عبور از بحران انتخابات اما چگونه؟

نثاراحمد فیضی غوریانی

برای بار دوم، کمیسیون انتخابات موفق نشد که نتایج نخستین انتخابات ششم میزان را اعلام کند. این بار اما دلیل اعلام نشدن نتایج نخستین انتخابات اعتراض دسته‌های انتخاباتی است، به شمارش آرا و آن چه که از سوی آن‌ها نقض فیصله‌های کمیسیون و قانون انتخابات خوانده می‌شود. کمیسیون انتخابات در آغاز فیصله کرده بود که رای معتبر و قابل شمارش رای‌هایی است که در زمان تعیین شده در دستگاه‌های بایومتریک ثبت شده باشند. اما بعداً کمیسیون در مغایرت با این تصمیمش که قانون انتخابات نیز برآن صحه می‌گذارد، آغاز به شمارش آرایی کرد که بایومتریک نشده بودند و یا در ساعات بیرون از وقت انتخابات ثبت شده بودند. این موضوع سبب جنجال‌های زیادی در کمیسیون و در میان دسته‌های انتخاباتی شد.

 یک تن از اعضای ارشد کمیسیون انتخابات نسبت به چنین روندی اعتراض کرد و اکثر دسته‌های انتخاباتی نیز به این موضوع واکنش منفی نشان دادند.

 در برخی از ولایت‌ها که شمارش آرا آغاز شده بود، با اعتراض هواداران دسته‌های انتخاباتی شمارش آرا متوقف ساخته شد. حالا اما گره کور در انتخابات افغانستان به وجود آمده که معلوم نیست چه زمانی و با کدام راه‌کار حل خواهد شد. دسته‌های انتخاباتی مختلف راه‌کارهای را ارایه کرده‌اند که عمدتاً منافع هر دسته انتخاباتی را می‌تواند بازتاب دهد.

این جنجال آن گونه که به نظر می‌رسد نه ساده است و نه هم به آسانی دسته‌های انتخاباتی قانع می‌شوند که بازشماری آرا صورت گیرد.

 فعلاً دو جبهه در انتخابات افغانستان قابل تشخیص اند: نخست جبهه‌ای که مخالف با اعتبار شناختن آرای بایومتریک نشده و یا استفاده شده در ساعات بیرون از زمان انتخابات‌اند و جبهه دوم که تقریباً در اقلیت قرار دارد و همان دسته انتخاباتی دولت‌ساز می‌تواند باشد، جمع شماری از کمیشنران کمیسیون انتخابات خواهان شمارش آرای بایومتریک‌ناشده اما تحت شرایط خاص هستند. استدلال این دسته انتخاباتی این است که در بخش‌های از کشور به دلایل امنیتی و یا مشکلات فنی در دستگاه‌های بایومتریک رای‌های شرکت‌کننده‌گان در انتخابات ثبت دستگاه نشده ولی این رای‌دهنده‌گان عملاً در روند انتخابات حضور داشته‌اند و رای داده‌اند. طرف مقابل ادعا دارد که این رای‌ها، رای‌های جعلی و غیرقابل اعتبار است که می‌تواند شفافیت انتخابات را زیر سوال ببرد و بر نتیجه‌ی واقعی انتخابات اثر منفی بگذارد. حالا در چنین وضعیتی کدام نهاد و ارگان می‌تواند این گره کور را باز کند؟ هر دسته‌ی انتخاباتی دیدگاه‌های‌شان را توأم با ادله و استدلال ارایه می‌کند و مدعی‌اند که آن‌چه می‌گویند کاملاً دقیق و منطقی است. متأسفانه در کمیسیون انتخابات نیز مدیریت دقیق و سالمی به اجرا گذاشته نشد که این کمیسیون به عنوان یگانه نهاد معتبر برگزاری انتخابات، مورد حمایت دسته‌های انتخاباتی و از همه مهم‌تر رأی‌دهنده‌گان قرار گیرد. مشکل کمیسیون انتخابات از همان نخستین سال‌های ایجادش مشخص بود و هر بار این مشکلات باعث به وجود آمدن جنجال‌های بزرگی در روند انتخابات کشور شد. هر بار که مدیران جدیدی برای کمیسیون‌های انتخاباتی گزینش شدند، تعهد سپردند که انتخابات را چنان با شفافیت و در پرتو احکام قانون مدیریت خواهند کرد که هیچ مشکل غیرقابل حل به وجود نیاید. سرنوشت کمیشنران قبلی کمیسیون‌های انتخاباتی، سرنوشتی دردناک و عبرت‌آموز است ولی با آن هم باعث نشد که تغییر قابل ملاحظه‌ای در روند برگزاری و مدیریت انتخابات رونما شود. مشکلات همان مشکلات قبلی‌اند و بازهم احتمال می‌رود که انتخابات باعث بحران تازه‌ای در کشور شود.

همان بحرانی که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴ اتفاق افتاد و یا بحرانی که در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۱۸ شاهدش بودیم. تاوان این همه بحران که اثرات آن بر دیگر عرصه‌های زنده‌گی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی غیرقابل انکار است، به وسیله مردم پرداخت می‌شود. همین لحظه اقتصاد کشور به دلیل به درازا کشیده شدن اعلام نتایج انتخابات به رکود مواجه است و در عرصه سیاست و حکومت‌داری نیز انارشی و هرج‌ومرج حکم‌روایی می‌کند. اکثر وزیران کشور خلاف قانون سرپرستی ماه‌ها و حتا سال‌ها است که بر کرسی‌های سرپرستی تکیه زده‌اند و اداره کشور به سوی فروپاشی حرکت می‌کند. از جانب دیگر اثرات جنجال‌های انتخاباتی می‌تواند پایه‌های ضعیف دموکراسی نوبنیاد کشور را تکان دهد. فراموش نکنیم که اکثر گروه‌های تندرو و افراطی که مخالف جمهوریت و دموکراسی‌اند از چنین فضایی تغذیه‌ی تبلیغاتی می‌کنند و به نفع خودشان، مردم را علیه این ارزش‌ها می‌شورانند. برای بیرون‌رفت از چنین فضایی، بدون شک به تساهل، مدارا و عقلانیت نیاز است. دسته‌های انتخابات باید نخست جنجال‌های میان‌خودی را حل کنند و آن‌گاه در گفت‌وگو با کمیسیون انتخابات راهی را برگزینند که مورد رضایت تمام طرف‌ها واقع شود و به ویژه به نفع عدالت و شفافیت انتخابات منجر شود. سیاسیون کشور باید میان قدرت سیاسی و تحکیم ارزش‌های دموکراتیک بتوانند آن‌چه را که برای آینده کشور می‌تواند مفید تلقی شود، یکی را انتخاب کنند. بدون شک همین لحظه نیز انتخابات افغانستان به دلیل سطح پایین مشارکت رأی‌دهنده‌گان با مشکلاتی روبه‌رو است و اگر این مشکلات با بحران انتخابات توأم شود، آن گاه وضعیتی به وجود خواهد آمد که سررشته کار از دست همه خواهد رفت و اوضاع به نفع تمامیت‌خواهی و افراط‌گرایی رقم خواهد خورد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن