چالش‌ها و پیشرفت‌ها در آموزش عالی افغانستان – بخش دوم

داکتر شریف فایض

آزادی اکادمیک و خودمختاری دانشگاه

این بخش را با سخنان آلبرت انشتاین، فزیک‌دان معروف قرن بیستم آغاز می‌کنیم:

«بر داشت من از آزادی اکادمیک، حق تحقیق برای کشف حقیقت است و نشر و تدریس همه‌ی آنچه حقیقت دانسته می‌شود. این حق، همچنان دال بر مسؤلیتی است که انسان نباید همه‌ی آنچه که حقیقت دانسته می‌شود کتمان کند. مغزهای بزرگ همواره در برابر اعتراض‌های خشونت‌آمیز مغزهای میان‌مایه قرار گرفته‌اند…»  (۱) 

البرت انشتاین

دانشگاه بدون آزادی اکادمیک و خودمختاری در مدیریتش، دانشگاه شده نمی‌تواند. آزادی اکادمیک در دانشگاه معادل و مکمل آزادی بیان است و استقلال اداره هم به معنی خودمختاری دانشگاه است. نهادهای معتبر جهانی که دانشگاه‌ها را ارزیابی و اعتبار اکادمیک می‌دهند، این دو اصل را برای اعتباردهی دانشگاه‌ها مهم و ضروری می‌دانند. بنابراین مداخله‌ی ارگان‌های دولتی و غیردولتی، به شمول حکومت و پارلمان، رسانه‌ها یا دیگر مراکز قدرت در امور دانشگاه‌های معیاری، دانشگاه‌ها را از روند اعتباردهی بازمی‌دارند. جای تأسف است که از آغاز فعالیت آموزش عالی در کشور در سال ۱۹۳۳ تا کنون از ۳۸ دانشگاه در بخش دولتی و ۱۳۱ دانشگاه در بخش خصوصی، تنها دانشگاه امریکایی افغانستان توانسته است از وزارت تحصیلات عالی اعتیار رسمی اکادمیک به دست آرد.

اما حلقه‌های واپس‌گرا و تنگ‌نظر پیشرفت این نهاد جوان و دموکرات را تهدیدی برای افکار منحط و  و آرمان‌های واپس‌گرای خود می‌دانند. به قول انشتاین «مغزهای میان‌مایه» تلاش می‌کنند که جبهه‌ای از جهل و فرومایه‌گی در برابر این نهاد دانش‌پرور و ترقی‌خواه شکل دهند که اگر رسالت یا پیامی برای این نسل جوان با استعداد و شجاع داشته باشند، چیزی به جز از از قوم‌گرایی و تعصب و تبعیض نخواهد بود. انشتاین آزادی اکادمیک را آزادی بیان، آزادی پژوهش و نشر و پخش همه‌ی آنچه حقیقت است می‌داند. این آزادی هم برای استاد و هم برای شاگرد است. به استاد دانشگاه که در رشته‌اش مسلط باشد نمی‌توان دیکته کرد که چه را چطور باید درس بدهد، به ویژه اگر قرار باشد در این‌جا جانب مقابل استاد انگیزه‌های سیاسی داشته باشد.  

دانش‌نامه‌ی بریتانیا، آزادی اکادمیک را چنین تعریف می‌کند: «آزادی استادان و دانشجویان برای تدریس، مطالعه، و فراگرفتن دانش و پرداختن به  پژوهش بدون مداخلت نامعقول یا محدودیت قانون، مقررات اداری یا فشار مردم. عناصر اساسی آزادی اکادمیک شامل آزادی استادان برای تحقیق در هر موضوعی که مورد علاقه‌ی فکری آن‌ها باشد؛ برای ارائه‌ی نتایج کارشان به محصلان، همکاران و دیگران؛ نشر نتایج تحقیق و معلومت‌شان بدون کنترول یا سانسور و تدریس به نحوی که از دید مسلکی آن‌ها مناسب باشد. آزادی اکادمیک برای دانشجویان شامل آزادی در مطالعه‌ی موضوعاتی که مورد علاقه آن‌ها باشد و استخراج نتایج و دیدگاه‌های خودشان.»  (۲)

آموزش عالی در افغانستان در جریان حدود یک قرن تاریخش در معرض تهاجم‌های ایدیولوژیک بیگانه، کنترول حکومت‌های خودکامه، قانون‌گذاری‌های بازدارنده، ذهنیت‌های سنتی، تعصب‌های قومی و مذهبی، نصاب‌های آموزشی کهنه و نظام‌های اداری غیرمؤثر قرار داشته است. در دهه‌ی شصت و اوایل ۱۹۷۰– برای بیش از ده سال- که به دهه‌ی دموکراسی شهرت دارد، افغانستان در فضای باز و دموکراتیک دانشگاه کابل تا حدی به آزادی اکادمیک نایل شد، اما چهار دهه جنگ به دانشگاه‌ها و نهادی فرهنگی و دینی کشور تهدید و دهشت و خون‌ریزی آورده است. 

شکی نیست که پیشرفت نهادهای آموزش عالی کشور وابسته به پخته‌گی دموکراسی، نیرومندی و نهادینه شدن دموکراسی است، اما بیشتر از هر نهاد دیگر آموزش عالی باید گام‌های نخستین را بردارد. این گام‌های نخستین باید نخست در جهت کاهش نفوذ سیاست‌های قوم‌گرایی، تبعیض‌های مذهبی، زبانی، جنسیتی و غیره باشد. آموزش عالی در جهان پیشرفته گرایش‌های جهان‌گرایی دارد که این روند همگام با گلوبلزم در دیگر سطوح علوم و فن‌آوری حرکت می‌کند. جهان‌گرایی جدید در دانشگاه‌ها مستلزم آزادی اکادمیک و معیاری ساختن نصاب‌ها و برنامه‌های دانشگاهی است.

با تأسف مشاهده می‌شود که گرچه در جهان و این منطقه گرایش فراگیری در جهت گلوبلزم آموزش عالی جریان دارد، لیکن این جریان هنوز هم در آموزش عالی افغانستان اولویت محدودی دارد. نصاب‌های تعلیمی دانشگاه‌های ما با پیشرفت‌ها و تحولاتی که در برنامه‌های آموزشی کشور مترقی جهان مشاهده می‌شود هم‌آهنگی ندارد. افغانستان در همه‌ی عرصه‌های علمی، تکنالوژی، هنری و مهارتی حتا از عقب‌مانده‌ترین کشورهای جهان عقب‌مانده‌تر است.

تا زمانی که مردان دیوانه‌ی قدرت و ثروت، نهادهای فاسد داخل و خارج نظام، قانون‌گذاران قانون‌شکن، واپس‌گرایان مخالف تحول و تجدد در آموزش عالی کشور مداخلت کنند، یا قانون و طرح و دسیسه بسازند، آزادی اکادمیک و دیگر اصلاحات در نظام آموزش عالی کشور یا فلج می‌باشد یا اگر گامی به جلو برود، سپس مجبورش می‌کنند که باید چند گام دیگر به عقب برگردد.     

در سازمان دیده‌بان حقوق بشر بخشی است که از حقوق آزادی‌های اکادمیک نظارت می‌کند. ارگان‌ها یا رسانه‌ها دولتی یا غیردولتی که با انگیزه‌های سیاسی یا قومی به صورت خصمانه بر ضد این نهاد تبلبغ می‌کنند، باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرند یا دانشگاه علیه آن‌ها به اقامه‌ی دعوا بپردازد.

افراد یا نهادی که توسط فشار، تبلیغات و تهدید خصمانه می‌خواهند آزادی اکادمیک این نهاد را سلب کنند، باید مورد پیگیری قانونی قرار گیرند. وزارت تحصیلات عالی که به این نهاد هم آزادی اکادمیک داده و هم تضمین کیفیت آن را کرده، باید از موقف و حیثیت آن دفاع کند.

مشکل دانشگاه امریکایی افغانستان با رسانه‌ها و تلویزیون‌هایی که توسط  افراد «میانه مغز»  با کم‌ترین سواد اکادمیک رهبری می‌شوند این است که ما با این گروه زبان مشترکی نداریم و باید نداشته باشیم؛ چون که آن‌ها پیش از این که از ما بپرسند، اتهام وارد می‌کنند و تکفیر و تنبیه می‌کنند. هیچ‌گاه از خود نمی‌پرسند که چرا قبل از این که اتهام‌های واهی وارد کنند باید از خود بپرسند که آیا با این خصومت‌ها علیه یک نهاد علمی با کیفیت به وطن‌شان خدمت می‌کنند یا هدف‌شان محروم‌کردن فرزندان‌شان از کسب دانش و تکنالوژی جدید است یا این که نمی‌دانند چرا چنین اند و دست به چنین کاری می‌زنند.

یادداشت: این مقاله مبین نظر شخصی شریف فایض است، نه مقام‌های رهبری دانشگاه امریکایی افغانستان.

ادامه دارد… 

 

 

دیدگاه are closed.