عبور از بحران

نثاراحمد فیضی غوریانی

امضای توافق‌نامه سیاسی میان دو تیم انتخاباتی که هر دو مدعی پیروزی در انتخابات سال گذشته بودند، این فرصت را دوباره فراهم کرد که بحران به وجود آمده شیرازه نهاد‌های موجود در کشور را حفظ کند. این امر به خودی خود برای افغانستان که در یکی از مهم‌ترین فصل‌های حیات سیاسی خود قرار دارد، بسیار بااهمیت است. البته امضای توافق‌نامه سیاسی مخالفان و موافقان زیادی دارد. دو تیپ از مخالفان را می‌خواهم در این‌جا برجسته کنم.

یک دسته از مخالفان کسانی‌اند که نسبت به افراد موضع‌گیری دارند. این نوع مخالفت بیش‌تر در سطح قرار دارد و عمیق نیست. مثلا در هر دو دسته انتخاباتی کسانی هستند که نسبت به یک‌دیگر و برخی شخصیت‌ها بدبینی‌هایی دارند و این بدبینی‌ها سبب شده است که از در مخالفت با توافق‌نامه سیاسی پیش آیند. دوم اما کسانی‌اند که داعیه‌های کلان‌تری را مطرح می‌کنند. مثلا در جناح ثبات و هم‌گرایی کسانی هستند که نسبت به توافق سیاسی فعلی نظر مساعد ندارند. آن‌ها می‌گویند که داعیه تیم ثبات و هم‌گرایی شراکت در قدرت سیاسی نبود، بل این دسته می‌خواست و تلاش داشت که تغییرات بنیادی در جامعه ایجاد کند. از تمرکززدایی از قدرت تا تغییر ساختار نظام از ریاستی به پارلمانی. در ضمن این معترضان می‌گویند که انتخابات یک اصل است که نباید مورد دست‌برد و تقلب قرار گیرد و اگر توافق سیاسی به وجود آید، به معنای رسمیت بخشیدن به تقلب و چشم‌پوشی از آرای مردم است. اما کسانی که موافق امضای چنین سندی میان دو دسته انتخاباتی هستند، نیز ادله خود را پیش می‌کنند. به باور آن‌ها افغانستان دچار انسداد سیاسی پس از اعلام نتیجه انتخابات شده بود و در وضعیتی که کشور قرار داشت، یعنی فقر مزمن، گسترش بیماری کووید-۱۹ و ناامنی، نمی‌شد روی چنین ارزش‌هایی مانور داد. فعلا باید به نجات کشور اندیشید و یگانه راه آن تفاهم میان دو جناح سیاسی بود. فکر می‌کنم وقتی از این دریچه به امضای توافق‌نامه سیاسی نگاه شود، به خوبی می‌توان ضرورت آن را توضیح داد.

اگر افغانستان هم‌چنان در وضعیت بی‌سرنوشتی به سر می‌برد و حکومت نمی‌‌توانست با چالش‌های به وجود آمده مبارزه کند، کی مقصر وضعیت می‌بود و چه کسانی بیش‌تر صدمه می‌دیدند؟ بدون شک اولویت کشور ما در چنین وضعیتی، توجه به نیازهای مردم و ارایه خدمات به آن‌ها است که بتوانند فصل بحران را به سلامت عبور کنند. در این مقطع پافشاری روی برخی ارزش‌ها می‌توانست نه تنها سلامت جامعه را با خطر مواجه کند، که باعث به وجود آمدن فاجعه انسانی در کشور شود. آن کس که در این عرصه پیش‌گام شد که توافق‌نامه سیاسی امضا شود، به نظرم به چنین جنبه‌هایی از وضعیت فعلی توجه داشته است. در شرایط فعلی باید تمام توش و توان نیروهای سیاسی وقف حل معضلات کشور شود. معضلاتی که هر کدام به نوبه خود به تهدیدی جدی تبدیل شده‌اند؛ از بیماری کووید-۱۹ تا فقر و تا گسترش ناامنی در کشور.

یکی از مهم‌ترین وظایف فعلی دولت، برگزاری گفت‌وگوهای صلح با گروه طالبان است. این گروه به دلیل سردرگمی‌های سیاسی ناشی از بحران انتخابات هر روز بر دامنه فعالیت‌هایش برای وارد کردن فشار بر مردم می‌افزاید. همین حالا کشور از چندین سو با موجی از حملات گسترده طالبان و دیگر گروه‌های افراط‌گرا مواجه است. از جانب دیگر وضعیت اقتصادی مردم نیز روز‌به‌روز به وخامت می‌گراید. فقر و بی‌کاری، بدتر از جنگ حیات مردم ما را تهدید می‌کند. آن وقت در وسط چنین جنجال‌ها و بحران‌ها، باید هم‌چنان به دنبال تمرکز‌زدایی از قدرت و تغییر ساختار سیاسی می‌بود؟ شاید این ارزش‌ها بسیار مقدس و خوب باشند و آینده بهتری برای افغانستان فراهم کنند، اما به هیچ صورت از زنده‌گی و حیات مردم با‌ارزش‌تر نیستند. در جایی که می‌توان یک زنده‌گی را نجات داد، باید تمام نیروی خود را صرف آن کرد. مسایل و مشکلات دیگر خود را ما می‌توانیم در زمان مناسب آن دنبال کنیم، ولی برای فعلا نجات کشور و عبور از بحران حیاتی و کاملا در دستور کار باید قرار می‌داشت و به همین دلیل امضای توافق‌نامه سیاسی به عنوان یک اقدام شجاعانه برای رسیدن به صلح، ثبات و نظم سیاسی باید مورد حمایت تمام اقشار جامعه قرار گیرد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن