چالش‌ها و پیشرفت‌ها در آموزش عالی افغانستان – بخش ششم

جهان‌گرایی و آزادی‌های دانشگاه

آموزش عالی از آغاز ظهور نخستین نهادهای آموزشی در یونان قدیم و در اروپا و جهان اسلام قرون وسطی به نحوی با آزادی  بیان و تحقیق آغاز شد. فلاسفه‌ی بزرگی چون سقراط، افلاطون و ارسطو در یونان قدیم (حدود ۳۰۰ سال پیش از میلاد مسیح)، شاعران بزرگ آزاداندیشی چون خیام، مولانا ۱ و حافظ در قرون ۱۲ و ۱۳ و۱۴ میلادی در خراسان و ساینس‌دان‌هایی چون ابن سینا، نیوتن و گالیلیه با اتکا به ابتکار و آزادی اندیشه‌ی خود به کشف حقایق بزرگ علمی نایل شدند. همه‌ی ای‌ها به گونه‌ی خاصی سنت‌شکن بودند. در تفکر این متفکرین بزرگ آزادی بیان یا آزادی تحقیق به صورت واضح مشاهده می‌شود. می‌توان ادعا کرد که شاید ریشه‌های آزادی اکادمیک از این‌جا رشد کرده باشد.

با شکوفایی این نهضت بزرگ، فکر حفاظت از سنت‌ها- به ویژه هراس از خطر بدعت و نوگرایی در مدارس و نهادهای سنتی دینی- جامعه‌ی آموزشی جهان اسلام را به دو قطب سنتی و اصلاح‌طلب تقسیم کرد. نفوذ این دو جریان متقابل فکری با نحله‌های تند و افراطی آن در بسیاری از دانشگاه‌ها و نهادهای علمی و فرهنگی کشور ما مشهود است. بدیهی است که جریان سنت‌گرا با جناح‌های تندرو و متعصب آن با اصل بنیادی دانشگاه‌ها که باید مهد کشف، تحقیق، تحلیل، انتقاد و تولید دانش باشند، مخالف است؛ چون که نیرومند شدن و گسترش دموکراسی با نهادهای آن معمولاً از دانشگاه‌ها آغاز می‌شود. دانشگاه بدون دموکراسی همواره در اسارت جریان‌های ایدیولوژیک، حکومت‌های خودکامه و تمامیت‌خواه خواهد بود. 

پرورش فکر تحلیلی و انتقادی که از رسالت هر دانشگاه معیاری است، همواره در مقابل دگماتسم (جزمیت) سنت‌گرایان و ایدیولوژست‌های چپ و راست افراطی قرار داشته است. عناصری که آزادی اکادمیک و دموکراسی را به صورت مستقیم یا غیرمستقیم رد می‌کنند.

در آثار فلاسفه، دانشمندان و شاعران بزرگ جهان گریزی از محدودیت افکار و عقاید محلی در جهت گرایش به اندیشه‌ها و ارزش‌های جهانی مشاهده می‌شود. این گرایش، یکی از ویژه‌گی‌های اساسی آموزش عالی در جهان پیشرفته است. می‌توان گفت که به طور معمول آموزش ابتدایی و متوسطه محلی و ملی است، اما آموزش عالی جهانی است و باید چنین باشد؛ چون که هدف آموزش عالی، پرورش فکر شهروندی جهانی است، با ارزش‌ها و علایق آن. بنابراین تلاش برای محدود کردن مطالب آموزش عالی به محتویات قومی یا مذهبی یا محلی انحراف از اهداف و دیدگاه‌های آموزش عالی است.

بعد از سقوط طالبان، در کنار تداوم نبرد دولت در برابر هراس‌افگنان و ایادی بیگانه برای اشغال مجدد کشور مبارزه‌ی نرم فکری بین روشنفکرانی که می‌خواهند کشور به جامعه‌ی پیشرفته و متمدن جهانی بپیوندد و قشرهایی که قصد دارند با حفظ وضع حال و منافع گروهی یا قومی خود سدی در برابر آزادی‌های اکادمیک تشکیل دهند، آغاز شد. در تاریخ آموزش عالی افغانستان، بیشتر این حکومت‌ها بودند که با اختناق یا تحمیل ایدیولوژی‌های افراطی، حقوق و آزادی‌های اکادمیک را از دانشگاه‌‌ها سلب کردند. در سال‌های حکومت خلق و پرچم دانشگاه کابل به عنوان بزرگترین و سیاسی‌ترین نهاد آموزش عالی کشور، خود ناقض حقوق بشری و آزادی‌های اکادمیک در افغانستان بود. متأسفانه حکومت‌های مختلف در هشتاد سال گذشته از دانشگاه کابل به عنوان حربه‌ی سیاسی و ایدیولوژیک استفاده کرده‌اند. امروز هم برخی از بقایای همان جریان‌های واپس‌گرا یا وابسته به سازمان‌ها و کشورهای بیگانه  نمی‌خواهند دانشگاه‌های افغانستان به ویژه دانشگاه امریکایی افغانستان از آزادی‌هایی که دانشگاه‌های جهان آزاد جهان از آن برخوردار اند، بهره‌مند شوند.

این عناصر تنگ‌نظر نمی‌دانند که بدون آزادی اکادمیک که همه‌ی سدها را که کلیساها در برابر پژوهش، تعبیر آزاد متون دینی و تابوهای دیگر قرار داده بود، از میان برداشت. اروپا به این پیشرفته‌ها در ساینس و تکنالوژی و دیگر عرصه‌های علمی نایل نمی‌شد. بدون آزادی اکادمیک، انشتاین، استیفن هاوکینگ و صدها پژوهشگر دیگر نمی‌توانستند به اسرار کاینات و حقایق داخل اتوم و ذرات به مراتب کوچک‌تر از اتوم دست یابند. اگر آزادی‌های اکادمیک چون آزادی در تحقیق، آزادی در تحلیل و تعبیر، آزادی در بیان اندیشه‌های متناقض و افشای آنچه حقیقت است را سلب کنیم، مسلم است که دیگر دانشگاهی برای این کشور لازم نیست.

فیزیک‌دان بزرگ قرن بیستم، آلبرت انشتاین در مورد آزادی اکادمیک می‌گوید: «درک من از آزادی اکادمیک حق پژوهش برای حقیقت است و تدریس و نشر آنچه حقیقت پنداشته می‌شود. این حق همچنان دال بر مسئولیتی است که نباید هیچ بخشی از آنچه حقیقت خوانده می‌شود، کتمان گردد…» ۲ در این جمله، انشتاین تأکید می‌کند که آنچه حقیقت است، باید بدون هیچ‌گونه تغییر و تصرفی تدریس، نشر و پخش شود.

آزادی اکادمیک همچنان دال بر مصونیت پژوهش‌گر و استاد محقق است که نباید به علت تحقیق در موضوعاتی که مخالف سیاست‌های قدرت حاکم یا سنت‌های جامعه است، مورد بازخواست، حبس یا شکنجه قرار گیرد. مدافعان آزادی اکادمیک، به عنوان متمم آزادی بیان، در کمیسیون‌های مستقل حقوق بشر حضور فعال دارند. کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان تحت ریاست داکتر سیما سمر با درایت و شجاعت زیاد از آزادی‌های اکادمیک در قلمرو آزادی بیان دفاع کرده است.

(در بخش آینده‌ی فعالیت‌های دیده‌بان مگناکارتا که بیش از هشت‌صد دانشگاه اروپایی و جهانی عضویت آن را دارند، مورد بررسی قرار خواهیم داد.)

منابع:

  1. رنالد نیکلسون، مستشرق و مترجم مثنوی، تعدادی از داستان‌های مثنوی را که دارای قصه‌های ظاهراً جنسی (پورنوگرافیک) بود، از اصل متن ترجمه حذف یا سانسور کرد؛ چون که فکر کرد خواننده‌گان انگلیسی زبانش حتا در قرن بیستم آماده‌ی خواندن این قصه‌ها نبودند، در حالی که این کتاب حدود هفت‌صدسال پیش زمانی که مولانا در قونیه زنده‌گی می‌کرد نوشته شده بود. چند سال پیش این قصه‌ها در مجموعه‌ی جداگانه‌ای تحت عنوان «خنده‌های لذت‌بخش» نشر شد. ناگفته نماند که مولانا استاد و رییس مدرسه‌ای بود در قونیه که حدود ۴۰۰ شاگرد داشت. تحریر مثنوی حدود هفت‌صد سال پیش در قونیه شاید مبین این حقیقت باشد که از دید آزادی اکادمیک، این شاعر و نابغه‌ی بزرگ جهان همه زنجیرهای خود سانسوری و سنتی را شکسته و این شاهکار بزرگ ادبی را با آزادی تام فکر نوشته بود.
  2. http://thinkexist.com/quotes/with/keyword/academic_freedom/

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن