هرات فرهنگی؛ از کم‌رنگ شدن تصوف و عرفان تا قوت گرفتن افراط‌‌‌‌گرایی

نیک‌خواه

قرن‌ها است که هرات به «شهر علم و فرهنگ» مشهور شده است؛ شهری ‌که در هر گوشه‌‌ی از آن مقبره شاعران، عالمان، هنرمندان و دانشمندان جای گرفته و جایگاه ارزشمندی را برای افغانستان به‌ بار آورده است.

در گذشته هرات گواه دوره‌های درخشانی بوده و فصل‌های تمدن و شکوفایی را پشت سر گذاشته است. به عقیده بسیاری، دوره حکم‌روایی تیموریان از درخشان‌ترین دوره‌ها در هرات بوده و سلسله تیموری در شکوفایی این شهر زیاد کوشیده است.

پس از دوره درخشان تیموری، برخی  حاکمان هم در حد توان سعی کردند در کنار مسایل نظامی و امنیتی، به علم، فرهنگ و هنر توجه کنند، اما جنگ‌های داخلی طی چند دهه گذشته و دغدغه مسایل امنیتی در دو دهه پسین، کم‌تر به حاکمان اجازه داد تا روی مسایل فرهنگی تمرکز کنند.

بسیاری بر این‌ باور اند که پس از جنگ‌های داخلی و روی کار آمدن نظام نوین در افغانستان، مجال چندانی برای رسیده‌گی به مسایل فرهنگی وجود نداشت و آبده‌های تاریخی در هرات از همین سبب آسیب‌های چشم‌گیر دید.

از دید فرهنگیان از زمانی که عبدالقیوم رحیمی سکان‌دار ولایت هرات شده است، تلاش‌هایی برای رسیده‌گی به وضعیت نابسامان آبده‌های تاریخی و میراث فرهنگی در این ولایت انجام شده که تقریباً در چند سال اخیر کم‌پیشینه بوده است.

اطرافیان والی هرات او را علاقه‌مند سرسخت مسایل فرهنگی دانسته و ادعا دارند که آقای رحیمی در کنار تمرکز روی مسایل امنیتی و سیاسی، نیم‌نگاهی به مسایل فرهنگی هم دارد؛ چیزی که برخی از فرهنگیان هم بر آن مهر تأیید می‎‌زنند.

با این وجود اگر فرض بر این باشد که مسایل فرهنگی طی سال‌های اخیر در هرات به حاشیه کشیده شده، پرسش اساسی شاید این باشد که  هرات چگونه  شهر علم و فرهنگ باقی خواهد ماند؟

از استادی دانشگاه، تا تجارت و ریاست دفتر والی

برای تهیه این گزارش به دیدار مردی رفتم که یک دهه از عمرش را در فضای اکادمیک گذراند و چندین سال در وادی فرهنگ قدم زد. او در سال 1362 خورشیدی در هرات متولد شد و 21 سال پس از تولد با فراغت از رشته ادبیات، استاد دانشگاه هرات شد.

از سال 1383 تا 1391خورشیدی هشت سال استاد دانشگاه هرات بود و افزون بر تدریس برای دانشجویان، در زمینه‌های «فلسفه غرب، عرفان، مولاناشناسی، بیدل‌شناسی، و تصوف» تحقیق و چندین مقاله‌ی علمی چاپ‌ و نشر کرد. در کنار این، مسوولیت برخی نشریات را هم در هرات بر دوش داشت و زمانی هم دست به قلم می‌شد و طنز می‌نوشت.

محمدشعیب بهراد، حالا رییس دفتر والی هرات است. او زمانی فعال فرهنگی بود و وضعیت نابسامان میراث فرهنگی و فرهنگیان از دغدغه‌های اصلی‌اش حساب می‌شد، اما وقتی خودش وارد حکومت شد، برای توجه بیش‌تر به میراث فرهنگی آستین بالا زد.

هنوز چند روز از آغاز کار عبدالقیوم رحیمی به ‌عنوان والی هرات نگذشته بود که آقای بهراد شخص والی را به چهار گوشه شهر هرات برد. ‌این نخستین قدم برای توجه بیش‌تر حکومت محلی هرات به میراث فرهنگی بود و شخص والی تصمیم گرفت برای رسیده‌گی به میراث فرهنگی وقت بگذارد و کار کند.

از نظر آقای بهراد رسیده‌گی به میراث فرهنگی دو بعد دارد؛ پشتی‌بانی مادی که نیازمند بودجه است و پشتی‌بانی معنوی از هنرمندان و فرهنگیان که حکومت محلی تلاش کرده‌ در هر دو بخش تمرکز کند.

تقابل افراطی‌گری و صوفی‌گری

چند دقیقه‌ای که از گفت‌وگوی من با محمدشعیب بهراد گذشت و در گرماگرم صحبت‌ چای‌ ما سرد شد، آقای بهراد به کم‌رنگ شدن تصوف و عرفان و قوت گرفتن افراطی‌گری اسلامی در هرات اشاره کرد.

از دید او زمانی هرات مهد عرفان و تصوف اسلامی بود؛ شهری که در آن خواجه عبدالله انصاری زیست داشت. به عقیده بهراد با رنگ‌ باختن عرفان و تصوف که دوری از خشونت و پرهیز از جنگ مهم‌ترین شاخصه‌های آن است، اندک‌اندک افراطی‌گری ریشه ‌دوانده است. محمدشعیب بهراد می‌افزاید بر اساس تحقیقاتی که او در اشعار و نگرش مولانا و بیدل انجام داده، هر دوی آن‌ها مردم را به پرهیز از جنگ و دوری از خشونت تشویق کرده‌اند و مثال آن در اشعار این شاعران بزرگ محسوس است.

بهراد تأکید می‌کند که حکومت افغانستان می‌تواند از طریق تقویت تصوف و عرفان و با نشر اندیشه‌های عرفانی راهی برای تأمین صلح و پایان جنگ پیدا کند، اما ابتدا باید تولید اندیشه‌های عرفانی آغاز شود و هرات باری دیگر به مهد عرفان و تصوف اسلامی مبدل گردد.

در سوی دیگر برخی فرهنگیان هراتی کم‌رنگ شدن مسایل عرفانی در این شهر را نمی‌پذیرند و باورشان این است که عرفان و تصوف جایگاه خود را در هرات دارد.

از نظر آقای بهراد با تقویت افراطی‌گری، عرفان و تصوف ناخواسته به حاشیه کشانده شد و فضا برای فعالیت در این حوزه مانند سالیان گذشته مساعد نیست.

یکی از برنامه‌های فرهنگی ولایت هرات، برگزاری نشست‌های علمی بزرگ در مورد عرفان و تصوف است تا از این طریق تولید اندیشه‌های عرفانی باری دیگر در این شهر آغاز شود.

محمدشعیب بهراد، تصویری از هرات در قرن چهارم را در ذهن مجسم می‌کند که این شهر باستانی مرکز عرفان و تصوف بود و سنایی غزنوی، پدر تصوف اسلامی، آغازگر راهی شد که بعدها مولانا و بیدل از آن پیروی کردند.

در گذشته‌ی نه‌ چندان دور زمانی که یهودیان ایران را به دلیل فشار حکومت صفوی ترک کردند، این هراتیان بودند که با آغوش باز آنان را پذیرفتند و مسجد مسلمانان و «کنیسه» یهودیان کنار هم بنا شد؛ اما اکنون گسترش و ترویج افکار افراطی نگرانی‌هایی را به بار آورده است.

راهی که کشورهای اسلامی اشتباه رفتند

در جریان بیش‌تر از یک ‌ساعت گفت‌وگو، شعیب بهراد از وضعیت حاکم بر کشورهای اسلامی سخن گفت و راهی که این کشورها اشتباه رفتند. او اندیشه‌ی سیدجمال‌الدین افغان را در تشکیل حکومت‌های اسلامی و تقویت اسلام سیاسی، نقد می‌کند.

به ‌گفته‌ی بهراد، سیدجمال‌الدین افغان باور داشت که ابتدا باید اسلام سیاسی تقویت شود و عالمان دین حکومت‌ها را سرنگون کرده خود زمام امور کشورهای اسلامی را به ‌دست گیرند و اصلاحات از بالا به پایین اعمال شود. این دقیقاً همان راهی است که به ‌باور بهراد، برخی از کشورهای اسلامی طی صد سال اخیر اشتباه رفتند و قدرت‌طلبی، تلاش برای حفظ قدرت و نبود راهکاری مدون و جامع برای ممانعت از ظلم و زیرپا شدن عدالت از سوی حاکمان اسلامی مشکلاتی را در جوامع اسلامی به میان آورد.

از نظر بهراد، عرفان و تصوف فرد را از قدرت‌طلبی دور نگه ‌می‌دارد و برخلاف آن اگر فرد خواسته باشد به قدرت دست ‌یابد، باید دست به خشونت بزند و از راه خشونت و کشتار به قدرت برسد و این خلاف اندیشه‌های عرفانی است. او داستان مشهور مولانا در مورد فرد مارگیری که ماری بزرگ و یخ‌زده را به گمان این‌که مرده است به مرکز شهر بغداد می‌آورد و با گرمای نور آفتاب یخ آن مار آب می‌شود و مار، مرد مارگیر و تماشاچیان را می‌خورد، ذکر می‌کند. از دید بهراد هر انسان مانند مار بزرگ یخ‌زده است و با آب شدن یخ و رسیدن به قدرت، ممکن است برای حفظ قدرت دست به هر قدامی بزند.

او تصریح می‌کند که خلاف اندیشه‌ی سیدجمال‌الدین افغان، اصلاحات در جامعه باید از پایین به بالا اعمال شود و تشکیل حکومت با بهای خشونت و خون‌ریزی و تمرکز قدرت به دست یک فرد نمی‌تواند راهکار مناسبی برای جامعه اسلامی باشد.

در چنین شرایطی بازهم شعیب بهراد تأکید می‌کند که راه کاهش خشونت در جوامع اسلامی، تولید اندیشه‌های عرفانی و تصوفی و پرهیز از افراطی‌گری است.

دورنمای شهر علم و فرهنگ چگونه است؟

یکی از دوره‌های ماند‌گار و درخشان در تاریخ هرات، دوران تیموریان است که بسیاری از فرهنگیان هرات در این مورد هم‌نظر هستند. از دید فرهنگیان هرات چند حاکم تیموری نقش اساسی در تقویت فرهنگ و هنر در این شهر داشته‌اند. گوهرشاد بیگم، پسرانش بایسنغر میرزا و الغ‌بیگ، سلطان‌حسین بایقرا و امیرعلی شیر نوایی در زمان حکم‌رانی تیموریان توجه زیادی به مسایل فرهنگی داشته‌اند و هرات را به مرکز علمی و فرهنگی منطقه مبدل کرده‌اند که دانشمندان و هنرمندان از نقاط گوناگون به دربار تیموریان می‌آمده‌اند.

از دید برخی فعالان فرهنگی طی 50 سال اخیر به ‌جز فعالیت‌هایی که از سوی نهادهای غیردولتی آن هم در دو دهه اخیر انجام شده، وضعیت فرهنگ و هنر در هرات مطلوب نبوده است. عبدالغنی نیک‌سیر، نویسنده و فعال فرهنگی، به روزنامه 8صبح می‌گوید که اگر وضعیت همین‌گونه ادامه پیدا کند، ممکن است 50 سال بعد وضع فرهنگ و هنر بدتر از این شود.

ولی‌شاه بهره، رییس پیشین اطلاعات و فرهنگ هرات و فعال فرهنگی، نیز با اشاره به رشد رسانه‌ها و مطبوعات طی دو دهه اخیر و مشکلاتی که در سال‌های جنگ در افغانستان ایجاد شد، تمرکز حکومت بر مسایل امنیتی و سیاسی را علت توجه اندک به فرهنگ و هنر می‌داند. او فعالیت‌های انجام شده از سوی عبدالقیوم رحیمی، والی هرات و همکارانش را در حوزه فرهنگ دل‌گرم‌کننده می‌داند، اما آن‌ را برای شهری باستانی مانند هرات بسنده نمی‌داند.

آریا رووفیان، رییس اطلاعات و فرهنگ هرات، نیز به روزنامه 8صبح می‌گوید که هرات ظرفیت‌های بزرگی در بخش علمی، فرهنگی و هنری دارد و حکومت افغانستان در حد توان کارهایی در حوزه فرهنگ انجام داده است که طرح ایجاد مرکز توسعه فرهنگی در نزدیکی خیابان تاریخی «هرات» از مهم‌ترین اقدامات در این خصوص است. به گفته او در کنار این، چندین بنای باستانی با کمک نهادهای خارجی در هرات مرمت شده است که بازسازی ارگ تاریخی هرات نمونه‌ای از آن است.

هرچند اداره محلی هرات هم با کوشش محمدشعیب بهراد، طرح‌هایی را برای رسیده‌گی بیش‌تر به میراث فرهنگی و آبدات تاریخی روی دست گرفته است و شخص والی هرات برای جذب بودجه برای بناهای تاریخی تلاش کرده است، اما از دید آقای بهراد با توجه به ظرفیت بالای هرات طی 20 سال اخیر کار چندانی برای حفاظت و مرمت از آبده‌های تاریخی انجام نشده است.

با این وجود یکی از دغدغه‌های مهم فعالان فرهنگی هرات این است که این شهر تاریخی مهد علم و فرهنگ باقی خواهد ماند یا این‌که به مرور زمان چهره‌ی فرهنگی و علمی‌اش از بین خواهد رفت.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن