ویژه‌گی‌های حکومت همه‌شمول

فریداحمد امیری

با آن‌که پس از نظام شاهی در افغانستان، نوع نظام‌داری در جهت جمهوری شدن استقامت می‌گرفت؛ اما تاکنون نظام‌ها براساس ایدیولوژی‌های مختلف روی کار آمده‌اند. در چهار دهه اخیر، اسلامی بودن نظام، زمینه تداوم جنگ و خشونت در افغانستان را فراهم کرده است. از این رو، سیاسیون هیچ‌گاهی نتوانسته‌اند ستون مستحکمی از نظام سیاسی را بنا کنند تا با پاس‌داری از ارزش‌های آن، در کشور ثبات برقرار شود.

حالا پس از فروپاشی نظام جمهوری اسلامی افغانستان، گروه طالبان که اکثریت جغرافیای کشور را زیر سلطه خود دارد، با رویکردهای قدیمی و مفاهیم منحصر به خود، می‌خواهد، «امارت اسلامی» را دوباره احیا کند. با آن‌که افغانستان بیست سال اخیر، حاضر به پذیرفتن محدودیت‌ها و سخت‌گیری‌های مذهبی از سوی طالبان نیست؛ اما اخیراً در نوع حکومت‌داری دغدغه‌هایی مبنی بر همه‌شمول بودن حکومت طنین‌انداز مجالس سیاسی شده است. به همین منظور، می‌بایست به ویژه‌گی‌ها، فلسفه و مفهوم همه‌شمول بودن نظام، اشاراتی داشت. حکومت‌های همه‌شمول باید موارد زیر را در نظر داشته باشند:

۱- اجماع در نام و نشان حکومت

یک حکومت زمانی همه‌شمول بوده می‌تواند که ایدیولوژی مطلقه و گروهی را کنار بگذارد و اجماع ملی را در قسمت نوع و نام حکومت رعایت کند. هم‌چنان پرچم که نمادی از هویت یک جغرافیا در جهان است، به همه‌پرسی گذاشته شود.

در افغانستان نظام سیاسی از طریق نظامی سرنگون شد و گروه طالبان با نام «امارت» و پرچم سفید، نظام سیاسی مورد قبول اکثریت را کنار زد. بنابراین، باید در مورد نام و پرچم کشور، انتخابات و همه‌پرسی برگزار شود.

۲- سلطه و تحمیل یا حکومت‌داری؟

این مسأله باید روشن شود که جریان حاکم در پی سلطه‌گرایی، جبر و تحمیل ایدیولوژی است و یا برای ایجاد حکومت‌داری نوین توأم با ارایه خدمات به مردم، برنامه‌های همه‌جانبه و مورد قبول ارائه می‌کند؟

حکومت کردن با جنگیدن، دو مسأله متفاوت و جداگانه است. حکومت‌داری رضایت ملی می‌طلبد و گریبان حاکمان همواره به دست کسانی است که با فقر، گرسنه‌گی و بیکاری دست‌وپنجه نرم می‌کنند. از این رو، فراموش نشود که طالبان حالا در سنگر جنگ نه، بلکه در صحنه سیاسی و حکومت‌داری قرار دارند و نباید مردم را با زور و تهدید به اطاعت وادار کنند.

۳- ملی‌گرایی

در جوامع چندقومی، کثرت‌گرایی و رعایت حقوق شهروندان باعث شکل‌گیری حکومت همه‌شمول می‌شود. تقسیم عادلانه قدرت، همه‌پذیر بودن نظام و حضور طیف‌های مختلفی از جامعه در حکومت، باعث رضایت مردم و تقویت حکومت‌داری می‌شود. بدون حضور مردم در صحنه سیاسی و نیز تعمیل سیاست حذف و تفرقه، نه تنها که حکومت همه‌شمول بوده نمی‌تواند، بلکه محکوم به شکست و نابودی است.

۴- حضور زنان در حکومت

فلسفه حکومت‌های همه‌شمول این است که تمام شهروندان یک کشور بدون درنظرداشت جنسیت به عنوان انسان، صاحب حق و مالک خاک هستند و باید در ساختار حکومت جایگاه مناسبی داشته باشند. زنان افغانستان، در بیست سال گذشته با فعالیت‌های موثر و توانایی‌های چشم‌گیر، در تقویت حکومت‌داری در کشور نقش بارزی را ایفا کرده‌اند.

۵- مسلکی بودن مسوولان حکومت

یکی از ویژه‌گی‌های نظام‌های موفق، این است که حکومت‌داری را به گونه‌ مسلکی آن همه‌شمول می‌سازند. در این شکی نیست که در تحولات چند دهه اخیر در افغانستان، مردم آن‌گونه که شایسته آن هستند، در تصمیم‌گیری‌ها دخیل نبوده‌اند. تقسیم قدرت براساس اصل شایسته‌گی و دانش نوین باید صورت گیرد. حکومت‌داری بدون درنظرداشت تخصص نه تنها که نتیجه مطلوبی ندارد، بلکه باعث شکننده‌گی اوضاع و بی‌اعتمادی جامعه می‌شود.

بنابراین، حکومت‌هایی که همه‌شمول بودن را با آرایش و گمارش افراد معدود از صف فکری خویش به اشتباه می‌گیرند و به رُخ می‌کشند، نه تنها مورد تأیید مردم قرار نمی‌گیرند، بلکه از اعتبار جهانی نیز برخوردار نخواهند شد.

دکمه بازگشت به بالا