معلم نسل دموکراسی درگذشت

محمداسماعیل اکبر از منورالفکر‌های به نام کابل، درگذشت. اسماعیل اکبر در سال‌های اخیر تلاش‌های زیادی برای آگاه‌سازی جوانان عصر دموکراسی انجام داد. او مانند استاد قسیم اخگر تلاش کرد تا جوانان دانشجو را با مفاهیمی مثل دموکراسی، حقوق بشر، حقوق شهروندی و جامعه مدنی آشنا کند. مرحوم محمداسماعیل اکبر، هم‌چنان گذشته را برای جوانان روایت می‌کرد. محمداسماعیل اکبر مبارزات سیاسی دهه چهل را به جوانان قصه می‌کرد و تلاش داشت تا میان نسل دموکراسی دهه هشتاد خورشیدی و مبارزات سیاسی دهه چهل پل بزند. اسماعیل اکبر در سال‌های اول سقوط طالبان که نظم جدید رسانه‌ای در کابل شکل نگرفته بود و بیشتر مردم به رسانه‌های مثل بی‌بی‌سی متکی بودند، مهمان برنامه‌های فرهنگی و سیاسی بی‌بی‌سی بود.
بیشتر جوانان عصر دموکراسی برای اولین بار با نام و افکار او از طریق بی‌بی‌سی آشنا شدند. محمداسماعیل اکبر با آن‌که در تسوید و تصویب قانون اساسی جدید افغانستان، نقش مستقیمی نداشت، اما از طریق امواج رادیو بی‌بی‌سی، نکته نظراتش را با افکار عمومی و اعضای کمیته ‌تسوید قانون اساسی در میان می‌گذاشت و روشنگری‌های او در آن زمان خیلی موثر واقع شد. با آن‌هم مرحوم اکبر بر قانون اساسی جدید کشور انتقاد داشت و از نحوه تصویب آن راضی نبود. او در سال ۱۳۸۶ کتابی زیر عنوان فصل آخر منتشر کرد و در آن نحوه تسوید و تصویب قانون اساسی جدید افغانستان را به باد انتقاد گرفت.
مرحوم اکبر معتقد بود که اگر یک اداره غیرجانبدار پس از سقوط طالبان شکل می‌گرفت و این اداره قانون اساسی را تدوین می‌کرد، ارزش‌های مثل دموکراسی و جامعه مدنی به معنای واقعی آن در کشور تحقق می‌‌یافت. مرحوم اکبر معتقد بود که اداره موقت و انتقالی‌ای که پس از طالبان به سر کار آمد غیر‌جانبدار نبود و به همین دلیل در قانون اساسی جدید افغانستان، خواست‌های رییس دولت انتقالی که بعد نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شد، بازتاب یافت.
آقای محمداسماعیل اکبر در میانه دهه هشتاد خورشیدی، کتابخانه‌ای در دانشگاه کابل گشود و جوانان را با ادبیات قرن نزده و بیست اروپا، ادبیات عصر روشنگری و تاریخ افغانستان آشنا کرد. او کتاب را به بهای خیلی اندک به جوانان اجاره می‌داد، گاهی هم کتاب را به امانت می‌داد. هیچ هدف بازرگانی را دنبال نمی‌کرد و انگیزه ‌گشایش آن کتابخانه بیشتر فرهنگی بود. تمام تلاشش معطوف به روشنگری بود. اکثرا دانشجویان را به خانه‌اش دعوت می‌کرد و با آنان از تاریخ مبارزات سیاسی در کابل می‌گفت.
مرحوم محمد‌اسماعیل اکبر، روایت جالبی از جریان‌های سیاسی دهه ‌چهل، چگونگی آشنایی نسل مبارزان دهه چهل با لیننیسم و ادبیات حزب توده به دست می‌داد. او کتابخانه ‌بزرگی در منزلش ساخته بود و در آن شمار زیادی جزوه، سند و رساله‌های را که در دهه چهل در کابل مورد مطالعه قرار می‌گرفت، گرد آورده بود. مرحوم اکبر شناخت ژرفی از جامعه روستایی ولایت‌های شمالی کشور نیز داشت. او می‌گفت که از همان آغاز آشنایی‌اش با کتاب و فعالیت‌های سیاسی درک کرده بود که نه مبارزان لیننیست و مایویست و نه اسلام‌گرایان، درک مطابق با واقع از جامعه ‌روستایی افغانستان ندارند.
او معتقد بود که اقتصاد دهقانی و روابط اجتماعی در روستا‌های افغانستان، چنان منحصربه‌فرد است که با جزوه‌های ایدیولوژیک هیچ جناحی قابل تحلیل و شناخت نیست. محمد‌اسماعیل اکبر ستیز با دین را یکی از اشتباه‌های جریان چپ افغانستان می‌دانست. او درک ایدیولوژیک از دین را نیز قبول نداشت و نقد‌های جدی بر شریعتی، سید قطب و دیگر ایدیولوگ‌های جریان‌های اسلام‌گرا وارد می‌کرد. مرحوم محمداسماعیل اکبر، تعلق خاطر ژرفی به عرفان خراسانی داشت و آن را منبع معنویت و پشتوانه ‌محکمی برای اخلاق می‌دانست. محمد‌اسماعیل اکبر در سال‌های آخر دهه ‌هشتاد خورشیدی، در بستر بیماری افتاد و زیاد در رسانه‌ها و محافل عمومی ظاهر نمی‌شد. اما هیچ‌گاه رسالتش را به‌عنوان یک روشنفکر فراموش نکرد. او خاطراتش را می‌نوشت و به‌طور منظم آن را به چاپ می‌رساند.
محمد‌اسماعیل اکبر در میان هم‌نسلانش شاید تنها کسی است که زند‌گی‌نامه ‌خود نوشت دارد. این زند‌گی‌نامه روایتی از تاریخ مبارزات سیاسی در افغانستان نیز به دست می‌دهد. خاطرات محمد‌اسماعیل اکبر، یکی از منابع مهم شناخت جنبش روشنفکری افغانستان نیز است. محمد‌اسماعیل اکبر مانند استاد محمد‌قسیم اخگر، معلم نسل دموکراسی افغانستان بود. او با تلاش‌هایش روزنه‌ای گشود تا جوانان نسل دموکراسی با تمدن معاصر آشنا شوند و درک مطابق با واقع، از دموکراسی، جامعه مدنی و حقوق بشر داشته باشد. نسل فرهیخته‌ای که امروز در کابل حضور دارد و سرمایه انسانی کشور به شمار می‌رود، وامدار چهره‌های چون قسیم اخگر و محمد‌اسماعیل اکبر است. روح مرحوم محمد‌اسماعیل اکبر شاد.

دکمه بازگشت به بالا