چالش‌ها و پیشرفت‌ها در آموزش عالی افغانستان – بخش پنجم

داکتر شریف فایض

تعریف‌ها، شاخص‌ها و اهداف آموزش عالی

پالیسی‌سازان و متخصصان تعلیم و تربیه در افغانستان به علت فشارهای سیاسی یا سنت‌گرایی مزمن یا شاید با دید و دانش محدودی که از تحصیلات عالی جهان دارند، تا کنون نتوانسته‌اند تعریف و طرح جدیدی در پاسخ به نیازها و چالش‌های جاری برای تعلیم و تربیه‌ی کشور در قرن بیست و یکم داشته باشند. سال‌هاست که در ویب‌سایت‌ها و نشرات‌شان خبری در این زمینه‌ها نشر نشده است. 

افغانستان یک نظام کهنه، متورم، از هم گسیخته و بی‌کیفیت تعلیم و ترییه دارد. هرچند که به صورت پراکنده تحولاتی در سطح دانشگاه دیده می‌شود، اما خبری از تحولات مهم و جدید در سطح وزارت تحصیلات عالی در ارتباط با ارتقای کیفیت، مدیریت یا تأسیس نهادهای جدید یا تقویت نهادهای برحال در عرصه‌های تعلیمات طبی، مسلکی و تخنیکی نیست. سال‌هاست که قانون‌ها، فرمان‌ها، لایحه‌ها، مقرره و پالیسی‌های وزارت تحصیلات عالی بررسی و تجدید نظر نشده است. هنوز هم قانون جدید وزارت تحصیلات عالی تصویب نشده و از طریق فرمان ریاست جمهوری تطبیق می‌شود.    

هنوز هم در برخی از این اسناد تقنینی، نفوذ انگیزه‌ها و اهداف مختلف ملی، قومی، مذهبی و جنسیتی دیده می‌شود که با آنچه دانشمندان، فلاسفه و مربیان بزرگ آموزش در مورد فلسفه‌ها، اهداف و جهان‌شمولی آموزش و پرورش بیان کرده‌اند، در تناقض یا ناموزون است. وزارت تحصیلات عالی هر چندسال یک بار باید از طریق دایرکردن کنفرانس‌ها این مسایل بزرگ آموزشی را بررسی، تجدید و اصلاح کند.

هدف دانشگاه چیست؟ تدریس دانش بخاطر دانش یا تدریس دانش برای توانمند ساختن دانشجو و آماده‌کردن وی برای کسب شغل در بازار کار؟ هویدا است که اکثریت محصلان این نهاد و دیگر دانشگاه‌های دولتی و خصوصی افغانستان تحصیل دانش را برای به دست آوردن شغل و مسلک می‌خواهند، نه بخاطر دانش برای دانش. این دو نظر متفاوت علم برای علم و علم برای اقتصاد و زنده‌گی تا کنون مورد بحث و گفت‌وگوی تیوری‌پردازان تعلیم و تربیه و فلاسفه است. لیکن در افغانستان امروز باید نظر دانش برای زنده‌گی‌کردن یا توانمندساختن دانشجو برای اشتغال در بازار کار بر نظر دانش برای دانش اولویت داشته باشد.

اکثریت کشورهای پیشرفته‌ی جهان در قوانین و طرح‌های راهبردی آموزش عالی‌شان به این پرسش‌ها پاسخ داده‌اند. دانشگاه‌های‌شان هم مرام و دیدگاه‌ها و اهداف مشخصی دارد. احزاب، گروه‌های سیاسی یا حلقه‌های مذهبی و ایدیولوژیک حق مداخله در امور دانشگاه‌ها را ندارند. مشکل بزرگ افغانستان لگام‌گسیخته‌گی برخی از نهادهای دولتی یا رسانه‌های بنیادگرا، تبلیغاتی و سودجو است که می‌خواهند دانشگاه‌ها را در محاصره‌ی عقاید و ایدیولوژی‌های خود داشته باشند، همان‌طوری که بعضی‌ها تلویزیون و اخبار پخش و نشر می‌کنند تا اهداف سیاسی و گروهی خود را برآورده سازند.

برای جلوگیری از بروز ابهام در مرام‌ها و اهداف آموزش و پرورش و تعلیمات عالی کشور، نه تنها نهادهای آموزشی باید اهداف و پلان‌های راهبردی خود را در صفحه‌های انترنتی تعریف و توضیح کنند، بلکه وزارت‌های مربوطه، به ویژه وزارت تحصیلات عالی نخست باید به تعریف فلسفه و اهداف تعلیمات عالی در افغانستان بپردازد، طرح‌های راهبردی خود را به صورت کلی در عرصه‌های مختلف آموزشی تعریف و توضیح کند.

وزارت تحصیلات در بخش دانشگاه‌های خصوصی، کنترل تورم و بلند بردن کیفیت تدریس و آموزش، شفافیت نظام اداری و … چه طرح‌های راهبردی دارد؟ تورم نهادهای تعلیمات عالی طب بحران بسیار خطرناکی را به وجود آورده است. طرح راهبردی وزارت برای کنترول و کاهش این بحران چیست؟ وزارت تحصیلات عالی باید در افزایش نهادهای مسلکی و تخنیکی گام‌های جدی و عملی برمی‌داشت. طرح تأسیس این نهادها در زمانی که این‌جانب وزیر تحصیلات عالی بودم، آماده شده بود، اما هیچ‌گاه عملی نشد. در کشورهای پیشرفته و رو به انکشاف نزدیک به پنجاه درصد فارغان مکتب‌ها شامل نهادهای عالی مسلکی و تخنیکی می‌شوند. چرا این طرح عملی نشد؟ 

در کشورهای پیشرفته‌ی جهان وزارت تحصیلات عالی یا کمیسیون تعلیمات عالی یک ارگان ملی پالیسی‌ساز، قانون‌گذار، طراح راهبردها، ناظر و دیده‌بان فعالیت‌های دانشگاه‌ها، مترصد وضع موجود تمام نهادهای تحصیلات عالی، مهندس و معمار طرح پروژه‌ی جدید برای آینده‌ی آموزش عالی است. وزارت تحصیلات عالی افغانستان هم باید الگو و سمبول شفافیت، صداقت، مدیریت کارا و سنگر مبارزه‌ی اکادمیک علیه فساد و ارتشا باشد، نه سالون انتظار و پذیرایی وکیل‌های پارلمان برای وساطت یا فشار آوردن و تهدید رهبری و کارمندان وزارت برای گرفتن امتیاز یا تحمیل خواهش‌های نامشروع.     

ما می‌توانیم از نظام‌های آموزش عالی کشورهای بزرگ و پیشرفته‌ی جهان چون جمهوری هند و چین بیاموزیم که آن‌ها چطور بر این چالش‌ها مسلط شدند. توسعه و رشد تعلیمات مسلکی و تخنیکی از طریق تأسیس انستیتوت‌های ساینس و تکنالوژی در چین انقلابی به مراتب بزرگتر از انقلاب فرهنگی ماتسی تونگ به وجود آورد و به عنوان ابرقدرت دوم جهان تبارز کرد. در جمهوری هند تکنالوژی معلوماتی، علوم و مهارت‌های کمپیوتری با تأسیس انستیتیوت‌های تکنالوژی به ویژه انستتیوت ملی تکنالوژی هند و کریدت شدن نهادهای تعلیمات طبی، انجینری، زراعت و ده‌ها دانشگاه و انستیتیوت دیگر هند را در قطار کشورهای پیشرفته‌ی جهان قرار داد. 

از بازگشایی دانشگاه‌ها در سال ۲۰۰۲ حدود ۱۶ سال گذشته است، اما تا کنون نتوانسته‌ایم نهاد انجنیری و تخنیکی شبیه دانشکده‌ی انجنیری دانشگاه کابل سال‌های ۱۹۷۰ بسازیم. توجه دولت به ویژه وزارت تحصیلات عالی به بخش‌های تکنالوژی و ساینس دانشگاه‌ها بسیار کم‌رنگ بوده است. اگر بخش‌های تکنالوژی و ساینس آموزش عالی کشور نتواند با همچون رشته‌هایی با کشورهای همسایه رقابت کند، مسلم است که کشور ما همچنان به عقب‌مانده‌گی‌اش ادامه خواهد داد. برنامه‌های تلویزیون، رادیو، روزنامه و مجلات همه در مورد سیاست است، نه ساینس و تکنالوژی یا علوم طبیعی.  

نسلی که اکثریت اعضای آن تا اکنون حاکم و بر مسند قدرت اند، باید بدانند که نه چیزی از عمرشان مانده و نه این خاک همیشه متعلق به آن‌ها است. باید تمام فرصت‌ها را به فرزندان جوان خود بدهند تا با بهره‌گیری از دانش و تکنالوژی جدید افغانستان خود را بسازند. باور دارم که افغانستان آن‌ها از افغانستانی که طالبان و داعشیان و قوم و قبیله‌گرایان بسازند، هزارها مرتبه متمدن‌تر، انسانی‌تر، آرام‌تر و اسلامی‌تر خواهد بود. خیانت و جنایت بزرگ این افراد و گروه‌ها این است که قصد دارند افغانستان جوان را قبل از این که بمیرند به گورستان بدل کنند. راه رسیدن به افغانستانی که عاری از خون‌ریزی و دمار، عقب‌گرایی و دهشت‌افکنی، جهالت و دانش‌ستیزی باشد، از طریق دانش نوین و تکنالوژی و علوم انسان‌ساز میسر است، نه از راه مدارس دیوبندی و سیاست‌های منافقانه‌ی همسایه‌گان بی‌رحم ما.

افغانستان را نمی‌توان بدون مشارکت گسترده‌ی جوانان تحصیل‌کرده و متخصص، بدون دانشگاه‌های با کیفیت، استادان مجهز با دانش و تکنالوژی جدید، بدون منابع بزرگ پولی، بدون تعهد به دموکراسی و عشق به سرزمینی که از همه‌گان است، ساخت. 

Comments are closed.