوری به اندازه‌ای وخیم است که یک ملا امام در غرب کشور کار در جمهوری را گناه کبیره اعلام می‌کند و این موضوع، رهبری نیروهای امنیتی را به تشویش جدی می‌اندازد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن