ادامه‌ی جنگ قدرت

اخراج وزیر انرژی از کابینه بار دیگر شکاف‌های جناحی در حکومت وحدت ملی را به نمایش گذاشت. رییس جمهور، وزیر انرژی را با صدور یک فرمان کنار زد، اما رییس اجرایی بار دیگر ایشان را ابقا کرد. آقای عثمانی که از نظر سپیدار هنوز هم وزیر است، دیروز عثمانی پای یک قرارداد رسمی امضا کرد. در وضعیتی که دولت افغانستان و جامعه‌ی جهانی با طالبان آتش‌بس کرده، خیلی مسخره است که جناح‌های تشکیل‌دهنده‌ی حکومت وحدت ملی به جان هم افتاده‌اند. نیاز نبود که در این مرحله موضوع وزیر انرژی این‌قدر داغ شود.

در این تردیدی نیست که افغانستان بر مبنای قانون اساسی یک حکومت ریاستی دارد، اما در این هم کسی شک ندارد که انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴ ناکام ماند و حکومت وحدت ملی حاصل آن انتخابات ناکام بود. حکومت وحدت ملی یک ساختار توافقی سیاسی است که در آن رهبران دو جناح باید در کنار اعمال صلاحیت، محاسبه‌ی سیاسی هم بکنند. به نظر می‌رسد که دیگر رییس جمهور غنی به محاسبه‌ی سیاسی و اجماع میان جناح‌ها باور ندارد.

رییس جمهور غنی شاید به این نتیجه رسیده است که صرف رای یک حوزه‌ی قومی می‌تواند او را به پیروزی برساند. رییس جمهور غنی واقعیت‌هایی مثل حساسیت‌های محلی را هم در نظر نگرفت. پیش از برکناری آقای عثمانی توسط رییس جمهور غنی، در ولایت هرات، تظاهراتی به سود او برگزار شد، در آن تظاهرات گفته شد که اگر ارگ آقای عثمانی را مرخص کند، راه‌پیمایان هراتی والی آن را ولایت را مرخص می‌کنند.

ابقای آقای عثمانی توسط رییس اجرایی، وضعیت را در سال آخر حکومت وحدت ملی پیچیده‌تر ساخته است. در وضعیتی که جناح‌های حکومت وحدت ملی به همدیگر اعتماد ندارند، آیا امکان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری پس از ختم انتخابات پارلمانی وجود دارد؟ در سال چهارم حکومت باید رهبران دولت در فکر اجماع سیاسی می‌بودند، اما به نظر می‌رسد که حالا سران حکومت بیشتر از هر وقت دیگر به فکر افزایش شکاف‌ها برای افزایش وجهه‌ی قومی‌شان هستند. ارگ تصور می‌کند که با تحقیر بیشتر جناح عبدالله، وجهه‌ی قومی‌اش تقویت می‌شود. متحدان قومی ارگ هم همین را می‌خواهند.

بی اعتمادی قومی و سیاسی در درون حکومت وحدت ملی با گذشت هر روز بیشتر می‌شود. این وضعیت در حالی است که هم انتخابات پارلمانی و انتخابات ریاست جمهوری در پیش است و هم قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای در تلاش اند که زمینه‌ی مذاکره‌ی کابل با طالبان را فراهم کنند. حکومت منسجم و همسو می‌تواند از پس مأموریت دشوار مذاکره با طالبان برآید. انتخابات‌ها هم به یک اجماع سیاسی نیاز دارد. در نبود یک اجماع سیاسی، برگزاری انتخابات‌ها کار بسیار دشواری است. اگر اجماعی حاصل نشود، شاید تنش‌های سیاسی بیشتر شود.

اجماع جهانی هم بدون فشار بین‌المللی حاصل نمی‌شود. دستگاه دولت افغانستان بدون حمایت مالی و نظامی دنیای غرب بقا ندارد. به همین دلیل است که کل جناح‌ها، میانجی‌گری بین‌المللی را قبول می‌کنند. وقتش است که بار دیگر میانجی‌های بین‌المللی وارد عمل شوند و جناح‌های تشکیل‌دهنده‌ی حکومت را به همسویی و اجماع دعوت کنند. غیر میانجی‌های بین‌المللی نیروی دیگری نیست که بتواند جناح‌های تشکیل‌دهنده‌ی حکومت را در کنار هم قرار دهد.

چهار سال گذشته نشان داد که نیروهای سیاسی نگران قومی‌شدن رأس هرم قدرت اند. نظم سیاسی مطلوب زمانی حاصل می‌شود که به جای یک حکومت ریاستی، یک حکومت مختلط داشته باشیم و در آن یک صدراعظم هم در کنار رییس جمهور حضور داشته باشد. صدراعظم و رییس جمهور هم باید پیش از رفتن به سمت انتخابات، روی یک برنامه‌ی مشترک به توافق برسند و در یک تیم باشند.

دکمه بازگشت به بالا