تکمیل روند انتخابات یا مذاکره با طالبان؟

فردوس کاوش

به نظر می‌رسد که در آستانه‌ی جدی شدن مذاکره‌ی طالبان و امریکا، اختلاف‌های سیاسی در کابل آشکار شده است. سیاست‌مداران مشهور همه از موضع ارگ انتقاد می‌کنند. حامد کرزی بر پیش‌شرط آتش‌بس خرده می‌گیرد و حتا رییس  اجرایی محمداشرف ‌غنی را به یکه‌تازی در موضوع صلح متهم کرد. همان وضعیت قبل از انفجار تروریستی چهارراه عبدالحق و توییت ماه سپتامبر دونالد ترمپ دوباره برگشته است. در ماه سپتامبر هم مذاکره‌ی امریکایی‌ها و طالبان نهایی شده بود. آن زمان خلیل‌زاد با کاغذی که در آن متن توافق امریکا و طالبان نوشته شده بود، به کابل آمد و آن کاغذ را به رهبران حکومت وحدت ملی «نشان» داد. آن زمان بسیاری از سیاست‌مداران و چهره‌های مطرح سیاسی،‌ به این باور بودند که کار امریکا و طالب نهایی شده، ‌انتخابات ریاست جمهوری برگزار شدنی نیست و در مذاکراتی که با طالبان صورت می‌گیرد، آینده‌ی سیاسی کشور مشخص خواهد شد. به همین دلیل بود که بیش‌تر نامزدان انتخابات ریاست جمهوری تصور می‌کردند انتخابات برگزار  شدنی نیست،‌ مذاکره‌ با طالبان صورت می‌گیرد و آن مذاکره مسیر آینده‌ی سیاسی افغانستان را تعیین می‌کند. اما انفجار تروریستی چهارراه عبدالحق و کشته شدن یک سپاهی امریکایی سبب شد که دونالد ترمپ مذاکره با گروه طالبان را به حال تعلیق در‌آورد. تعلیق مذاکره، سبب شد که نامزدان انتخابات را جدی بگیرند.

حال که مذاکره‌ی طالبان و امریکا دوباره آغاز شده است، ‌بار دیگر بیش‌تر سیاست‌مداران به این فکر اند که فیصله‌ی کمیسیون شکایات انتخاباتی یا کمیسیون مستقل انتخابات نه، بلکه مذاکره با طالبان سرنوشت سیاسی را مشخص خواهد ساخت. باور بر این است که امریکا با طالبان به زودی به توافق می‌رسد. طالبان هم اعلام کرده‌اند که این گروه در آستانه‌ی امضای توافق پایان جنگ با امریکا است. یک عده گمانه‌زنی می‌کنند که تا اواخر جنوری یا شروع فبروری بین طالبان و امریکا سند پایان جنگ امضا می‌شود. در آن سند امریکا و طالبان به پایان جنگ با هم‌دیگر توافق می‌کنند و طالبان تعهد می‌دهند که با حکومت و دیگر نیروهای سیاسی گفت‌وگو کنند. تصور بر این است که در آن گفت‌وگوها سرنوشت سیاسی کشور رقم می‌خورد. به نظر می‌رسد که حتا نامزدان عمده‌ی انتخابات ریاست جمهوری هم به همین نظر اند. شاید به همین دلیل است که کشمکش‌ها برای حضور در هیأت مذاکره‌‌کننده بار دیگر بیش‌تر شده است. بیش‌تر سیاست‌مداران آن‌چه را که «حکومتی شدن هیأت مذاکره‌کننده» با طالبان می‌دانند، نمی‌پذیرند. به احتمال زیاد هیأتی را که حکومت برای مذاکره با طالبان مشخص خواهد کرد، بیش‌تر سیاست‌مداران نخواهند پذیرفت.

به نظر می‌آید که بار دیگر موضع سیاست‌مداران مخالف ارگ و طالبان یکی شده است. هم سیاست‌مداران مخالف ارگ و هم طالبان مذاکره‌ای را که به رهبری حکومت باشد، ‌نمی‌پذیرند. طالبان مذاکره با حکومت را خلاف باورهای ایدیولوژیک‌شان می‌دانند و سیاست‌مداران کابل‌نشین هم مذاکره‌ای را که رهبری‌اش به دست حکومت باشد، ‌به سود خود‌شان نمی‌دانند. شماری از سیاست‌مداران هم با محمد‌اشرف ‌غنی مشکل دارند و می‌خواهند که به هر قیمتی او را از کرسی ریاست جمهوری خلع کنند. اگر ارگ با سیاست‌مداران بیرون از حکومت و دسته‌های انتخاباتی رقیب در مورد صلح گفت‌وگو هم کرده باشد،‌ آن گفت‌وگوها به جایی نرسیده است. هم رییس‌ جمهور قبلی حامد کرزی و هم داکتر عبدالله عبدالله، رییس ‌اجرایی، به صورت علنی و در حضور رسانه‌ها از موضع ارگ در مورد مذاکره با طالبان انتقاد می‌کنند. حامد کرزی از تعیین آتش‌بس به عنوان پیش‌شرط انتقاد می‌کند و داکتر عبدالله هم به نحوی بحث «کاهش خشونت» را که ارگ با آن مخالف است،‌ تأیید کرده است. تصور بیش‌تر سیاست‌مداران این است که امریکا با طالبان به زودی به توافق می‌رسد، ‌ورق برمی‌گردد و مرحله‌ی جدیدی از تاریخ سیاسی آغاز می‌شود. به باور آنان به سود‌شان است که برای آن مرحله آماده‌گی بگیرند. به نظر می‌رسد که بیش‌تر سیاست‌مداران برنامه‌ای برای حمایت از نظم مبتنی بر قانون اساسی کنونی ندارند. درست است که در نتیجه‌ی مذاکره روابط قدرت تغییر می‌کند و تغییر روابط قدرت ایجاب می‌کند که قانون اساسی هم تعدیل شود، اما مکانیزم تعدیل قانون اساسی در خود این قانون توضیح داده شده است. به نظر می‌رسد که بیش‌تر سیاست‌مداران کابل‌نشین حتا پروای لغو نظم مبتنی بر قانون اساسی کنونی را ندارند. آنان به این نظر اند که حتا اگر این نظم لغو شود، در توافق با طالبان قانون اساسی جدید و نظم مبتنی بر آن را ایجاد خواهند کرد.

به نظر می‌آید که در روزها و هفته‌های آینده کشمکش‌های سیاست‌مداران و حکومت روی موضوع مذاکره با طالبان بیش‌تر شود. ارگ به صراحت گفته است که اگر پس از توافق طالبان و امریکا آتش‌بس نیاید، ‌از این توافق استقبال نخواهد کرد؛ اما چنین می‌نماید که سیاست‌مداران دیگر از جمله حامد کرزی و داکتر عبدالله از امضای توافق امریکا و طالبان در هر صورتی استقبال کنند. افغانستان در این مرحله از تاریخ هم شاهد اجماع نخبه‌گان نیست. دموکراسی دهه‌ی چهل را افتراق نخبه‌گان ناکام ساخت و سبب کودتای داوودخان شد. روشن است که افتراق نخبه‌گان و به هیچ گرفتن نظم مبتنی بر قانون اساسی، به سود کشور تمام نخواهد شد. انتظار این بود که رییس دولت، سیاست‌مداران بیرون از حکومت و تمام نیروهای سیاسی، استراتژی حفظ نظام جمهوری را می‌ساختند یا حداقل به صورت هم‌آهنگ روی آن کار می‌کردند‌، ولی چنین می‌نماید که همه‌ی نیروها به دنبال منافع کوچک و زودگذر هستند.

 

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن