چالش‌ها و پیشرفت‌ها در آموزش عالی افغانستان – بخش اول

نبود تاریخ و پیشینه در آموزش عالی افغانستان

افغانستان خاک باستانی مساجد و مدارس و مزارها است، نه مهد و خاستگاه دانشگاه‌ها. در این سرزمین دانشگاهی با قدامت مدرسه‌ای، با محیط و تاریخ مجلل و پرافتخاری وجود ندارد، نه مانند الازهر مصر یا مکانی مثل دارالحکمه‌ی بغداد در عصر عباسیان.

درست است که برخی از مدارس و مساجد کشور در ادوار تاریخ به نحوی به تدریس علوم و مهارت‌های فنی و هنری می‌پرداختند. به طور مثال در عصر تیموریان هرات، خاصه در زمان سلطنت شاه‌رخ و خانم فرهنگ پرورش، گوهرشاد تدریس دانش باستان و هنر تا اندازه‌ای در سطح معادل با نظام درسی دانشگاه‌های امروز تدریس می‌شد، اما دانشگاه به مفهوم جدید آن در افغانستان از دهه‌ی سوم قرن بیست آغاز شد. شاید بنابر نبود تاریخ و میراث غنی تعلیمات عالی کشور باشد که نظام آموزش عالی ما چنین عقب‌مانده، نابسامان و سرگردان است. توانسته‌ایم که مساجد با شکوهی بسازیم، اما تا کنون دانشگاهی که فردا تاریخ شود و بقایش را تضمین کند، نساخته‌ایم.

عمارت‌ها یا مجتمع‌های دانشگاهی‌ای که دیروز ساخته شد و امروز ساخته می‌شود، هیچ‌کدام با شکوه و زیبایی معماری‌های کلاسیک عصر تیموریان یا ترکیبی از معماری عصر قدیم و جدید مزین نیست که بقا و تاریخ این نهادها را تضمین کند. بدتر از همه، این نهاد‌های خصوصی یا دکانداران آموزش عالی کشور نه کیفیتی در تدریس دارند، نه طرح و سلیقه‌ای در اعمار مکان و محیط دانشگاه که بتوانند حتا بقا و تداوم فعالیت سرمایه‌گذاری خود را تضمین کنند، چه رسد به ساختن تاریخ آموزش عالی خصوصی کشور که خود از متقدمان آن اند. 

موقعیت، ساختمان و محیط دانشگاه به طور معمول ضامن بقا و تداوم فعالیت آن است. البته با حفظ کیفیت و شهرت آن. اولین دانشگاه در جهان اسلام، که ادعا می‌شود اولین دانشگاه در جهان هم باشد، بنا بر همین صفات از زمان اعمار در قرن نهم تا کنون به فعالیتش ادامه داده است.

در سال ۸۵۹ میلادی، در شهر فز مراکش دانشگاهی به نام «القراویین» توسط فاطمه الفری، پس از مهاجرتش از تونس به مراکش، با سرمایه‌ای که از پدر برایش مانده بود، تأسیس شد. این اولین دانشگاه مستقل، خصوصی و غیرانتفاعی بود که توسط یک خانم فرهیخته و دانش‌پرور در این مرکز بزرگ تجارت و تمدن جهان اسلام بنا شد. همزمان با اعمار این دانشگاه‌، خواهر بانو فاطمه، که او هم سهم‌دار بخشی از میراث پدر بود، در مجاورت این نهاد مسجدی بزرگ بنا کرد.

نخستین دانشگاه اروپایی در شهر بولنیای ایتالیا در سال ۱۰۸۸ تأسیس شد. سپس دانشگاه الازهر در قاهره در سال ۹۷۰ و دانشگاه‌های ساربون و کمبرج در نیمه‌ی دوم قرن ۱۲ در پاریس و لندن تأسیس شدند. حکومت‌های آن زمان در تأسیس و فعالیت این نهاد‌های  مستقل و خصوصی نقش مهمی نداشتند. بنابراین، نهادهای خصوصی آموزش عالی در اروپا و امریکا ریشه‌های عمیق در آزادی اکادیمک و استقلال مدیریت دانشگاهی دارند و تا کنون با مؤثریت فوق‌العاده به فعالیت‌های‌شان ادامه می‌دهند.

این نخستین دانشگا‌ه‌ها در شرق و غرب به گونه‌ی معمول در  معماری و ساختارهای فزیکی خود شاخص‌های برازنده‌ی سازگار با محیط اکادمیک خود دارند. از نگاه معماری، دانشگاه‌های اروپایی در قرون وسطی شباهت زیادی با کلیساها داشتند و جامعه‌ی الازهر و سیستم دانشگاهی نظامیه‌ی خراسان با مساجد بزرگ خاورمیانه.

تاریخ، موقعیت‌، برازنده‌گی معماری، جذابیت محیط دانشگاه و قرابت آن‌ها به مراکز بزرگ دولتی در بقا و تداوم این دانشگاه‌ها نقش مهمی ایفا کرده است. تاریخ آموزش عالی در افغانستان با دانشگاه طبی کابل از ۱۹۳۳ و با افتتاح دانشگاه کابل از سال ۱۹۴۵ آغاز شد. شاید عمارت دانشکده‌ی طب کابل قدیمی‌ترین نهاد تعلیمات عالی کشور باشد. این عمارت را باید به شکل اولیه‌اش بازسازی کنند، ولی هیچ‌گاه نباید ویران شود.

شاید نبود تاریخ و پیشینه در آموزش عالی افغانستان باعث شده است که بنیان‌گذاران نهادهای جدید در مورد بقا و تداوم آن‌ها از طریق اعمار کمپس و محیط مناسب دانشگاهی توجه نکنند، اما باید این حقیقت را به یاد داشته باشند که با ساخت و یا اجاره‌ی نهاد‌هایی در کنار جاده‌های آلوده و لجن‌مال به نام دانشگاه و انستتیوت، به قدسیت و ارزش دانش و هنر توهین کرده، نه از خود میراثی ماندگار و با افتخار و نه نشانی از مکانی که دیروز مهد دانش و فرهنگ بود، به جا می‌گذارند.

با درک اهمیت انتخاب مکانی مناسب، تاریخی و استراتیژیک، در سال ۲۰۰۲ زمینی را در مقابل قصر دارلامان برای اعمار نخستین دانشگاه خصوصی، آزاد و غیرانتفاعی (یعنی دانشگاه امریکایی افغانستان) در کشور برگزیدم. چون می‌دانستم که موجودیت بزرگترین قصر تاریخی و نشان اندیشه و آرمان پادشاه اصلاح‌طلب، شاه امان‌الله، به معنای تضمین بقا و وقار این نهاد خوهد شد.   

در ۳۱ ماه مارچ سال ۲۰۱۸ شخصیت انسان‌دوست، خیرخواه و ملت‌ساز کشور، جناب احسان بیات، انستتیوت تکنالوژی بیات را در عمارتی زیبا و شکوهمند، مجهز با جدیدترین وسایل تدریسی و لابراتواری، با هزینه‌ی بناد بیات افتتاح کرد. این دوست  فرهیخته، با قلبی به بزرگی آرمان‌هایش برای اعمار و ترقی کشورش، از آغاز کار این دانشگاه، با اعطای میلیون‌ها دالر، برای بازسازی و نوسازی آن بزرگترین یار و مددگار این نهاد بوده است. انستتیوت تکنالوژی بیات عمارت بزرگ و بی‌نظیری است که بقا و تداوم فعالیت‌های اکادمیک دانشگاه را تضمین می‌کند، همانطور که کمک‌های بلاعوض کانگرس امریکا تا کنون حامی و ضامن بقای این نهاد بوده است.

رمز بقا و تداوم نهاد‌های خصوصی کشور این است که با سرمایه‌گذاری مشترک و حمایت دولت در مرحله‌ی نخست ساحه‌ی وسیعی در ده‌سبز به نام شهرک دانشگاه‌ها یا دهکده‌ی اکادمیک را در اختیار بگیرند. در مرحله‌ی دوم به طرح ماسترپلان آن اقدام کنند. برای صرفه‌جویی هزینه، جای این که هر دانشگاه کتابخانه‌ی خود را بسازد، بهتر خواهد بود که کتابخانه، ورزشگاه، میدان‌های ورزشی، مسجد و… به صورت مشترک اعمار شود. می‌توان از کشورهایی که چنین پروژه‌‌ها‌یی را با موفقیت تکمیل کرده‌اند، خواهان همکاری شد. گفته می‌شود که تعداد دانشگاه‌های خصوصی کشور از ۱۲۰ عدد تجاوز کرده است. این تورم سرطان‌زا است و باید برای جلوگیری از سقوط آن آماده‌گی داشت. وزارت تحصیلات عالی در کنترول و جلوگیری از این بحران خطرناک باید اقدام کند.

ادامه دارد…

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن