جرگه مشورتی صلح: سیاست فریب و دروغ

حبیب حمیدزاده

لویه‌جرگه، یک سنت قبیله‌ای است که طی سیر تاریخ معاصر افغانستان، به سنت سیاسی بدل شده است. زمام‌داران افغانستان همیشه از لویه‌جرگه به منظور تحکیم پایه‎های قدرت‌شان یا مشروعیت‌بخشیدن به کارهای فراقانونی‌شان استفاده کرده‌اند. در همه‌ی دوره‌ها، اعضای لویه‌جرگه کسانی بوده‌اند که حکومت وقت گزین می‌کرده و نتیجه فیصله‎ها هم همانا حکم و نظر پادشاه، امیر و رییس جمهور وقت بوده است. در تمام نوبت‎های برگزاری لویه‌جرگه، اعضای دعوت شده جرگه هیچ‌وقت مخالف نظر پادشاه، امیر و رییس جمهور وقت رأی نداده‌اند و این بدین معنا است که لویه‌جرگه همیشه منعکس‌کننده نظر شاهان و رییس‌جمهورها است نه چیز دیگر. لویه‌جرگه مشورتی صلح امسال و سال ۱۳۹۸ از همه لویه‌جرگه‌های پیشین نمایشی‌تر، فرمایشی‌تر و دروغ‌آمیزتر است. آن‌چه برای همه هویدا است این است که رییس جمهور غنی برنامه‌های مورد نظرش را تطبیق می‌کند و در این کار دست به کاری غیرقانونی زده است. برگزاری دو لویه‌جرگه در سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹، جزء سیاست‌های فریب‌کارانه، بی‌هوده و غیرقانونی وی شمرده می‌شود.

نخستین لویه‌جرگه یا همایش ریش‌سفیدان در ۱۷۴۷ به منظور تایید پادشاهی احمدشاه درانی دایر شد. بعد از آن، در پی اعلام حمایت شاه شجاع از ارتش انگلیسی‌ها( ۱۸۴۱/۱۲۲۰)، جرگه ۱۲ نفری مردم را به جنگ علیه ارتش انگلیس فراخواند که هدف اساسی آن از میان برداشتن یک پادشاه و آوردن پادشاه دیگر بر اریکه‌ی قدرت بود. هم‌چنان امیر شیرعلی خان با برادران خود بر سر قدرت در جنگ و منازعه بود و در چنین شرایطی نیاز به حمایت اجتماعی داشت. بدین منظور او نیز در سال ۱۸۶۵/۱۲۴۴، جرگه دو هزار نفری را گرد آورد و جرگه مذکور، از وی« بیعت» کرد که جرگه او هیچ دلیل دیگری جز تحکیم پایه‌های پادشاهی‌اش نداشت. امیر عبدالرحمان خان برای تعیین و مشخص ساختن محدوده و موقعیت مرز دیورند در سال ۱۸۹۳/۱۲۷۲، جرگه دایر کرد. در عوض تایید کردن مرز دیورند، انگلیسی‌ها متعهد شدند که سالیانه یک میلیون و ۸۰۰ هزار روپیه‌ی هندی به امیر عبدالرحمان خان بپردازند. امیر حبیب‎الله خان فرزند (امیر عبدالرحمان) در سال ۱۹۱۵/۱۲۹۴، لویه‌جرگه‌ای را برای تعیین سیاست خارجی‌اش دعوت کرد. اعضای لویه‌جرگه که به ریاست شخص امیر حبیب‌الله دایر شد همه سران قبایل بودند و گویا بی‌طرفی افغانستان در جنگ جهانی اول را اعلام کردند. این چیزی است که باید دولت و وزارت امور خارجه یک کشور باید انجام بدهد. در سال ۱۹۲۳/۱۳۱۰، جرگه‌ای به ریاست امان‌الله خان دایر شد که هدف اساسی آن حمایت یا تایید اصلاحات مورد نظر شخص امان‌الله خان بود. در سال ۱۹۲۴/۱۳۰۲، بار دیگر به ریاست امان‌الله خان جرگه در پغمان به منظور تعدیل قانون اساسی دعوت شد. این جرگه هم هیچ هدف دیگری جز تحمیل اراده‌ی شاه و پیروی از اصلاحات مورد نظر شاه نبود. در سال ۱۹۴۱/۱۳۲۰ لویه‌جرگه به ریاست محمد‌هاشم-نخست وزیر دایر شد که آن هم برای بی‌طرف اعلام کردن افغانستان در جنگ جهانی دوم بود. در ۱۹۴۹/۱۳۲۸ لویه‌جرگه به ریاست محمدگل خان مهمند و اشتراک قبایل به منظور تایید سیاست دولت افغانستان در مورد قضیه پشتونستان دایر شد. در این جرگه معاهدات دولت‌های پیشین افغانستان: معاهده دیورند(۱۸۹۳)، معاهده افغان و انگلیس(۱۹۰۵)، معاعده راولپندی(۱۹۱۹)، و پیمان ۱۹۲۱ افغان-انگلیس بی‌اعتبار اعلام شد. جرگه سال ۱۹۳۰/۱۳۰۹، به ریاست محمد‌هاشم خان-نخست وزیر و نادرخان برای حمایت از پادشاهی نادرخان و تهیه قانون اساسی مورد نظر او دعوت شد. در ۱۹۶۴/۱۳۴۳ جرگه ۴۵۲ نفری به ریاست محمدظاهر شاه دایر گردید که در میان تمام جرگه‌های دایر شده اندکی متفاوت است. آن جرگه زمینه‌ی گذار به دموکراسی را از طریق آوردن اصلاحات، تصویب قانون اساسی جدید، کوتاه‌کردن دست خانواده سلطنتی از قدرت، پارلمان نسبتاً منتخب و تفکیک قوا را فراهم کرد. لویه‌جرگه ۱۹۷۷/۱۳۵۵ که به ریاست محمد داوود دایر شد قانون اساسی مورد نظر داوود خان را تصویب و نظام جمهوری و رییس جمهوری محمد داوود را تایید کرد. در ۱۹۸۵/۱۳۶۴، پس از جنگ‌های زیاد میان مجاهدین و دولت کابل و شوروی، شوروی وقت از تدویر لویه‌جرگه به همان مناسبت حمایت کرد. در ۱۹۸۷/۱۳۶۶، لویه‌جرگه‌ی ششمین قانون اساسی افغانستان و انتخاب داکتر نجیب‌الله را به عنوان رییس جمهور تایید کرد. لویه‌جرگه ۱۳۸۱ با اشتراک ۱۵۵۱ نفر کرزی را به عنوان رییس دولت انتقالی انتخاب کرد. لویه‌جرگه ۱۳۸۲ به ریاست صبغت‌الله مجددی پیش‌نویس هشتمین قانون اساسی را تصویب کرد. در سال ۱۳۸۹ جرگه مشورتی صلح به ریاست برهان‌الدین ربانی برای تایید برنامه‌ی صلح حکومت حامد کرزی دایر شد. این جرگه هم‌مانند جرگه‎های امروزی نمایشی و فرمایشی بود. کرزی هم‌مانند امروز، شمار زیادی از طالبان را از زندان‌ها رها کرد که تا امروز آدم می‌کشند. لویه‌جرگه سال ۱۳۹۸ حدود پنج میلیون دالر هزینه برداشت. ۵۸ میلیون افغانی مصرف خوراکی برآورده شده بود. نُه میلیون افغانی گوشت، ۵.۵ میلیون مصالح دیگ، ۱.۵ میلیون افغانی گاز، بیش‌تر از یک میلیون افغانی نان خشک، پنج میلیون افغانی مواد شوینده، ۷۲ میلیون افغانی هزینه ترانسپورت و سفر خرج اعضای جرگه، ۵۸ میلیون غذا، ۴۳ میلیون هزینه بود و باش، پنج میلیون معاش کارمندان موقت، ۶۷ میلیون افغانی مصارف متفرقه.

لویه‌جرگه ۱۷ اسد ۱۳۹۹ که ۳۳۰ میلیون هزینه برداشته است، ادامه و تکرار بیهوده‌ی جرگه‌های قبلی است. از این جهت تمامی لویه‌جرگه‌ها به منظور به کرسی نشاندن اهداف شخص حاکم و مسوول وقت برگزار شده‌اند. منظور تمامی لویه‌جرگه‌های مشورتی که در افغانستان دایر شده‌اند، به کرسی نشاندن اراده و تصمیم حاکمان بوده است. هر وقت حاکمان می‌خواهند امر غیر مترقبه یا پر مسوولیتی را تحقق بخشند، لویه‌جرگه برگزار می‌کنند تا در آینده بگویند این مردم بودند که این موضوع را تایید یا رد کردند.

مذاکرات صلح دولت افغانستان با طالبان تا اکنون بدون حضور نماینده‌گان دولت صورت گرفته است. در تمام دوره مذاکرات امریکا با طالبان، دولت غایب و در حاشیه بود. رهایی پنج هزار چریک جنگی طالبان بر غنی و دولت افغانستان تحمیل شد. هر چند اشرف غنی در اولین روزهای اعلام این تصمیم بیان کرد که رهایی پنج هزار طالب از صلاحیت او نیست، اما بعدها این را پذیرفت و تقریباً همه این پنج هزار طالب رها شده‌اند. اما اکنون برای ۴۰۰ طالب باقی مانده اشرف غنی جرگه مردمی را دعوت کرده است تا در این مورد تصمیم بگیرد. اما نظر مردم برای او چه اهمیتی دارد؟ کسی که برای رسیدن به قدرت بیش‌تر شاخص‌های یک جامعه دموکراتیک را نادیده می‎گیرد، برای دموکراسی ارزشی قایل نیست و شایبه تقلب در انتخابات را نادیده گرفته است، نظر مردم برایش چه اهمیتی دارد؟ موی سفیدان و غافلان روستانشین و دور از سیاست و تاریخ را چی به پروسه‌ی پیچیده صلح و جنگ ۴۰ ساله افغانستان؟

۴۰۰ زندانی باقی مانده‌ی طالبان به نام «زندانیان خطرناک» یاد می‌شوند. از میان ۱۵۶ تن‌شان محکوم به اعدام شناخته شده‌اند. ۱۰۵ تن از این‌ها به دلیل ارتکاب جرم قتل محکوم به مجازات شده‌اند. ۳۴ نفرشان به جرم اختطاف منجر به قتل زندانی شده‌اند. ۴۴ تن‌شان در فهرست سیاه دولت افغانستان و متحدانش قرار دارند و ۵۱ تن‌شان در پیوند به قاچاق مواد مخدر محکوم به مجازات شده‌اند. بنا بر این، جرگه مشورتی صلح حق ندارد قاتل کسی را ببخشد و برائت بدهد. جرگه مشورتی صلح نهم ثور ۱۳۹۸ دروغ، فریب و نمایش بود، جرگه مشورتی امسال از آن نمایشی‌تر، دروغ‌آمیزتر است. این جرگه پایه قانونی و مردمی ندارد. منطقی نیست. طالب خانواده یکی را کشته است، در حالی که خانواده‌ی کشته شده و قربانی هم‌چنان تیره‌بخت و سیه‌روز است، غنی از همسایه او که شاید طالب و هوادار طالب باشد، دعوت کرده است که در جرگه مشورتی برای رهایی ۴۰۰ طالب تشریف بیاورد و رأی بدهد. این سیاست فریب، دروغ و بازی با خون هزاران شهید، قربانی و آواره افغانستان است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن