ارگ و انتخابات ریاست جمهوری

سفیر بریتانیا در یادداشتی که در هشت صبح منتشر کرد، آورده بود که انتخابات ریاست جمهوی برای افغانستان اهمیت زیادی دارد و این انتخابات باید برگزار شود. جامعه‌ی جهانی در مجموع به برگزاری انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری تأکید دارد، اما از قراین برمی‌آید که آینده‌ی انتخاباتی افغانستان مبهم است و روشن نیست که انتخابات ریاست جمهوری سال آینده، چه پیامدیی خواهد داشت. انتخابات ریاست جمهوری زمانی پیامد سیاسی خطرناک نخواهد داشت که نخبگان و مجموع نیروهای سیاسی توافق کنند که نتیجه‌ی انتخابات را قبول می‌کنند. البته تعهد به قبول نتیجه هم به آسانی به دست نمی‌آید و مستلزم یک سری توافقات دیگر است. شماری از نیروهای سیاسی باید مطمین شوند که در فردای پذیرش نتیجه‌ی انتخابات به انزوای سیاسی کشیده نمی‌شوند. برای شماری از نیروهای سیاسی حضور تضمین شده در قدرت بسیار مهم است.

انتخابات پارلمانی به لحاظ سیاسی زیاد اهمیت ندارد. شمار نمایندگان هر ولایت معلوم است و تقریباً همه می‌دانند که ترکیب سیاسی و قومی پارلمان آینده چگونه خواهد بود. برخی از نیروهای سیاسی  فکر می‌کنند که ارگ شاید تلاش کند که ترکیب قومی و سیاسی پارلمان کنونی تغییر کند،‌ ولی با وجود این هم انتخابات پارلمانی، ‌اهمیت انتخابات ریاست جمهوری را ندارد. انتخابات ریاست جمهوری برای تمام نیروهای سایسی افغانستان مهم است. تجربه‌ی انتخابات‌های ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۴ بسیار تلخ بود. پیامد هر دو انتخابات بحران سیاسی بود. هیچ تضمینی وجود ندارد که انتخابات سال ۲۰۱۹ بحرانی نشود.

 انتخابات ریاست جمهوری سال آینده تنها در صورتی بحرانی نخواهد شد که مجموع نیروهای سیاسی قبل از برگزاری انتخابات به یک سری از توافقات برسند. برخی از نیروهای سیاسی می‌خواهند تضمین‌های لازم را در مورد به کرسی نشستن برخی از آرمان‌های سیاسی‌شان به دست بیاورند. شماری از نیروها هم نگران هستند که مبادا به انزوا بروند و می‌خواهند این نگرانی‌شان برطرف شود، اما ارگ تا حال به یک دیالوگ شفاف با مجموع نیروهای سیاسی در مورد انتخابات ریاست جمهوری تن نداده است. ارگ ظاهراً تصور می‌کند که در افغانستان یک اکثریت قومی وجود دارد و این اکثریت اشرف غنی را انتخاب خواهد کرد.

شاید به همین دلیل است که رییس جمهور امروز با حوزه‌ی نفوذ جنبش که از آن در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴ رای آورده بود، ‌درافتاده است. رییس جمهور زیاد به فکر پیدا کردن متحد از میان سیاست‌مداران غیر پشتونی که دارای کاریزما هستند، نیست. بسیار دشوار است که در آینده دوستم، محقق یا دکتر عبدالله با غنی یک ائتلاف انتخاباتی بسازند. به نظر می‌رسد که شخص رییس جمهور هم نمی‌خواهد با این چهره‌ها ائتلاف کند. رییس جمهور ظاهراً مطمین است که رای‌دهندگان پشتون بیشتر از اقوام غیرپشتون اند و سیاست‌مداران غیرپشتون نمی‌توانند از پشتون‌ها رای‌ بگیرند. رییس جمهور شاید مطمین است که نامزد پشتون دارای وزن سیاسی در برابر او قرار نخواهد گرفت. چیز دیگری که ارگ را نسبت به انتخابات ریاست جمهوری مطمین کرده است، ‌شاید آمار شهروندانی باشد که برای رای‌دهی در انتخابات پارلمانی ثبت نام کرده‌اند.

کمیسیون مستقل انتخابات آمار ثبت نام‌ کنندگان را هر روز با تفکیک ولایت منتشر می‌کند. بر مبنای این آمار در ولایت بدخشان تا حال دو صد هزار رای‌دهنده ثبت نام کرده‌اند. کمیسیون مستقل انتخابات گزارش داده است که شمار ثبت نام کنندگان در ولایت ننگرهار از مرز هفت صد هزار نفر هزار نفر گذشته است. آمار ثبت نام کنندگان ننگرهار حتا بیشتر از هرات است. هرات که بیشتر از ننگرهار در مجلس نماینده دارد، شمار ثبت نام کنندگانش کمتر از ننگرهار است.

سیاست‌مداران برخاسته از حوزه‌ی شمال معتقد اند که این آمار واقعی نیست. آنان به این عقیده هستند که کمیسیون مستقل انتخابات به اشاره‌ی ارگ در آمار ثبت‌ نام کنندگان ولایت‌ها دست‌کاری می‌کند. این سیاست‌مداران می‌گویند که اصلاً کمیسیون مستقل انتخابات تصامیم استراتژیک مربوط به انتخابات را به اشاره‌ی ارگ می‌گیرد و کمتر به قانون و آیین‌نامه‌های داخلی این سازمان توجه دارد. آنان به آماری که کمیسیون مستقل انتخابات بیرون می‌دهد، ‌باور ندارند. کمیسیون مستقل انتخابات هم سعی نکرده است که اعتماد تمام نیروهای سیاسی را جلب کند.   

تجربه نشان داده است که نامزدان انتخابات ریاست جمهوری افغانستان بیشترین رای را از حوزه‌ی قومی خود می‌گیرند. دکتر عبدالله در انتخابات سال ۲۰۱۴ از حوزه‌ی فارسی‌زبان‌ها رای آورد. دکتر اشرف غنی هم رای پشتون‌ها و اوزبیک‌تبارهای طرف‌دار جنرال دوستم را گرفت. به احتمال قوی در انتخابات آینده‌ی ریاست جمهوری هم چنین خواهد شد. فرض را بر این می‌گیریم که در انتخابات آتی ریاست جمهوری باز هم اشر‌ف غنی و عبدالله رقابت کنند. بر مبنای آمار کمیسیون مستقل انتخابات حتا اگر دکتر عبدالله کل رای ولایت بدخشان را بگیرد و حدود صد هزار رای را در مشرقی هم از آن خود کند،‌ باز هم آرای باقی‌مانده‌ی ننگرهار که به صندوق دکتر غنی می‌رود، تقریباً دو برابر رای دکتر عبدالله خواهد بود. روشن است که حوزه‌ی سیاسی دکتر عبدالله که به آمار کمیسیون مستقل انتخابات بی‌باور است، چنین نتیجه‌ای را نخواهد پذیرفت. وقتی رقیب رییس جمهور غنی در انتخابات آینده، ‌هر کسی که باشد، نتایج انتخابات ریاست جمهوری را نپذیرد، افغانستان بار دیگر وارد یک بحران سیاسی خواهد شد.

در آن صورت، به احتمال قریب به یقین رقیب رییس‌ جمهور غنی رای‌دهندگانش را به خیابان خواهد آورد و یک جنبش اعتراضی دیگر شکل خواهد گرفت. روشن است که تفاهم دو اردوگاه رقیب که از متن یک انتخابات جنجالی برخاسته باشند،‌ بسیار دشوار است. در انتخابات سال ۲۰۱۴ این بن‌بست را جان کری، وزیر خارجه‌ی وقت امریکا شکست. سندی که در برایند میانجی‌گری جان‌کری از سوی دکتر عبدالله و دکتر غنی امضا شد، چیزی شبیه سازش‌نامه‌ی سال ۲۰۰۱ بن بود. نیروهای سیاسی غیرپشتون مشروعیت زعامت یک پشتون را در بدل حضور نیرومند در متن قدرت سیاسی پذیرفته بودند. جناح عبدالله هم مشروعیت رییس جمهور غنی را در بدل ریاست اجرایی پذیرفت. ریاست اجرایی شکل دیگر حضور در متن قدرت سیاسی است. در آن زمان میانجی‌گری برای جان کری زیاد دشوار نبود. آن زمان اجماع جهانی و منطقه‌ای در افغانستان به صورت کامل از بین نرفته بود. 

در سال ۲۰۱۴ اجماع منطقه‌ای و جهانی در مورد افغانستان هنوز برهم نخورده بود. در آن سال حامد کرزی از امضای توافق‌نامه‌ی امنیتی با ایالات متحده‌ی امریکا امتناع کرد. اما هیچ نیروی سیاسی داخلی  و هیچ قدرت جهانی و منطقه‌ای از این تصمیم حامد کرزی حمایت علنی نکردند. جرگه‌ای که حامد کرزی در آن سال فراخواند به امضای موافقت‌نامه‌ی امنیتی با امریکا رای داد.

حامد کرزی در سخنرانی‌اش در همان جرگه اعلام کرد که روسیه، ‌چین، ‌کشورهای آسیای میانه و امیرنشین‌های عرب به او توصیه کرده‌اند که موافقت‌نامه‌ی امنیتی با امریکا را امضا کند، اما امروز وضعیت فرق می‌کند، ‌قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای در مورد افغانستان اجماع ندارند. احتمال آن زیاد است که کشورهای منطقه بحران احتمالی انتخابات ریاست جمهوری آینده را به یک تقابل قومی غیرقابل برگشت تبدیل کنند. برای جلوگیری از شکل‌گیری این سناریو،‌ لازم است که ارگ با مجموع نیروهای سیاسی افغانستان قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۹ به توافق برسد. برگزاری انتخابات سال ۲۰۱۹ در فقدان یک اجماع سیاسی احتمال شکل‌گیری بحران را افزایش می‌دهد. شکل‌گیری اجماع سیاسی هم زمانی ممکن است که دیپلومات‌های کشورهای کمک‌کننده آن را میانجی‌گری کنند.

 

دیدگاه are closed.