اصول و قواعد قوماندانی

حامد سیفی

از این‌که دشمن برای دوام جنگ در کشور تلاش دارد و آتش جنگ هنوز در گوشه و کنار افغانستان شعله‌ور است و نیروهای امنیتی کشور تحت رهبری قوماندانان‌شان در حال دفاع از عزت و شرف ملت‌شان می‌باشند، مناسب حال و اوضاع است تا جهت بهبود در وضع رهبری قوماندانان اصول و قواعد قوماندانی را به طور مفصل شرح دهم تا برای هم‌سنگرانم نیز مفید واقع گردد.

اوصاف قوماندان موفق را می‌توان در تقوا، صداقت، اخلاص، امانت‌داری، تعهد، وفاداری، دانش و تدبیر، فراست، دوراندیشی، حلم، جوان‌مردی، تلاش، صبر، شجاعت و قاطعیت خلاصه کرد.

قوماندان باتقوا و صادق از نفوذ اخلاقی و اعتماد بالایی نزد سربازانش برخوردار است و از این‌که در امورش مخلص و امانت‌دار است، سربازانش هیچ‌گاه به وی به دیده شک ندیده، در همه احوال و اوضاع از وی قاطعانه اطاعت می‌کنند. چنین قوماندان سخن حق می‌گوید و رعایت حال همه را می‌کند و حق همه را محفوظ می‌دارد. اگر سربازی یا شخصی غیرنظامی حاجتش را بیان دارد، با حوصله‌‌مندی به سخنش گوش می‌دهد و در اخیر با قناعت خاطر مرخصش می‌کند.

تعهد و وفاداری قوماندان سبب می‌شود که وی به حیث الگو و نمونه قانون‌پذیری در بین سربازانش معرفی شود و پیشوای واقعی سربازانش گردد. وی اعتنا به قانون داشته و خودش نمونه‌ای از قانون‌پذیری است. او تطبیق قانون را اول از خود شروع می‌کند تا قانون‌پذیری به وی احساس مسوولیت بخشیده و این امر سبب می‌شود تا در اتخاذ تصامیم درست، احترام متقابل، مکافات و مجازات عادلانه، باخبر بودن از وضعیت افراد، یادداشت نمودن چالش‌ها و در نهایت توجه داشتن به امور و افراد تحت امرش فعال گردد. رفتار قانونی قوماندان موجب انگیزه و اعتماد افرادش گردیده، تحرک مثبتی را به بار می‌آورد. قوماندان متعهد و وفادار، سطح تعلیمات اسلامی و نظامی افرادش را بالا برده و خودش به حیث استاد، مدیر و رهبر، نمونه‌ای از اخلاق و بانی نظم و دسپلین است؛ زیرا اطاعت از امر آمران با داشتن دسپلین، داوطلبی در اجرای وظیفه محوله، رعایت سلسله‌مراتب و احساس مسوولیت در برابر وظیفه داده شده، اساس فعالیت قوماندان متعهد و وفادار را شکل می‌دهد.

قوماندان با دانش و تدبیر، صاحب طرح‌های عملی است که سربازانش را دایماً با برنامه‌های مناسب به تحرک می‌آورد و با فراست و دور‌اندیشی برای هر نوع خطرات آماده‌گی دارد و در عین حال از غفلت می‌پرهیزد. چنین قوماندانی قادر است تغییرات حاصل در اوضاع و احوال را تحلیل کرده و به موقع عمل کند. از این‌که تداوم پیروزی مستلزم شناخت دقیق از دوست و دشمن است، لذا قوماندان با دانش و تدبیر است که در این راستا تحقیق و ارزیابی دقیق داشته به گزارش‌های غیر‌موثق باور نمی‌کند‌. او افرادش را از نگاه جسمی و تخنیکی برای فعالیت‌های رزمی آماده می‌سازد. در آشنا ساختن سربازانش با خواص تخنیکی سلاح و دانستن باز و بسته کردن سلاح، رفع انقطاع در هنگام انداخت و انداخت کردن، می‌کوشد‌. قبل از اعزام سربازانش به وظیفه، از حاکمیت افرادش بر سلاح دست داشته اطمینان حاصل می‌کند. قوماندان با دانش و تدبیر آموزش افرادش را به معیارهای محاربوی قبل از اعزام آن‌ها به محاربه، حتمی دانسته و عملی می‌کند. تدبیر و دانش قوماندان سبب دقت وی در پیش‌بینی نیاز‌های اساسی گردیده و با توجه به وضعیت و مقتضای زمان، خویش را بر وضعیت مسلط می‌سازد. قوماندان با تدبیر با تحلیل و ارزیابی درست از دوست، دشمن، اهالی، اراضی و وضع جوی، قرار صادر می‌کند. او در پیدا کردن منابع کشفی محلی دقت و تلاش می‌کند‌.

حلم و جوان‌مردی قوماندان باعث می‌گردد که با صبر و حوصله‌مندی در برابر دشواری‌ها مقابله کرده و در بدترین شرایط در پهلوی سربازانش بایستد، در انجام امور دشوار با سربازانش مشارکت کند و در فکر نجات سربازانش باشد نه از خودش. این امر باعث محبوبیت وی در قلوب سربازانش می‌گردد. حلم و جوان‌مردی قوماندان سبب می‌شود تا در هر نوع شرایط داوطلب بوده ملبس با روحیه افتخار، احترام و احساس اسلامی باشد‌.

قوماندان شجاع و قاطع است که با مواجه شدن و درگیر شدن با دشمن و دشواری‌ها بدون آن‌که عقل و هوشش آشفته گردد، بر دشمن و چالش‌ها غلبه کرده و فایق می‌آید. وی بر تردید‌ها غالب می‌شود و طرح‌های بزرگ می‌ریزد. قوماندان شجاع مورال ایجاد می‌کند و افرادش را با روحیه عالی، سرسخت، شجاع و پر‌تحمل تربیه می‌کند. هم‌چنان هم‌آهنگی، قومانده واحد و تحرک را به بار می‌آورد و ابتکار عمل(انسیاتیف) را در کنترلش دارد. او با طرح درست، محرم و هم‌آهنگ، فعالیت‌های محاربوی‌اش را تنظیم می‌کند. قوماندان شجاع ابتکار عمل را در میدان نبرد در هر حالت (تعرض، مدافعه و یا حالات اضطرار) به دست خویش دارد و از این‌که ترس و غفلت باعث از دست رفتن و گسستن ابتکار عمل می‌گردد، جداً از آن می‌پرهیزد‌.

قوماندان عادل، راستگو، خوش‌گفتار، نرم‌خو، مهربان، خوش‌معاشرت، بردبار، با‌حیا، با‌عفت و امانت‌دار و در عین حال نفوذ‌نا‌پذیر، بی‌طرف و مسلط به خود است. حسن اخلاق و گشاده‌رویی وی چنان است که سربازان او را هم‌چون پدر مهربان برای خود می‌پندارند. از تند‌خویی، ترش‌رویی، جدال، ستیز، تکبر، عیب‌جویی، دشنام و کار‌های بیهوده پرهیز می‌کند و آبروی کسی را نمی‌ریزد‌. قوماندان عادل مکافات و مجازات را عادلانه و به موقع عملی می‌سازد تا انضباط مستحکم و پیروزی میسر گردد. هم‌چنان کارش مبتنی بر اعتدال و میانه‌روی است و از افراط و تفریط پرهیز می‌کند؛ یعنی در قبال حق کوتاهی نمی‌کند و از حق تجاوز نمی‌کند. هم‌چنان اگر کسی از حق تجاوز کند، قوماندان از پای نمی‌نشیند تا حق را یاری کند و در عین حال ظلمی را روا نمی‌دارد‌. سربازان و اهالی را با خود مأنوس می‌سازد، نه متنفر. بزرگان اقوام را گرامی می‌دارد و از احوال سربازانش جویا می‌باشد‌. در برخورد با اهالی، جانب احتیاط را رعایت می‌کند. نیکویی را تقدیر و تأیید و زشتی را تقبیح می‌کند و به این ترتیب اتحاد و یک‌دلی را در ساحه مسوولیتش برقرار می‌سازد.

 هرگاه چنین اوصاف در قوماندانان وجود داشته باشد، رهبری سالم به بار آمده و پیروزی به آسانی میسر می‌گردد. هم‌چنان داشتن این اوصاف، ظرفیت قوماندان را ارتقا داده و اراده وی را با‌ثبات می‌سازد. پس همین‌جا است که قوماندان هم ظرفیت و هم اراده استفاده از امکانات دست داشته‌اش را درمی‌یابد، وظیفه‌اش را مسوولیت و امانت می‌پندارد و در نگهداری از امانت، حفظ اسرار و ایجاد نظم و امنیت سعی و تلاش نهایی خویش را به خرج می‌دهد. از بیت‌المال و حقوق سربازانش مراقبت می‌کند و هیچ‌گاه از صلاحیتش سوء‌استفاده نمی‌کند. از تمرد، بهانه‌جویی، دروغ و خیانت دوری جسته، به آمر و مادونش اطمینان کاذب نمی‌دهد. رفتار نامناسب و خلاف قانون را مرتکب نگردیده بحران نمی‌آفریند، بلکه با داشتن چنین اوصاف در بین سربازانش نفوذ کرده بحران را مدیریت می‌کند و تحول مثبت به بار می‌آورد؛ یعنی قوماندان محبوب سربازانش می‌گردد، نه منفور‌. همین‌جا است که قوماندان تاریخ می‌سازد و نام نیک از خود به یادگار می‌گذارد.

بدترین صفات برای یک قوماندان، بزدلی، تندخویی‌، خودرأیی و خود‌پسندی، خیانت و سوء‌استفاده از صلاحیت و بی‌نظمی است. این‌جا است که قوماندان فاقد اعتبار گردیده صلابتش از میان می‌رود و نشانه‌های بی‌نظمی ظهور می‌کند و خشم و خسته‌گی در سربازان پدیدار می‌شود‌.

قوماندان یک رهنما‌، یک تمرین‌دهنده و یک آموزگار است. او رهبر است و رهبر اغلب سعی دارد تا مرتکب اشتباه نگردد. وی افرادش را برای اجرای وظایف محوله، باقی‌ماندن در موضع، دادن گزارش به آمر، نگهداری از سلاح دست داشته، خیانت نکردن، تحت تأثیر تبلیغات دشمن قرار نگرفتن، احترام به تحلیف، رفتار اسلامی با اهالی و اسراء، تشویق و آماده می‌سازد‌.

قوماندان هیچ‌گاه افرادش را تهدید، تحقیر و توهین نمی‌کند و بالای خشم خویش حاکم می‌باشد‌. وی با افرادش مهربان است، نه سخت‌گیر؛ اما در عین حال از افرادش شناخت واقعی هم دارد. در حالت سفر قوماندان تا آن زمانی که برای افرادش سرپناه ایجاد نگردیده برای خودش سرپناه نمی‌سازد و تا آن زمان که افرادش طعام صرف نکرده، طعام نمی‌خورد‌.

روحیه محرم بودن داخل قطعه را در اذهان افرادش تزریق می‌کند و از نفوذ دشمن در داخل قطعه جلوگیری می‌نماید.

عوامل پیروزی که در داشتن اتحاد و هم‌آهنگی، اراده و احضارات، محرم بودن و اطاعت‌پذیری، طرح بر مبنی اطلاعات دقیق، ابتکار عمل در استفاده از امکانات، سوق و اداره خوب و دسپلین است و قوماندان موفق اراده برای دست‌یابی به این عوامل را همیشه دارد.

عوامل شکست در فساد، اختلافات، غفلت، خیانت، ترس از دشمن، تنبلی، نبود استقامت و صبر و فاش‌سازی راز‌های قطعه است و قوماندان از این عوامل خود و افرادش را بر‌حذر می‌دارد‌. قوماندان با دشمنان نامرئی چون غفلت، اختلافات، فساد و خیانت همانند دشمنان مرئی مبارزه کرده با آنانی که در داخل نظام مرتکب فساد، نفاق‌افگنی، خیانت به بیت‌المال، توطیه علیه سنگر و هم‌سنگر می‌گردند، هم‌چون دشمن بیرونی با قاطعیت می‌رزمد و جلو هر عمل مخربانه آن‌ها را می‌گیرد‌. قوماندان به کسی اجازه نمی‌دهد تا با دسیسه‌سازی سبب ضعف روحیه سربازان شده و باعث سقوط جبهه گردد‌. وی تلاش می‌کند تا مانع فعالیت افرادی در داخل نظام گردد که امکانات فعال را غیر‌فعال نموده تا در استخدام آن امکانات به وظیفه صرف نظر گردد و یا وظیفه به شکست مواجه گردد‌. قوماندان در مقابله با آنانی که راز درون قطعه را فاش می‌سازند، به چشم دشمن دیده و هر‌چه عاجل آن‌ها را با مدارک و شواهد به پنجه قانون می‌سپارد‌. افراد متمرد و آن‌هایی که حاضر به انجام وظایف دشوار نیستند را از صف محاربه دور می‌دارد تا از دوام و ترویج چنین وضع جلوگیری به عمل آید‌. قوماندان امراض بی‌اعتمادی، بی‌روحیه‌گی و بی‌نظمی را از صف خویش پاک می‌کند.

قوماندان از استعمال مواد مخدر، مشروبات الکوی و نشئه‌‌آور هم خودش اجتناب می‌ورزد و هم افرادش را دور نگه می‌دارد. در صورتی که در‌می‌یابد افراد معتاد به مواد مخدر در میان سربازانش موجود است، به زودی آن‌ها را از صف محاربه دور ساخته به مراکز صحی معرفی می‌کند.

قوماندان در حالات پیروزی مغرور نگردیده از بی‌باکی و بی‌پروایی در لحظات پیروزی پرهیز می‌کند، بلکه بیش‌تر برای تحکیم موفقیت خویش می‌پردازد‌. هم‌چنان در حالات دشوار مأیوس نگردیده تحت تأثیر دشمن نرفته و هیچ‌گاه تسلیم تطمیع، فریب و تهدید دشمن نمی‌شود، بلکه در فکر نجات پرسونل خویش است، نه در فکر نجات خودش. قوماندان دارای مورال عالی بوده و در خطرات سربازانش را تنها نمی‌گذارد‌. وی در انتقال زخمی‌ها و شهداء، آخرین تلاشش را به خرج می‌دهد تا آبرومندانه از ساحه جنگ منتقل گردند و با زخمی‌ها از در نوازش وارد می‌شود.

 از این‌که همه سربازان یکسان نیستند و نباید از همه‌ی آن‌ها یکسان توقع داشت، لذا با سربازانی که در جریان جنگ روحیه‌شان تضعیف می‌شود، قوماندان رفتار مناسب می‌کند. هم‌چنان قوماندان در شرایط دشوار برای انجام وظایف پر‌مخاطره افراد آموزش‌دیده و با‌مورال را استخدام می‌کند‌.

قوماندان بی‌خبری و بی‌اعتنایی در برابر افرادش را جرم پنداشته، از وضع معیشتی افرادش همیشه آگاه است و به پیشنهادات مادونانش گوش می‌دهد؛ یعنی برای افراد زیر‌دستش ارزش قایل می‌شود. وی تلاش می‌کند تا در یک رقابت مثبت سطح تحرک، فعالیت و دست‌آوردش را ارتقاء دهد. قوماندان از وضع معیشتی سربازانش به طور دوامدار نظارت به عمل آورده و ارتباط دوامدار با سربازانش را ثابت نگه می‌دارد. از سنگر، سلاح، مهمات، مخابره و وسایط خویش همیشه با‌خبر است. قوماندان اعاشه، رخصت و معاش افرادش را به درستی و عادلانه اجرا می‌کند.

جنگ محکم را سرباز مدافع در سنگر محکم می‌کند، لذا قوماندان در تحکیم مواضع توجه جدی کرده افرادش را در سنگرداری محکم ترغیب می‌کند و از بیداری و احضارات‌شان کنترل دوامدار به عمل می‌آورد. این‌که عزت سرباز مدافع در حفظ سنگرش نهفته است، باید این روحیه را قوماندان در سربازانش همیشه زنده نگه دارد‌.

قوماندان اراضی را خودش مطالعه کرده و قرار را از همان‌جا صادر می‌کند‌. در ایجاد موضع و انتخاب موقعیت آن، شخص قوماندان مسوول است، لذا موضع را در موقعیتی انتخاب می‌کند که ساحه دید وسیع، نامرئی و ستر و اخفا‌، قابلیت انداخت درست، ارتباط با همجواران و دارای مسیر اکمالات و تخلیه در هر نوع شرایط باشد‌.

قوماندان استفاده درست از امکانات دست داشته‌اش می‌کند، افراد مسلکی را مطابق به مسلک‌شان به کار می‌گیرد و از غیر فعال شدن تسلیحات، تجیهزات و وسایطش جلوگیری می‌نماید‌.

قوماندان گزارش درست، تثبیت دقیق چالش‌ها و طرح راه‌حل معقول و مفید را به آمر خویش پیشنهاد می‌کند. گزارش درست یعنی ارایه معلومات با سرعت و دقت که سوالات «کی یا چه، چقدر، از کجا به کجا، چه وقت و چگونه» را جواب می‌دهد‌.

قوماندان تصمیم را مبنی بر واقعیت می‌گیرد، نه مبنی بر احساسات و عاطفه و از قوای دست داشته‌اش استفاده درست نموده مانع زمین‌گیر شدن نیرویش می‌شود‌.

قوماندان به وقت ارزش قایل است و از تنبلی نفرت دارد. او در صدد بلند بردن دانش و تجاربش از راه‌های مطالعه و کار است. قوماندان از حوادث می‌آموزد و مبتنی بر دانش و آگاهی‌اش هدایت می‌دهد و وضعیت را کنترل می‌کند.

مردم محل به مثابه ریشه و نظام به مثابه درخت است، پس نیاز به داشتن روابط با اهالی همانند نیاز درخت به ریشه است. اهالی به حیث همکار، رهنما و منبع هستند و بدون داشتن روابط حسنه‌ی قوماندان با مردم محل، نمی‌توان منابع صادق را در محل پیدا و جذب کرد. قوماندان بزرگان و علما را احترام می‌گذارد و با ایشان در انسجام امور مشوره می‌کند‌. قوماندان در ساحه مسوولیت خویش آخرین تلاشش را برای ایجاد سهولت به اهالی غیرنظامی به خرج می‌دهد و هم‌چنان ابتکار عمل را در دست خویش داشته همیشه از دشمن در جذب اهالی سبقت می‌گیرد و از حاکم شدن دشمن در ساحه جلوگیری می‌کند‌. جلسات و شورا با اهالی را ایجاد نموده و هم‌زمان مراقب جاسوسان دشمن نیز می‌باشد‌. در حفظ عزت، جان و مال مردم غیرنظامی نهایت تلاشش را به خرج می‌دهد. قوماندان در جنجال‌های مردم بی‌طرف واقع می‌گردد و برای حل منازعات، آن‌ها را فقط رهنمایی می‌کند. قوماندان قلب اهالی را تصرف می‌کند، نه اراضی آن‌ها را و آن‌چه باعث دوری مردم از نظام می‌گردد را در افرادش منع می‌کند‌.

قوماندان بالای راه‌های اکمالاتی خویش مسلط بوده و مانع مسدود شدن آن به واسطه دشمن می‌گردد، چون حفظ پوسته‌ها مستلزم باز بودن راه‌های مواصلاتی و اکمالاتی و قابلیت محاربوی برای ایستاده‌گی در برابر آتش دشمن است، لذا به این دو اصل باید اهمیت قایل بود‌.

قوماندان پلان‌گذار و مدیر قوی در استعمال قوا است، اما در تنظیم امور مشوره کرده و در اجرای آن مشارکت می‌کند. وی پیش‌بین دام‌های دشمن اسن تا چاره‌ای از قبل برای آن بسنجد. قوماندان حین اجرای فعالیت‌های محاربوی با تدابیر کافی در افراد، تعداد، مسیر، زمان و نوعیت تکتیک، تغییرات دوامدار می‌آورد‌.

قوماندان برای طرح نقشه(عملیات و کمین) و اجرای آن، به طرح‌ریزی محتاطانه، کشف و مطالعه دقیق هدف به واسطه منابع و پشتیبانی اهالی، محرمیت اطلاعات و عملیات با افزودن اطلاعات تازه استخباراتی، تدابیر زیرکانه فریب دشمن با یافتن نقاط ضعف آن، ایجاد هم‌آهنگی و زنجیر قومانده، تشریک مساعی بین افراد و پوسته‌ها، تعلیم و تمرین عملیات و کمین، استفاده از تجارب و مهارت‌های مسلکی خود و افرادش و رعایت جدی دسپلین ستر و اخفا نیاز مبرم دارد‌. هم‌چنان ویژه‌گی اطلاعات کشفی و استخباراتی (به وقت و زمان، محرم، دوامدار، موثق، اکتیف و به مقصد تعیین شده) را رعایت می‌کند‌.

قوماندان یک موضع را دو بار برای افراز کمین استفاده نمی‌کند و قبل از اعزام افرادش به عملیات و یا کمین هدایات و اشارات جهت اداره آتش و حرکت را مشخص و واضح می‌سازد‌. وی نیروهایش را به اندازه‌ای پراکنده می‌سازد که از مؤثریت آن‌ها کاسته نشود. قوماندان در میدان محاربه به ایجاد کمین ارزش قایل بوده تا از یک طرف به دشمن ضربه وارد کند و از جانب دیگر راه‌های اکمالاتی خویش را باز نگه دارد. قوماندان مواضع و محلات احتمالی دشمن را پیش‌بین است تا در مقابل آن به وقت و زمان تدابیر کافی را اتخاذ کند.

قوماندان برای انجام عملیات نیاز دارد تا محتویات ترتیب و تنظیم عملیات (مطالعه وظیفه، محکمه وضعیت، اتخاذ قرار، ترتیب امر محاربوی، تشریک مساعی و تأمینات همه‌جانبه) را مرحله‌وار عملی کند. هم‌چنان طرز فعالیت را طوری طرح کند که از برخورد خودی در جریان آتش‌باری جلوگیری به عمل آید‌. از این‌که ارتباط مخابره‌ای اساس سوق و اداره را تشکیل می‌دهد و در هم‌آهنگ‌سازی عملیات نقش کلیدی دارد و در عین حال از سوء‌تفاهم حین فعالیت محاربوی جلوگیری می‌کند، لذا قوماندان حین فعالیت محاربوی ارتباط مخابره‌ای دوامدار با همه جزوتام‌های شامل عملیات دارد.

قوماندان به معلومات کشفی ارزش قایل بوده در هوای نا‌مساعد سطح احضارات افرادش را بالا برده و در صورت ممکن جهت قطع آزادی عمل دشمن در ساحه به ایجاد کمین می‌پردازد‌. قوماندان برای فریب دشمن، نقاط نیرنگی ایجاد می‌کند‌.

قوماندان به نفوذ‌ناپذیری مواضع خود اطمینان ندارد و در برابر خطرات احتمالی و برای بهتر ساختن مواضع و ترتیبات دفاعی، طرح و نقشه دارد؛ طرح و نقشه حالات اضطراری، دادن هدایات واضح به افراد در شرایط معروض ماندن و غافل‌گیری دشمن، عکس‌العمل سریع و جلوگیری از مصیبتی که با آن مواجه می‌گردند‌. این نقشه محل و وظیفه هر فرد را در دوران اقامت در ساحه معین می‌سازد‌.

در اخیر لازم به یاد‌آوری است تا هر قوماندان که عهده‌دار مسوولیتی است، اصول و قواعد قوماندانی را جامه عمل پوشانده و سیر پیروزی را به سرعت میسر سازد‌.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن