تأثیر کرونا بر زنده‌گی معلمان کشور

فرهاد حمیدی، ماستر اداره و تجارت

امروز به دلیل گسترش علوم و تجارب بشری و توسعه فن‌آوری و پیش‌رفت‌های صنعتی‌، گرایش به سازمان‌های آموزش و پرورش امری فراگیر و جهانی شده است، به حدی که یکی از شاخص‌های مهم رشد هر جامعه را وسعت دامنه وظایفی می‌دانند که نظام آموزش و پرورش (معارف) آن برعهده گرفته است.

در اکثر کشور‌های توسعه‌یافته زمانی که در سیستم آموزش و پرورش (معارف)‌شان توجه صورت گیرد، معلمان از بهترین معاش و جایگاه اجتماعی برخوردار اند.توسعه هر جامعه بسته‌گی به نظام تحصیلی و معارف آن کشور دارد که جامعه را به سمت پویایی و پیش‌رفت سوق می‌دهد.

کرونا یکی از اپیدمی‌های انکارناپذیر در سطح جهانی است که تمام سیستم‌های اقتصادی را به حالت رکود مواجه کرده و ضرر‌های فراوان مالی و جانی را از خود برجای گذاشته است و هنوز هم خطر بسیارجدی برای اکثر کشور‌ها است.افغانستان هم از این ضرر‌های مالی و جانی در امان نمانده است.در این کشور فقیر‌ها را فقیرتر و طبقه متوسط جامعه را به زیر خط فقر سوق داده است.در این میان وضعیت اقتصادی معلمان را هم تحت تأثیر بد و منفی قرار داده است؛ معلمانی که نه دست‌مزد قابل توجه دارند و نه در‌آمد ثابت از کدام بخش دیگر‌.

معلمان از  قشر فقیر جامعه هستندکه نه مالک جایداد هستندو نه همتاجر و تجارت‌پیشه، بلکه اکثرشان در حالت فقر اقتصادیزنده‌گی‌شان را سپری می‌کنند.

اولین پایگاه اجتماعی که افراد باآن آشنا می‌شوند مساجد،مکاتب و معلمان‌اندکه از خط نوشتن گرفته، خط خواندن و دروس مختلف را می‌آموزند. از رییس جمهور تا معاونان، وزیران، نماینده‌گان پارلمان و تمام اعضای جامعه که امروز به جایگاه و منصب‌های بلندی رسیده‌اند، از زحمت‌کشی و تلاش همین قشر است. در بدترین شرایط ممکن (جنگ) معلمان به وظایف مقدس خود حاضر بودند تا بتوانند در توسعه کشور خود سهمی ارزنده داشته باشند،ولی متاسفانه در افغانستان روز‌به‌روز بی‌مهری دولت نسبت به این قشر بیش‌تر و بیش‌تر می‌شود.

اکنون که مکاتب به دلیل شیوع کرونا مسدود است، اکثر مکاتب خصوصی بیش‌تر معلمان خود را از وظایفسبک‌دوش کرده‌اند ویانتوانسته‌اند پولی برای‌شان پرداخت کنند.معلمان مکاتب دولتی هم همیشه با مشکلاتی مانند تأخیر در واریز شدن معاشات‌شان از طرف دولت روبه‌رو اند.

چندی پیش اتحادیه مکاتب خصوصی یک اعتراض مدنی را راه‌اندازی کرده بود تا دولت در دوره قرنطین وکرونا با آن‌ها همکاری داشته باشد، ولی آن هم نتیجه نداد. این را به وضاحت کامل بیان می‌کنم که همیشه معلمان کشور ما با بی‌مهری جامعه و دولت روبه‌رو بوده‌اند.

چندی پیش طلوع نیوز ویدیویی را به نشر رسانیدکه وضعیتاقتصادی یک معلم را در ولایت هرات به تصویر کشانیده بود. این معلم از ناچاری و فقر شدید در دوران قرنطین،دست به جمع‌آوری خیرات (گدایی) زده بود.

شب گذشتهچند تصویردر فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شدکهوضعیت بداقتصادی یک خانم معلم را به تصویر کشیده بود. او سه فرزند دارد و شوهرش هم در ایران به سر می‌برد. مانند او، صدها و هزار‌ها معلمدر سر‌ا‌سر افغانستان داریم که زنده‌گی‌شان به همین اندک معاش ماهانه ۷۰۰۰یاکم‌تر از آن بسته‌گی دارد.آیا معلمان کشور ما محکوم به گدایی‌اند؟

ما در کجایی جهان قرار داریم؟بنا بر گزارشی که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد، کشور‌هایی مانندلوکزامبرگ (۷۰ تا ۱۰۲٫۵ هزار دالر)، جرمنی (۵۶ الی ۷۰ هزار دالر)، کانادا، امریکا، کوریایجنوبی، جاپان، اسپانیا، فرانسه، ایتالیا و مکسیکو به ترتیب بیش‌ترین معاش و دست‌مزد را برای معلمان خود پرداخت می‌کنند. معلمان آن‌ها در کنار معاش بالا، از بیمه صحی از طرف دولت هم برخوردار اند.

اگر دولت می‌خواهد سیستم آموزش و پرورش خود را توسعه دهد، حمایت از معلمان چه مادی و چه غیر‌مادی یکی از موثر‌ترین روش‌ها می‌تواند باشد. در کنار آن از نظر من دولت می‌تواند بخشی از کمک‌های نقدی میلیون دالری که از طرف سازمان‌های جهانی مانندبانک جهانی، سازمان بین‌المللی صحت  و سازمان ملل متحد برای جلوگیر از شیوعو بحران کرونا کمک شده‌اند را به معلمان تخصیص دهد تا هم مشکلات اقتصادی این گروه رفعشود و هم دولت نشان دهد که حامی معلمان است و این خودش به مثابه سرمایه‌گذاری در سیستم معارف محسوب می‌شود.اگر معلمی در اثر مشکلات اقتصادی و بی‌توجهی دولت بمیرد، به مثابه خاموش شدن چراغ علم، دانش ومعرف است.

بی‌توجهی و عدم حمایت دولت از سیستم آموزش و پرورش (معارف) می‌تواند سیستم آموزشی کشور را بایک خطر جدی و جبران‌ناپذیر روبه‌رو کند.

درست است که شرایط افغانستان از لحاظ اقتصادی چندان مهیا و آمده نیست، اما اگر توجه صورت گیرد،از خرج دستر‌خوان وزارت‌خانه‌ها، ریاست‌های مستقل و ولایت‌ها، کریدت‌کارت‌های مبایل، مواد سوخت موتر‌های زرهی و سفر‌خرجی‌‌شان کمی کاسته شود، با این پول حداقل گوشه‌ای از مشکلات سیستم آموزشیحل خواهد شد.

نتیجه‌ی سیستم آموزش و پروش مدرن، از یک سو پرورش انسان‌های مستعد سالم، بالنده، متعادل و رشد یافته است و از سوی دیگر تامین‌کننده نیازهای نیروی انسانی جامعه در بخش‌های متفاوت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خواهد بود. به دلیل چنین اهمیتی است که در عصر حاضر همه‌ی دولت‌ها از کوچک و بزرگ، قدرت‌مند و ناتوان و توسعه‌یافتهیا در حال توسعه، پرداختن به آموزش و پرورش مردمخودرادرشماروظایفاساسی می‌دانند.

شاید کرونا بهانه‌ای باشد تا به ما بفهماند که خدمت‌گزاران آموزش و پرورش نیازمبرم به حمایت ما و دستنوازش دولت دارند. به امید روزی که هیچ معلمی در هیچ گوشه‌ی کشور ما زیر خط فقر زنده‌گی نکند و حداقل دولت و جامعه اجتماعی توانسته باشد از زحمات‌شان تقدیر به عمل بیاورد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن