کارمندان قراردادی زحمت‌کشان نفرین‌شده

شفیق‌الله ابراهیم‌زاده

در بخش‌هایی از حکومت، کارمندان قراردادی‌ کار می‌کنند. این کارمندان به اساس تعریف‌هایی که حکومت و حمایت‌کننده‌گان دولت افغانستان دارند، توانایی‌هایی ویژه‌ای دارند. آنان بر بنیاد همین مهارت‌‌ها و بنا بر روش «NTA» معاش می‌گیرند. شمار این کارمندان اندک است، اما در اکثر موارد، به اقتضای نیازهای اصلی نهادها استخدام می‌شوند و اکثراً دارای مهارت‌هایی اند که می‌توانند در دیگر بخش‌ها (مثلاً بیرون از دولت) نیز تن‌خواه بیش‌تری دریافت کنند.

از این کارمندان، ‌اکثراً به عنوان عام «مشاور» یاد می‌شود و بارها شمار زیادی از رسانه‌ها، کارمندان خدمات ملکی و کسانی که حرف و حدیث‌هایی شنیده‌اند، به این کارمندان تاخته‌اند و استخدام آنان را زیر پرسش قرار داده‌اند. انتقادکننده‌گان از استخدام کارمندان قراردادی آن‌چه را خواسته و دانسته‌اند، فقط این بوده است که این کارمندان، معاشی بهتر از معاش کارمندان خدمات ملکی دارند. یعنی معاش، تنها موضوعی بوده که همیشه در پیش چشم و نوک زبان کسانی که بر قراردادیان نفرین کرده‌اند قرار داشته و هیچ چیزی بیش‌تر از این، در موردشان گفته نشده یا بسیار بسیار کم گفته شده است.

کمبودها از جمله فساد، موضوعی است که در اکثر نهادها و بخش‌ها در افغانستان نمی‌توان آن را در اندازه‌های مختلف انکار کرد، اما در بحث انتقاد از استخدام کارمندان قراردادی حکومت، به مسایل دیگر – جز معاش- پرداخته نشده است. شاید شماری از بست‌های خیالی در نهادها و یا جاهایی که شایعه می‌شود وجود داشته باشد، ممکن است شماری از کارمندان هر طوری که شده به اساس واسطه‌ها در این بخش‌ها فقط معاش بگیر بوده باشند، اما واقعیت امر این است که بخش اصلی و کلان کارمندان قراردادی و یا کارمندانی که معاش بلند دارند،‌ آنانی اند که اطراف بدنه‌ی اصلی حکومت را در دست دارند، آن را با مهربانی و مهارت‌هایی که دارند نگاه داشته‌اند. اگر سربازان در خط مقدم جبهه برای پایداری نظام و حکومت می‌جنگند و ایستاده‌گی می‌کنند، ‌کارمندانی که مهارت‌های بلند و توانایی‌های بیش‌تر دارند و معاش بهتر دریافت می‌کنند، در بدنه‌ی سیاسی و اجتماعی نظام فعالیت می‌کنند و جزء پایه‌های اصلی و نگهدارنده‌ی حکومت و استمرار دهنده‌گان خدمت‌رسانی نسبی حکومت به مردم هستند.

در گزارش اخیری که روزنامه‌ی ۸صبح در مورد کم بودن معاش کارمندان خدمات ملکی نشر کرد، نیز اشاره‌ای به کارمندان قراردادی شده بود و یک‌بار دیگر، نیشی به بدن آن‌ها فرو شد. مسأله‌ی اساسی این است که کارمندان خدمات ملکی، در بیش‌تر موردها کارکنانی‌اند که بخش زیادی از آنان شغل دارند و مناسب با امتیازات آن، بخشی از روز را کار می‌کنند، یا معاش‌شان به اساس توانایی‌ها و کارشان است.

چنان‌که می‌دانیم، متأسفانه روند کار در اداره‌های خدمات ملکی، خیلی کُند، کاغذپران‌بازانه، سطحی و بسیار غیرماهرانه است. این واقعیت دلیل‌های مختلفی دارد. از جمله این که دولت افغانستان در سال‌های گذشته مکلف بوده است کارمندان قبلی را حفظ کند و کارمندانی که در سال‌های اخیر نیز استخدام شده‌اند با پیروی از گذشته‌های خدمت ملکی، پیرو قاعده و رفتارهای کُندکننده، بی‌پروایانه و ضعیف پیشینیان شده‌اند. در بیش‌تر اداره‌ها، شمار کارمندان زیاد و کار کم‌تر از حد معمول است و کارمندان در بیش‌تر وقت کاری، به چای خوردن و قصه کردن می‌پردازند. کارکنان خدمات ملکی اکثراً نیرویی کم‌مهارت یا بی‌مهارت، راکد و تابع گذشته‌هایی هستند که به درد امروز نمی‌خورند و امروز را به جای فردا، به دیروز انتقال می‌دهند.

اعتراف باید کرد که کم‌بود کار و استخدام آن‌ها در صورت نداشتن مهارت یا کم‌بود مهارت‌های کاری، گناه کارمندان نیست، اما نفس کم‌بود مهارت در میان خدمات ملکی تقریباً ترویج شده است و شمار کمی از کارمندان خدمات ملکی، دارای مهارت‌های مورد نیاز هستند که بخشی از آن‌ها با تشخیص رییسان‌شان از معاش‌های «سوپر اسکیل» بهره می‌برند و شماری دیگر که توجهی به حال‌شان نمی‌شود، ناگزیر می‌شوند تابع کلیت کم‌مهارت شوند، به مأموریت دولتی به عنوان شغل دوم نگاه کنند و یا هم کنار بروند و با مهارت‌هایی که دارند به ساده‌گی ممکن به بخش‌های خصوصی جذب شوند.

به عنوان نمونه، در سال‌های اخیر، در ساختار وزارت‌خانه‌ها و اداره‌های مستقل، بخش/ریاستی به نام اطلاعات و ارتباط عامه ایجاد شد. در جریان نزدیک به یک دهه، کاری که اکثر این بخش‌ها کرده‌اند، با روش‌های کاری رسانه‌ای و ارتباطاتی امروز، ‌به هیچ صورت هم‌خوانی نداشت و ندارد و این بخش‌ها با کارهای کهنه و کلیشه‌ای‌شان به همکاران تلویزیون ملی بدل شدند.

در هر اداره، تشکیل‌هایی به بزرگی ۲۰ تا ۳۵ نفری به عنوان کارمندان بخش اطلاعات و ارتباطات وجود دارند، اما کارشان به هیچ صورت با اطلاع‌رسانی امروزین و برخوردهای رسانه‌ای و ارتباطاتی امروز هم‌خوانی ندارد. مثلاً خبرها و گزارش‌ها را یک یا دو روز بعد از واقعه، به صورت گزارش‌های کاری اداری با ادبیات پر از اشتباه و واژه‌های قلمبه و سلمبه می‌نویسند و آن را به رییس‌شان تقدیم می‌کنند. این خبر در کجا باید نشر شود؟ آیا رسانه‌ای وجود دارد که دو روز بعد، خبری را از میان یک گزارش کلان اداری بپالد، ببافد و نشر کند؟

اما این وضعیت در برخی از وزارت‌خانه‌ها و نهادهای مستقل، با استخدام ۳- ۵ کارمند قراردادی که مهارت بالا دارند، کاملاً دگرگون می‌شود. نمونه‌هایی از این روی‌کرد را در بخش‌هایی از حکومت تماشا می‌کنیم.

در واقع هر یک از کارمندان قراردادی که به اساس دانش و توانایی‌های‌شان استخدام می‌شوند، می‌توانند کار سه روزِ بیش‌تر از هفت کارمند قراردادی را در یک روز به صورت خیلی خوب و معیاری انجام بدهند.

واقعیت این است که تنها پرداختن به مسأله‌ی معاش کارمندان قراردادی، نشان می‌دهد که منتقدان تنها ابراز نفرت می‌کنند، در حالی که این کارمندان روز و در موارد اضطراری شب‌ها، وقت‌های رخصتی و تعطیل نمی‌گویند و همواره به صورت گسترده و با تمام قوا و مهارت، در اختیار حکومت‌اند. در حالی که کارمندان خدمات ملکی چنان‌که در گزارش آمده بود، مهارت‌هایی در بخش‌های دیگر از جمله دهقانی و دکان‌داری دارند، اما کارمندان قراردادی، شغل اول و آخرشان کار و تلاش برای حکومت‌شان است.

گلایه از بلند شدن نرخ ارز و کالا و کاهش ارزش معاش کارمندان دولت، شکایتی نیست که تنها کارمندان خدمات ملکی داشته باشند. کارمندان قراردادی نیز معاش‌شان با پول افغانی پرداخته می‌شود. آنان هم با بلند رفتن نرخ دالر و کالا و کاهش ارزش معاش‌شان زیان کرده‌اند و با توجه به کاری که می‌کنند، زیان‌شان بیش‌تر هم بوده است. کارمندان قراردادی، به اساس مهارت‌ها و فداکاری‌هایی که دارند، باید در معاش‌شان هم‌زمان با افزایش کارمندان خدمات ملکی، افزایش بیاید.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن