عواقب ادبیات نفرت

نویسنده‌گان: بهار مهر و حسن حسین‌یار

مبارزات سیاسی در جوامع مردم‌سالار، با گفت‌وگوهای داغ میان موافقان و مخالفان برای جلب حمایت عامه و نهایتاً قدرت سیاسی همراه است. به عبارت دیگر مخالفت با دیدگاه‌ها، نظریات و موقف سیاسی یک حزب/جریان سیاسی در قبال مسایل محلی، ملی و بین‌المللی، پیوسته با واکنش‌هایی از سوی مخالفان و جریان‌های سیاسی همراه است. این مخالفت‌ها هرچند تند و صریح ـ چه در مباحث رودر‌رو یا بحث‌های رسانه‌ای ـ مطرح می‌شوند، اما هیچ‌کدام  نقض‌کننده‌ی حقوق اساسی سایر شهروندان مربوط به جریان مخالف و یا هتک حرمت به آنان نمی‌تواند باشد. در جوامعی که شهروندان آگاهی لازم از حقوق و مکلفیت‌های خودشان دارند و در تصامیم ملی، آرا و رای آنان مد نظر دولت‌مردان است، بالطبع شهروندان به هیچ حزب یا گروه سیاسی اجازه نمی‌دهند که با استفاده از فضای به میان آمده پیرامون یک بحث روز یا مسأله حاد سیاسی، به ترویج ادبیات نفرت و تحقیر بپردازد. در جوامع پیش‌رفته حتا برای بیان جملات توهین‌آمیز، احزاب، مقامات و افراد می‌توانند مورد پی‌گیرد قانونی قرار گیرند.

در جامعه‌ی ما که سابقه‌ی طولانی استبداد و خشونت دارد، آزادی بیان به شمشیر دو‌لبه‌ای می‌ماند که مردم خشونت و عقده‌گشایی را در یک فضای کنترل شده تجربه کنند؛ اما احتمال این‌که آزادی بیان به ضد خودش بدل شود و عقده‌گشایی فضای مجازی با توهین و تحقیر به خشونت فزیکی دیگری بینجامد و سبب تداوم و تحکیم خشونت شود، زیاد است. بدا به حال جامعه‌ی ما که مسوولان بلندپایه آن هیزم‌آور این آتش نفرت، خشونت، عقده‌گشایی، توهین و تحقیر اند.

در جوامع هنجارها از سوی جامعه ساخته می‌شود و به آن خود اجتماع عمل می‌کند. هر زمان که کارایی و اثرگذاری آن از بین برود، باید آن هنجار شکسته شده و هنجار جدیدی جای‌گزین آن شود. هنجارها جهت ثبات اجتماع، تسهیل روابط و امور، از ارزش والایی برخوردار اند. بعضی از هنجارها و روندها تبدیل به قانون می‌شوند یا برعکس قوانین و روندها تبدیل به هنجار می‌شوند. بالاترین مرتبه‌ای که می‌توان برای قانون یا روندی در نظر داشت، این است که تبدیل به هنجار اجتماعی شود و به صورت خودکار از سوی اعضای جامعه به آن عمل شود. اما کم نیستند هنجارهایی که به ضد خود بدل شده‌اند و همین‌طور هنجارهایی که مخالف و متضاد با روندها و قانون یا حتا جمعی از قانون‌ها هستند. آزادی بیان در جامعه‌ی ما قانون است، انتخابات روند است، اما حفظ عفت کلام، رعایت ادب، احترام متقابل، پرهیز از هتک حرمت، پرهیز از خوار‌شماری افراد، دشنام، استهزاء، لعن و طعن، هنجارهای سالم و ارزشمند جامعه‌ی ما هستند. عمل به ضد این ارزش‌ها به صورت گسترده و بی‌رویه در جامعه صورت گرفته است، طوری که ضد هنجارها تبدیل به هنجار شده است؛ اما مسأله بسیار خطرناک‌تر این است که امروزه آزادی بیان به بستری برای گسترش این ضد هنجارها تبدیل شده است. آزادی بیان فرصتی شده برای تولید ادبیات نفرت، عقده‌گشایی، دشنام، استهزاء، لعن و طعن. این ادبیات نفرت در روند انتخابات به صورت بی‌سابقه‌ای به کار گرفته می‌شود.

نویسنده‌گان با توجه به استعداد نهفته در جامعه ما به علت جنگ‌های چهار دهه گذشته در خشونت‌ورزی، عدم تساهل و قاعده حذف، باور دارند که ادامه لفاظی‌های غیرمسوولانه در جریان مبارزات انتخاباتی و تنش‌های پس از آن، شکاف‌های اجتماعی را بیش‌تر و پوتانسیل‌های خشونت‌ورزی را فعال می‌کند و از سوی دیگر، بستر و زمینه‌های هم‌گرایی اجتماعی را می‌خشکاند. سیاست‌مداران و نخبه‌گان جامعه به میزانی که متوجه عمل‌کرد خود باید باشند، در مورد اظهارات و استفاده از کلمات در ابراز مواقف خودشان نیز باید محتاط باشند.

تغییر به میان آمده در ساختار قدرت پس از ۲۰۱۴ و پر‌رنگ شدن فضای گفت‌وگو نسبت به فضای عمل‌گرا‌یی، زمینه‌ساز تقویت لفاظی و مراجع تولید خبر، اظهار نظر و موقف‌گیری‌های رسمی و غیر‌رسمی شده که در فرایند آن ما شاهد افزایش بی‌پیشینه‌‌‌ی لفاظی‌های سیاسی بی‌نتیجه و غیر‌عملی روی برنامه‌ها، روندها،  حوادث، اتفاقات و در کل سرنوشت جمعی بوده‌ایم. این لفاظی‌ها به طور گسترده و انبوه در میان مخاطبان اعم از شهری و روستایی نشر و پخش شده و در رسانه‌های اجتماعی شاهد بیش‌ترین میزان توهین، تحقیر و استهزاء بوده‌ایم، طوری که سخن غیر‌مسوولانه‌ای هفته‌ها نقل مجالس بوده و هواداران آن‌ها حتا از به کار بردن غیر‌اخلاقی‌ترین واژه‌ها نیز در حق هم‌دیگر دریغ نکرده‌اند و با تأسف این چرخه‌ی باطل هم‌چنان ادامه دارد.

در جامعه‌ی ما که سابقه‌ی طولانی استبداد و خشونت دارد، آزادی بیان به شمشیر دو‌لبه‌ای می‌ماند که مردم خشونت و عقده‌گشایی را در یک فضای کنترل شده تجربه کنند؛ اما احتمال این‌که آزادی بیان به ضد خودش بدل شود و عقده‌گشایی فضای مجازی با توهین و تحقیر به خشونت فزیکی دیگری بینجامد و سبب تداوم و تحکیم خشونت شود، زیاد است. بدا به حال جامعه‌ی ما که مسوولان بلندپایه آن هیزم‌آور این آتش نفرت، خشونت، عقده‌گشایی، توهین و تحقیر اند.

این‌جا است که ضرورت پرهیز از تولید ادبیات نفرت، توهین، تحقیر و استهزاء برای جلوگیری از گسترده شدن خشونت، عدم تساهل و هم‌گرایی میان نخبه‌گان و مردم به میان می‌آید؛ کاری که در چندین سال گذشته صورت نگرفته و یا به آن بهایی داده نشده‌، اما تأثیرات آن در فضای کنونی محسوس است. باید از هنجارهای مثبت جامعه در خصوص مهار آن استفاده شود. شهروندان از قوه‌ی داوری‌شان در خصوص مسوولانه ساختن اظهارات مقامات و سیاست‌مداران استفاده کنند. قبل از آن‌که آزادی بیان به ضد خودش بدل شود، آن را با بیان مسوولانه به هنجار جدید اجتماعی بدل کنند و صد البته در قدم نخستین مسوولیت مقامات، سیاست‌مداران و بالترتیب نخبه‌گان، علما، جوانان، زنان و آحاد ملت است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن