خون ارزان عسکر افغان

گزارش رسانه‌ها حاکی از آن است که نیروهای افغان همانند سال‌های گذشته با تلفات سنگین مواجه‌اند. هشت صبح گزارش داد که در جریان هفته‌ی گذشته، بیش از ۱۰۰ نیروی امنیتی در چند ولایت کشور کشته شده و ده‌ها نیروی امنیتی نیز زخم برداشته‌اند. طالبان در جریان هفته‌ی گذشته بر پاسگاه‌های نیروهای امنیتی در ولایت قندز حمله کردند. در نتیجه‌ی این حمله حدود ۴۰ سرباز کشته شدند. چنان که مقام‌های وزارت دفاع گفته‌اند، طالبان با استفاده از عینک‌های شب‌بین نظامی، همزمان بر چندین موضع نیروهای امنیتی در ولسوالی دشت ارچی حمله کردند و باعث این تلفات شدند.

در حمله‌ی خونین  دیگر گروه طالبان بر ولسوالی خواجه غار ولایت تخار، ۳۱ سرباز ارتش کشته شدند. مقام‌های محلی تخار گفته‌اند که علاوه بر کشته شدن ۳۱ سرباز ارتش، ۱۷ سرباز دیگر زخمی شدند. از سویی هم به تازگی از ولایت فراه نیز گزارش شده است که حدود ۵۰ نیروی امنیتی در رویارویی با طالبان در این ولایت جان خود را از دست دادند. باشندگان ولایت فراه می‌گویند اخیراً نبردها در این ولایت شدت گرفته و فعالیت طالبان و دیگر گروه‌های هراس‌افگن بیشتر شده است.

حکومت به خاطر تعداد بالای تلفات نیروهای نظامی تصمیم گرفت که آمار کشته‌شدگان را منتشر نکند. ولی خانواده‌های افغانی که فرزندان‌شان در اردو و پولیس ملی شامل اند، بی‌سر و صدا اجساد فرزندان‌شان را تحویل می‌گیرند. کسی به آن‌ها توضیح نمی‌دهد که چطور گروه‌های تروریستی شورشی قادر اند به این سادگی بر پاسگاه‌ها و پایگاه‌های نظامی حکومت حمله کنند و این‌همه جوان این سرزمین را بکشند.

هرچند تلفات نیروهای افغان به افزایش حمله طالبان نسبت داده می‌شود، ولی باید اعتراف کرد که نیروهای افغان در برابر حملات چریکی و تروریستی طالبان آمادگی لازم را ندارند. یکی از رویدادهای غم‌انگیز و البته پرسش‌برانگیز حمله‌ی طالبان بر قول اردوی شاهین در ولایت بلخ بود که در اثر آن دست کم ۱۳۰ تن از سربازان اردوی ملی جان خود را از دست دادند.

بنا به گزارش‌های موجود، نیروهای انتحاری طالب با گفتن یک دروغ ساده و وانمود کردن خود به عنوان سربازان اردوی ملی از دروازه‌های اول و دوم امنیتی گذشتند، حملات انتحاری و کشتار عساکر افغان را که مصروف ادای نماز جمعه بودند، آغاز کردند.

حکومت هرچند وعده‌ی انجام تحقیقات و ارائه‌ی گزارش را داد، اما تا هنوز نمی‌دانیم که چگونه این حمله‌ی مرگبار چگونه اتفاق افتاد، دلایل آن چی بود و آیا حکومت پس از این حادثه تدابیر و اصلاحات لازم جهت افزایش مصونیت سربازان افغان روی دست گرفته است و یا خیر.

دانستن این موضوع برای ما اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تلفات بالای نیروهای نظامی افغان ارتباط مستقیم با کیفیت تعلیمی و تجهیزاتی قوای مسلح، کاهش فساد در رهبری اردو و توجه لازم به نقاط آسیب‌پذیر این نیروها دارد.

معمولاً یکی از دلایل افزایش تلفات قوای مسلح افغان فساد در رده‌های بالای قوای مسلح کشور عنوان می‌شود. مثلاً جنرال نیکلسون، فرمانده پیشین نیروهای امریکایی در افغانستان گفته بود که ناتوانی و ناکامی در مدیریت و رهبری قوای افغان عامل افزایش تلفات است.

این فرمانده پیشین مأموریت قاطع ضمن این که از روحیه‌ی بالای سربازان افغان ستایش کرد، با اشاره به ضعف رهبری این نیروها گفت: «بعضی از واحدهای نظامی افغان، نه تنها رهبری درست ندارند بل‌که با کمبود تجهیزات و مواد غذایی نیز مواجه هستند.»

آقای امرالله صالح، رییس پیشین ریاست امنیت ملی با اشاره به حمله‌ی طالبان به دشت ارچی و تلفات بالای قوای امنیتی می‌گوید که «غافل‌گیری، اسلحه‌ی جدید، اراضی آسیب‌پذیر، نبود شبکه‌ی سیاسی حامی دولت در منطقه و … از دلایل عمده‌ی این فاجعه‌ی بزرگ برای اردوی ملی کشور در آن ولسوالی است.»

او رهبری وزارت دفاع ملی را متهم می‌کند که اصلاحات لازم جهت جلوگیری از چنین رویدادهای خونین را به وجود نمی‌آورد.

آقای نجرابی، از ولسی‌جرگه نیز می‌گوید که «آنچه که نیروهای ما بیشترین نیاز را به آن دارند، کمک‌های عاجل و فوری است که وقتی دشمن به قرارگاه‌های امنیتی حمله می‌کند، در زودترین زمان باید حمایت توپچی یا هوایی صورت بگیرد. اما این امکانات یا در اکثر مناطق وجود ندارد یا در فاصله‌ی زمانی ۴۸ تا ۷۲ ساعت در اختیار نیروها قرار می گیرد. حتا زمانی شده که یک هفته بعد به کمک این نیروها رسیده‌اند و این دقیقاً زمانی است که نیروها یا عقب‌نشینی کرده‌اند و یا از بین رفته‌اند.»

گزارش‌ها حاکی از آن است که تلفات نظامی در میان نیروهای محلی پولیس که به منظور دفاع از مناطق روستایی استخدام می‌شوند، بالاست. آن‌ها اغلب در گروه‌های کوچک در پاسگاه‌های بازرسی و در مناطق دور افتاده گماشته می‌شوند، ولی از امکاناتی چون وسایل مخابراتی برخوردار نیستند تا در صورتی مورد حمله قرار می‌گیرند، خواستار اعزام نیروی کمکی شوند. در نتیجه طالبان به سادگی بالای این پوسته‌های ضعیف و بدون پشتیبانی حمله کرده و نیروهای نظامی افغان را از پا در می‌آورند. جالب این‌جاست که به گفته‌ی افسران امریکایی، تلفات نیروهای افغان در این گونه پوسته‌ها ۱۰ برابر بیشتر از تلفات در جریان عملیات تهاجمی علیه طالبان است. این به معنای آن است که نیروهای افغان در حالت دفاعی بیشتر در معرض خطر اند تا در حالت تهاجمی.

آن‌ها می‌گویند که به افسران قوای مسلح افغان توصیه کرده‌اند که از میزان چنین پوسته‌هایی کاسته شود، ولی سیاستمداران افغان بر نیروهای امنیتی فشار می‌آورند تا این پوسته‌های بازرسی و نظارتی را برندارند، چون نشانه‌ی حضور حکومت افغانستان در مناطق دورافتاده اند.

به این ترتیب، نیروهای امنیتی افغان با طولانی شدن جنگ، نبود اصلاحات و وجود فساد در رهبری نیروهای امنیتی دچار تلفات خواهند بود. بی‌توجهی حکومت به این وضعیت به شدت سوال‌برانگیز است. آقای غنی بارها به جان‌فشانی این نیروها افتخار کرده است، ولی برای حفظ جان‌شان کار اساسی و موثری انجام نمی‌دهد. دلایل افزایش تلفات نیروهای نظامی افغان که حکومت از بیان تعداد آن هراس دارد، قسماً در خود نظام امنیتی و دفاعی نهفته است و بهتر است که رییس جمهور و مقامات ارشد به جای سر دادن شعارهای آبکی و بی‌معنا در وصف نیروهای نظامی افغان به رفع نقایص مذکور توجه کنند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن