آتش‌بس جامع؛ ضرورتی جدی

قبل از هرنوع مذاکره‌ای، باید طالبان به آتش‌بس تن دهند. مدت آتش‌بس هر قدر بیش‌تر باشد، ‌بهتر است. آتش‌بس وحدت درون‌سازمانی طالبان را به اثبات می‌رساند و مردم افغانستان از آن استقبال می‌کنند. شهروندان افغانستان می‌خواهند سود تلاش‌های یک سال اخیر را که برای ختم جنگ صورت گرفته است، ببینند. سود این تلاش‌ها وقتی محسوس خواهد بود که آتش‌بس جامع و فراگیر برقرار شود. کاهش خشونت موضوعی است که مردم افغانستان نه معنای آن را درک می‌کنند و نه از آن استقبال خواهند کرد. وقتی مردم عام معنای چیزی را درک نکنند، روشن است که از آن استقبال نخواهند کرد. حتا حکومت هم می‌گوید که درک نزدیک به واقع از اصطلاح کاهش خشونت ندارد. اگر معنای کاهش خشونت را آتش‌بس در یک محل مشخص فرض کنیم، کسی از آن استقبال نخواهد کرد. طالبان علاقه دارند که با نیروهای ناتو آتش‌بس کنند یا به آنان فرصت خروج بدهند، ولی تا هنوز اعلام نکرده‌اند که برنامه‌ای برای آشتی با حکومت، نیروهای امنیتی و شهروندان افغانستان دارند.

همین موضوع خیلی نگران‌کننده است. به نظر می‌رسد که حکومت با درک نظرات جمعی مردم افغانستان، با اصطلاح کاهش خشونت مخالفت کرده است. وقتی در یک محل مشخص آتش‌بس شود، ‌هیچ تضمینی وجود ندارد که آن آتش‌بس نشکند. آتش‌بس در یک یا چند محل مشخص هم نمی‌تواند انسجام درون‌سازمانی طالبان را به اثبات برساند. این موضوع هم هیچ منطقی نیست که آتش‌بس به ضرر یکی از جهت‌ها است. در طول بیست سال گذشته تمام طرف‌های جنگ هرچه نیرو داشتند به کار بستند تا هم‌دیگر را بکشند. واقعیت میدان نبرد در حال حاضر بن‌بست استراتژیک است. حتا خروج نیروهای محدود ناتو که در این‌جا حضور دارند، ‌این بن‌بست را به سود طالبان نمی‌شکند. وقتی حکومت پس از خروج صدهزار نیروی خارجی دوام آورد، با خروج چند هزار دیگر هم سقوط نخواهد کرد. تاریخ ثابت کرده است حکومت‌هایی که پس از خروج نیروهای خارجی بر سر اقتدار هستند، سقوط نمی‌کنند. در طول تاریخ دیده شده است که نیروهای شورشی زمین را زیر پای سپاهیان خارجی داغ کرده‌اند،‌ اما نتوانسته‌اند حکومت افغانستان را پس از خروج نیروهای خارجی ساقط کنند. هر کسی که تصور می‌کند پس از خروج نیروهای ناتو سراسر افغانستان را اشغال می‌کند، ‌اشتباه کرده است. اشغال سراسر افغانستان توسط یک نیرو، دیگر ممکن نیست. طالبان حتا در اوج قدرت‌شان نتوانستند سراسر افغانستان را اشغال کنند. زمین‌گیر کردن چند هزار نیروی خارجی در دشت‌های هلمند یا جای دیگر، یک بحث است و اشغال سراسر افغانستان بحثی دیگر.

شهروندان افغانستان برای رسیدن به ثبات لحظه‌شماری می‌کنند. چهل سال است که افغانستان درگیر جنگ است و پایان خون‌ریزی آرزوی بزرگ مردم افغانستان. اما این آرزوی بزرگ وقتی به یک واقعیت عینی بدل می‌شود که در قدم اول آتش‌بس سراسری برقرار شود. در سال ۲۰۱۸ برای چند روز یک آتش‌بس بدون قاعده و قانون برقرار شد، ‌ولی استقبال مردم افغانستان از آن بسیار بی‌نظیر بود. حتا جنگ‌جویان عادی طالبان نیز از آن آتش‌بس استقبال کردند. مصاحبه‌های جنگ‌جویان طالبان با رسانه‌ها در آن روزها نشان‌دهنده‌ی آن بود که حتا در صفوف این گروه هم آرزوی ختم خون‌ریزی وجود دارد. تحقق این آرزو بدون تأمین یک آتش‌بس سراسری و جامع ممکن نیست. هرقدر زود که خون‌ریزی متوقف شود، مردم افغانستان از آن استقبال می‌کنند. هیچ بهانه‌ای برای دوام خشونت از سوی طالبان دیگر وجود ندارد. اگر رهبران طالبان و حامیان خارجی آنان به واقع می‌خواهند ثبات تأمین شود و صلح بیاید،‌ باید به خواست برقراری آتش‌بس لبیک بگویند. بدون آتش‌بس، حمایت عمومی از مذاکره شکل نمی‌گیرد. در قدم اول باید یک آتش‌بس سراسری یا حداقل تعهد و تضمین خاموشی تفنگ‌ها داده شود. پس از این‌که تضمین آتش‌بس داده شد، روی قواعد آن صحبت شود و به مجرد برقراری آتش‌بس آغاز مذاکره با گروه طالبان امری منطقی و پذیرفتنی خواهد بود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن