زنان

  • «فمنیست‌هاى افغانى» کنایه‌اى برای تحقیر

    چند روز پیش یکى از دوستان موضوعى را بیان کرد که مبناى این نوشتار شد. در آغاز مى‌خواهم آن‌چه را آن دوست در میان گذاشت با حفظ جملات و مفهوم نقل قول کنم: کراراً شنیدم که تعدادى از مردان، ما زنان را با تمسخر به حیث فمنیست افغانى خطاب کرده‌اند. این دقیقاً نقل قول بدون ویرایش از صحبت آن دوست است. من نیز مشابه این جملات و واژه‌ها را شنیده‌ام. فمنیست‌های افغانى، فمنیستک‌ها، زنان مدنى‌چى و… آن‌چه واضح است این‌که چنین کاربردهایى به طور یقین در راستاى تشویق و ترغیب و یا نوعی اظهار احترام کلامى به زنان استفاده نمى‌شوند. تنها منظور و مفهوم این نوع ادبیات بیانى، تحقیر و تمسخر زنان است. اما براى روشن شدن سویه‌هاى مبهم و تاریک ماجرا باید در مرحله‌ی نخستین به این موضوع پرداخت که این تحقیر در کجا ریشه دارد و چرا این‌طور برهنه و بى‌پروا عرض اندام مى‌کند؟

  • امپراتور نورجهان بیگم

    امپراتور نورجهان بیگم قدرتمندترین زن در هند قرن ۱۷‌ بود. او در زمان حیاتش نقش بی‌سابقه‌ای در اداره‌ی امپراتوری پهناور مغل‌های هند ایفا کرد. هیچ زنی نتوانست پس از او این جایگاه را به دست آورد. پیش از نورجهان هم هیچ زنی نتوانسته بود در مناسبات قدرت دربار مغل‌ها نقش نیرومندی داشته باشد. در این یادداشت نقش و اهمیت امپراتور نورجهان و ربط او را با دنیای امروز توضیح می‌دهیم.

  • نقش زنان در آینده‌ی افغانستان

    زنان بیش از نیم نفوس وطن را تشکیل می‌دهند. برخلاف تصورات عقب‌گرایانه‌ای که زنان را عاجز می‌نامند، آن‌ها همیشه در کنار مردان به صورت مستقیم و غیرمستقیم در حیات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی سهم فعال داشته‌اند.

  • زنان کارگر در انتظار تمدید قراردادهای‌شان

    در یکی از روزهای گرم تابستان، پیر زن نارنجی پوش ایستاده کنار جاده نگاهم را به خود جلب کرد. او از جاروب‌کشانی است که از سوی شهرداری کابل برای رفت‌وروب خیابان‌ها و کوچه‌ها ‌به کار گماشته شده‌اند.

  • قاضی گفت: چرا خودکشی نمی‌کنی؟

    در سیاهی نیمه‌شبی نحس به کودکی تجاوز شد. نه در کوچه پس‌کوچه‌ای توسط جوانکی جاهل، بلکه در خانه‌ی خودش، در اتاقِ خودش، توسط پدر خودش.

  • در هر صد هزار زایمان، ‌ ۳۲۷ زن می‌میرد

    مسوولان وزارت صحت روز یک‌شنبه (۴ اسد) در نشستی که به منظور معرفی بسته‌های تولیدات صحی در کابل برگزار شد، گفته‌اند که در هر صد هزار زایمان، ۳۲۷ زن جانش را از دست می‌دهد.

  • رادیو عشق من است

    سال‌ها پیش، هنگامی که ژیلا نوری با علاقه به صدای فریده انوری و صدای انیسه درانی از امواج رادیو گوش می‌کرد، هرگز تصور نمی‌کرد که روزی با انیسه درانی در صدای امریکا همکار می‌شود. به گفته‌ی خودش آن روزها آن‌قدر عاشق رادیو بود که به برنامه‌های مورد علاقه‌اش نامه می‌فرستاد تا بتواند فقط نامش را از رادیو بشنود و تنها به همین بسنده می‌کرد.

  • می‌خواهم زنان تکانی به خود بدهند

    ندا کارگر از خبرنگاران برجسته‌ی افغانستان است. او با نهادهای جهانی مثل بی‌بی‌سی و رادیو آزادی کار کرده است. خودش می‌گوید هرگز فکرش را نمی‌کرد که روزی خبرنگار شود، ولی هنگامی که در دوره‌ی دانشجویی به طور اتفاقی کار نیمه‌وقتی در رادیو آزادی یافت و به عنوان کارمند بخش آموزشی در این رادیو آغاز به کار کرد، ورق برگشت و به گفته‌ی خودش کاملاً تصادفی خبرنگار شد، ولی این حرفه تصادفی را به خواست و انتخاب خودش سیزده سال در افغانستان و چند سال هم در ترکیه ادامه داد. اکنون همان‌طور که خودش می‌گوید از کارش خوشحال و راضی است.

  • لینا روزبه: دختران خبرنگار برای من الهام‌بخش اند

    لینا روزبه خبرنگاری است که تلویزیون آشنا را بیشتر با چهره‌ی او می‌شناسیم. او یکی از نویسنده‌ها و شاعرهای خوب کشورمان نیز است که از افغانستان می‌نویسد و می‌سراید، خودش می‌گوید نظریات و واکنش هایی را که از خواننده‌ها و بیننده‌ها، درباره‌ی نوشته‌ها و یا گزارش‌هایش دریافت می‌کند، هرگز برایش کهنه نمی‌شوند و هر بار احساسی تازه به او می‌دهند، گفت‌وگوهایی که در صفحه‌ی فیسبوکش با مردم انجام می‌دهد؛ نشان دهنده‌ی همین ارتباط شایسته‌ی او با مردم است و اکنون ۱۵ سال از این ارتباط دوستانه می‌گذرد.

  • مرکز حمایت از زنان خبرنگار: جلو آزار و اذیت خبرنگاران زن را بگیرید

    تازه دانشگاه را تمام می‌کند؛ خوشحال است که دیگر از «پرزه‌رفتن» و «متلک‌شنیدن» در دانشگاه رهایی یافته است. بی‌خبر از آن‌که هزاران دیدنی دیگر در پیش دارد. چهار سال در دانشگاه چپترهای روزنامه‌نگاری را ورق زده است تا به این‌جا برسد. به یکی از نهادهای رسانه‌ای درخواست کار می‌دهد و پذیرفته می‌شود.