مدل‌های حل منازعه برای افغانستان و دورنمای مذاکرات صلح دوحه

 نجیب‌الله ‌دقیق، خبرنگار

صلح واژه‌ی آرامش‌بخش و بی‌دغدغه برای هر سرزمین است، اما تامین این آرامش در عمل برای هر کشور جنگ‌زده خیلی طولانی و دشوار است. از این ‌رو افغانستان از جمله کشورهایی است که برای دست‌یافتن به صلح و پایان جنگ با فراز و فرودهای زیادی مواجه بوده و هنوز هم از پایان ماجرا یک دورنمای روشن ندارد. اما آن‌چه در ادبیات صلح و جنگ به عنوان یک نقطه مهم و حیاتی متصور است، این‌ است که «هر جنگی را پایانی‌ است»، به همین لحاظ تلاش‌های صلح در چند سال اخیر راه‌گشایی برای آغاز مذاکرات میان افغانان در قطر شده است.

برای پایان منازعه در هرکشور به خصوص در افغانستان، ناگزیر باید از یک‌سری مدل‌های حل منازعه و تجربه‌های صلح کشورهای مختلف استفاده کرد. در این مقاله روی سه مدل حل منازعه برای پایان جنگ در افغانستان پرداخته شده است.

این مقاله بیان‌گر سه مدل حل منازعه از کشورهای کلمبیا، فلیپین و ایرلند شمالی است که نقاط مشترک نزدیک با وضعیت جنگ و صلح افغانستان دارد. در واقع مدل‌های ذکر شده توانسته در کشورهای مختلف، صلح و ثبات را به ارمغان بیاورد.

مدل‌های حل منازعه‌ برای افغانستان

مدل نخست، حل منازعه‌ی فلیپین (فشار، مذاکره و نتیجه)

فلیپین کشوری ا‌ست که با یک مدل با روی‌کرد چهارگانه به منازعه ۴۰ساله‌ی خود نقطه پایان گذاشته است.

استراتژی فلیپین برای موفق شدن در مذاکرات صلح

نخست: ایجاد گروه تماس بین‌المللی برای اعتماد‌سازی دو طرف مذاکره‌کننده

فلیپین در روی‌کرد نخست خود گروه تماس بین‌المللی را به عنوان حامی مذاکرات ایجاد کرد تا مذاکرات از حامیان برجسته‌ای برخوردار باشد. این گروه متشکل از چهار کشور بریتانیا، جاپان، ترکیه و عربستان سعودی بود.

دوم: شناخت پاشنه ‌آشیل طرف مذاکره‌کننده برای اقناع طرف‌

در گام دوم نقاط ضعف گروه شورشیان اسلام‌گرای مورو را شناختند و توانستند در گفت‌و‌گوهای صلح موفق شوند.

سوم: لابی‌گران تخنیکی و تمام‌عیار در ترکیب هیات مذاکره‌کننده‌

در گام بعد، لابی‌گران بسیار ماهر را در ترکیب هیات مذاکره‌کننده‌ی خود شکل داد که در راس آن مریم کرونل-فرر نماینده‌ی ارشد دولت فلیپین مذاکرات صلح را رهبری می‌کرد.

چهارم: داشتن ضمانت اجرایی کشوری‌ که مذاکرات برگزار می‌شود

در گام اخیر مالیزیا را به عنوان کشوری انتخاب کرد که از جایگاه خوبی برخوردار بود و مورد اعتماد دو طرف قرار گرفته بود.

دولت فلیپین پس از ۴۰ سال جنگ با شورشیان اسلام‌گرای مورو در مدت ۱۷ سال ۴۷ بار به میز مذاکره رفت و سرانجام با روی‌کرد چهارگانه‌ی بالا با گروه شورشیان «مورو» با ۱۵۰۰۰ جنگ‌جو، توافق صلح امضا کرد و به جنگ ۴۰ ساله نقطه پایان گذاشته شد.

دلیل این موفقیت، همان انتخاب شگرد دولت فلیپین با روی‌کرد «فشار، مذاکره و نتیجه» بود؛ به این معنا که هم‌زمان در میدان جنگ فشار وارد می‌کرد و در میز مذاکره لابی‌گری می‌کرد و در نهایت به نتیجه رسید و به صلح و ثبات دست‌ یافت.

توافق کلمبیا با گروه فارک (اجماع‌ ملی، لابی‌گری و الگوبرداری)

 کلمبیا، چهارمین کشور بزرگ امریکای جنوبی است که پس از ۵۰ سال منازعه‌ی مسلحانه با گروهی ایدیولوژیک به نام فارک، به توافق صلح دست یافت.

مذاکرات صلح کلمبیا در سال ۲۰۱۲ میان گروه فارک و دولت کلمبیا در منطقه مرزی با ونزویلا آغاز شد. سپس این مذاکرات به کیوبا کشانیده شد. در این مذاکرات کیوبا نقش تسهیل‌کننده داشت و دولت ناروی نقش منشی و مدیریت مذاکرات را برعهده داشت. نقش ناروی در این مذاکرات بسیار حیاتی بود. ناوری به عنوان کشوری که پیشینه‌ی حل منازعات متعددی دارد، در مذاکرات صلح کلمبیا تضمین‌کننده‌ی معاهده صلح بود.

موضوعات محوری توافق‌نامه‌ی صلح کلمبیا با گروه فارک‌

  1. خلع سلاح شدن گروه فارک پس از توافق؛
  2. تشکیل محکمه خاص برای بررسی پرونده‌ی کم‌ازکم هزار مورد نقض حقوق بشر؛
  3. تعهد برای مبارزه جدی با قاچاق و مواد مخدر؛
  4. توسعه‌ی روستاها که مردم خودشان مالک زمین‌شان باشند و حکومت از آنان حمایت کند.

آن‌چه که کلمبیا برای توافق صلح با گروه فارک تجربه کرد‌

الف) تشکیل اجماع‌ ملی و اراده‌ی قوی سیاسی برای پایان بحران جنگ در میان افکار عامه کلمبیا

حکومت کلمبیا در نخستین گام اجماع ملی را میان همه‌ی طرف‌ها ایجاد کرد، طرف‌های سیاسی را برای دست‌یافتن به صلح قناعت داد و صدای واحد برای مذاکرات صلح ایجاد شد.

ب) تهیه یک آجندای مشخص برای مذاکرات صلح‌

کلمبیا آجندای مذاکرات را به عنوان کلید صلح یاد می‌کرد و پس از تهیه و نهایی شدن محورهای مذاکرات، این آجندا را با تمام طرف‌های داخلی در میان گذاشت و سپس روی آن توافق صورت گرفت و در نهایت توانست در گفت‌و‌گوهای رودررو با گروه فارک به توافق برسد.

ج) انتخاب یک کشور سوم و بی‌طرف برای گفت‌وگوهای صلح‌

دولت کلمبیا باور داشت که مکان سومی بی‌طرف می‌تواند نقش سرنوشت‌ساز در کامیابی و به نتیجه رسیدن مذاکرات داشته باشد.

در نهایت کلمبیا، پس از ۵۰ سال منازعه‌ی مسلحانه با یک گروه ایدیولوژیک به نام فارک موفق شد در سال ۲۰۱۶ معاهده‌ی صلح را امضا کند. مذاکرات صلح کلمبیا با گروه فارک در سال ۲۰۱۲ آغاز شد و در سال ۲۰۱۶ دو طرف توافق صلح را امضا کردند.

هرچند بخش وسیعی از اعضای گروه فارک به پیمان صلح متعهد ماندند، اما بخش کوچکی از آن که اکنون خودشان را گروه «اییلین» می‌خوانند، با حدود ۲۵۰۰ جنگ‌جو در جنگل‌های کلمبیا هم‌چنان در برابر دولت می‌جنگند.

حل منازعه ایرلند شمالی (مذاکرات پشت ‌پرده، اعتماد‌سازی و نگذاشتن پیش‌شرط برای آغاز مذاکره)

خلاف کشورهای دیگر، ایرلند شمالی تیم خاص مذاکره‌کننده‌ی برای مذاکرات صلح نداشت و تنها جاناتان پاول، مذاکره‌‌کننده‌ی ارشد تونی بلر، نخست‌وزیر وقت بریتانیا، در بحران ایرلند شمالی بود.

روی‌کردهای مدل صلح ایرلند شمالی برای توافق صلح (جمعه خوب)

۱. مذاکرات پشت پرده سنگ‌بنای مذاکرات اصلی

جاناتان پاول، مذاکره‌کننده‌ی ارشد تونی بلر، باور دارد که هرگاه در پشت پرده مذاکرات بتواند به نتیجه ابتدایی برسد، برایند مذاکرات رودررو مثبت است.

۲. گزینش رهبر مقتدر برای پیش‌برد مذاکرات با طرف مقابل‌

مورد دیگری که مهم است، این است که هیات مذاکره‌کننده باید از ظرفیت و قدرت لابی‌گری فوق‌العاده‌ برخوردار باشد تا از شگرد‌های مختلف برای دست‌یافتن به یک توافق مطلوب استفاده کند.

۳. اعتماد‌سازی گام‌به‌گام برای طرف مذاکره‌کننده‌

گزینه‌ی دیگری که از موضوعات مهم و حیاتی در گفت‌و‌گوهای صلح خوانده می‌شود، اعتماد‌سازی دو طرف در مذاکرات است. هرگاه دو طرف شک و تردیدی بالای یک‌دیگر در مذاکرات نداشته باشند، این روند به گونه‌ی موفقانه پایان می‌یابد.

۴. پیش‌شرط نگذاشتن برای آغاز مذاکرات‌

یکی از مسایل مهم در مدل ایرلند این است که مذاکرات صلح باید بدون پیش‌شرط آغاز شود و موارد مهم و برجسته در صدر موضوعات مذاکره باشد.

بحران ایرلند شمالی از سال ۱۹۶۸ آغاز شد و تا ۱۹۹۸ که دولت کارگر به رهبری تونی بلر توافق صلح را امضا کرد، ادامه داشت.

توافق ۱۹۹۸ که به توافق جمعه خوب نیز مشهور است، نقطه عطفی برای مدیریت جنگ و مناقشه در ایرلند شمالی محسوب می‌شود. ویژه‌گی دوران پس از این توافق در ایرلند شمالی، کاهش سطح منازعات و رشد فزاینده اقتصادی به همراه بهبود شرایط اجتماعی شده بوده است‌.

افغانستان و الگوبرداری از سه مدل حل منازعه

براساس تجربه‌های سه کشوری که در این مقاله به گونه‌ی همه‌جانبه به آن پرداخته شد، افغانستان به‎ عنوان کشوری که در حال منازعه است، می‌تواند از تجربه و مدل‌های این کشورها برای حل منازعه‌ی خود استفاده کند.

با این وجود می‌توان نقاط برجسته و مهم را از تجربه این سه کشور به عنوان نسخه‌ی دست‌یافتن به صلح ارایه داشت.

ده درس از حل سه مدل منازعه برای مذاکرات صلح افغانستان

۱. حکومت باید در میدان جنگ بالای طالبان فشار بیش‌تر از پیش وارد کند و لابی‌گری قدرت‌مندانه در مذاکرات صلح در دوحه از خود به نمایش بگذارد.

۲. هیات مذاکره‌کننده‌ صلح باید تلاش کند تا از ترفند‌های مختلف برای اقناع طالبان در رسیدن به یک توافق مطلوب استفاده کند.

۳. هیات ۲۱ نفری صلح حکومت باید تلاش کند تا پاشنه ‌آشیل طالبان را در میز مذاکره درک و از نقاط ضعف این گروه به نفع خود استفاده کند.

۴. هیات مذاکره‌کننده باید نهایت تلاش خود را بکند تا با لابی‌گری پرقدرت وارد مذاکرات شود و سکان روند مذاکره را از آغاز به دست داشته باشد.

۵. هیچ پیش‌شرطی باید برای تداوم مذاکرات صلح از سوی هیات حکومت مطرح نشود و با شگرد‌های مختلف باید تلاش برای ادامه این مذاکرات صورت گیرد.

۶. هیات مذاکره‌کننده‌ی صلح افغانستان باید گام‌به‌گام در پی اعتمادسازی با طرف مقابل باشد و این گام می‌تواند سازنده و سرنوشت‌ساز برای تداوم فرایند صلح باشد.

۷. هیات صلح حکومت باید تمرکز بیش‌تر بالای آجندای اصلی داشته باشد و نباید مذاکره به حاشیه‌ها کشانیده شود. آن‌چنانی ‌که معلوم است‌، مهم‌ترین آجندای حکومت، حفظ نظام جمهوریت است.

۸. نقش کشورهای منطقه باید در روند صلح افغانستان محسوس و روشن باشد تا یک اجماع مناسب میان کشورهای منطقه در مورد صلح افغانستان ایجاد شود.

۹. مورد محوری دیگری که می‌شود از درون سه مدل صلح برداشت کرد، این است که تجربه این سه کشور نشان می‌دهد که سعی شود تا حامیان گروه‌های مخالف قانع شوند. حکومت باید تا آغاز مذاکرات دوحه بی‌نهایت کوشش کند تا پاکستان که همواره به عنوان حامی گروه‌های تروریستی خوانده می‌شود، قناعت داده شود که برای پایان جنگ، افغانستان را همکاری کند.

۱۰. از مهم‌ترین، کلیدی‌ترین و اساسی‌ترین موارد برای دست‌یافتن به صلح، ضمانت اجرایی کشوری است که در آن‌جا مذاکره انجام می‌شود. آن‌چه‌ ‍‌که در حل منازعات قابل تأمل است، پیشینه‌‌ی کشور میزبان مذاکرات است. نخستین دور مذاکرات صلح کشور در دوحه، پایتخت قطر، برگزار می‌شود، اما آن‌چه پیشینه‌‌‌ی حل منازعه قطر نشان می‌دهد، متاسفانه یک تصویر امیدوارکننده نیست؛ به این دلیل که در چند سال اخیر قطر من‌حیث یک کشور تسهیل‌کننده در حل منازعات کشورهای عراق، سوریه، لیبیا، یمن و لبنان  نتوانسته موفقانه منازعه‌ی این کشورها را به اتمام برساند، چون ضمانت اجرایی ندارد. توافق‌نامه‌ی واشنگتن طالبان در دوحه به وضاحت نشان داد که دو طرف متهم به نقض توافق‌نامه شدند.

به عنوان حرف پایانی می‌خواهم بگویم که دولت افغانستان می‌تواند از تجربه‌های این سه کشور به عنوان الگو برای حل منازعه در افغانستان استفاده کند.

دکمه بازگشت به بالا