دسته: دیدگاه و یادداشت

  • در آیین قدردانی

    پدرم مرد روحانی بود. بعد از فراغت از تحصیل علوم دینی، در جوانى -سنه‌ی ۱۳۲۵ خورشیدی که ۲۷ سال داشت- در محاکم اشکمش (ولایت تخار) و دوشى (ولایت بغلان)، سِمَت مفتى‌گرى داشت. با آنکه زود از این سمت کناره گرفت، نه تنها عنوان «مفتى صاحب» را تا آخر عمر حفظ کرد، که تخلص شعری «مفتی» […]

  • آیا وجود مافیای ادبیات حقیقت دارد؟

    پیش از این که به طور جدی در این عرصه کار کنم، وجود مافیای ادبیات را اندیشه‌ای بی‌اساس می‌دانستم و باورم نمی‌شد عده‌ای که خود کاروان‌سالار اندیشه اند درگیر این مقوله شوند. مافیای ادبیات بر خاسته از متن رادیکالیسم است. به تازه‌گی حرکات رادیکالیسم در ادبیات ما جا باز کرده است. طوری که اکثر نویسنده‌گان جدی و بدون حاشیه را در رادیکال قرار داده و قصد بر زمین نشاندن آن‌ها را دارد. عرصه‌ی فعالیت‌های فرهنگی به یک عده‌ی خاص واگذار شده و رسانه‌های بین‌المللی و داخلی تمرکزشان روی افرادی است که دستی بر قدرت دارند. عده‌ای را چون بادبادک‌های رنگی و دنباله‌دار تزئین می‌کنند و با نخ‌های شیشه‌ای قدرتمندان به هوا می‌فرستند. این بادبادک‌ها مدتی از فضای آزاد لذت خواهند برد و بعد به شاخه‌ای گیر خواهند کرد و نابود خواهند شد. این زمانی است که رسانه‌های بین‌المللی و قدرت‌های روز نه تنها از نوشته‌های این عزیزان استفاده‌ی‌شان را برده‌اند، که با بزرگ کردن این حاشیه‌ها عرصه را برای صاحبان اصلی اندیشه تنگ کرده‌اند، تا جایی که صحبت‌های اصلی به گوش مردم نمی‌رسد و آنچه را که صاحبان قدرت می‌پسندند به مغز مردم تزریق می‌کنند. پس برای‌شان تفاوتی ندارد که حاشیه‌سازان چند صباحی کمتر یا بیشتر سرخط خبرها باشند. حتا بهتر خواهد بود که قبل از بزرگ‌شدن نابود شوند و جای‌شان را به چهره‌های تازه بدهند. گاهی این نویسنده‌گان و روشن‌فکران اند که باند ادبی تشکیل می‌دهند و آزادی را از همنوعان خود سلب می‌کنند. نقدهای غیرمنصفانه و نادیده‌گرفتن نویسنده‌گان نو پا سبب می‌شود که بخشی از استعدادها سرکوب شوند، یا تشویق و تقلب رساندن بی‌جا از سر روابط سبب می‌شود که بخشی از اندیشه‌ها و نوشته‌های نارس اشاعه پیدا کرده و مهم جلوه کنند. پس از سرخط خبر بودن هم نباید زیاد خشنود بود.

  • بحران از پس بحران؛ افغانستان چگونه عزت‌مند شود؟

    تاریخ نشان‌دهنده‌ی آن است که ملت‌ها هر از گاهی فراز و نشیب‌های عصر خود را پشت سر گذشتانده اند. چنان ‌که گاهی دهه‌ها و حتا قرن‌ها در زوال و عقب‌مانده‌گی گیر افتاده و گاهی هم قرن‌ها شوکت و عزمت خود را جشن گرفته‌اند. این فراز و نشیب‌ها را -که اگر از آن عبرت بیاموزیم- تقریباً اکثر ملت‌های جهان تجربه کرده‌اند.

  • نقش رهبری پویا در توسعه‌ی معارف افغانستان

    معارف از نهادهایی است که نقش اساسی و مهمی در ثبات و پیشرفت کشورها دارند. پویایی و به‌روز بودن معارف، مقدمه‌ی انکشاف، توسعه، رفاه و امنیت است. در این نوشتار بر آنیم که مسئولان معارف، جوامع علمی و نماینده‌گان ملت را متوجه‌ این مهم کرده، ضرورت افغانستان را به داشتن معارف پویا و پاسخ‌گو به نیازهای زمان با در نظر داشت چالش‌های عمده‌ی معارف به بحث و تحلیل بگیریم.

  • امریکا ولې د ایران له اټومی هوکړې ووته، د دې وتنې عواقب او احتمالې پایلې به څه وی؟

    ولسمشر ډونالد ټرمپ تیره سې شنبه )غویی ۱۸مه ۱۳۹۷( هغه نړیواله هوکړه ماته کړه چې د نړۍ له)۵+۱( قدرتونو – امریکا، بریتانیا، فرانسې، جرمنی، روسې، چین او اروپایی ټولنې له استاذو د اوه کلونو هڅو او ناندریو په ترڅ کې له ایران سره تر لاسه کړې وه. برجام )JCPOA ( هغه هوکړه وه چې په ۲۳/۴/۱۳۹۴ نیټهیادو قدرتونو له ایران سره لاسلیک او له مخې ایران خپل اټومی پروګرام بند او په بدل کې نړیوالو خپل بندیزونه له دې هیواد څخه لرې کړل.

  • بی‌ثباتی سیاسی و کاهش امید بهبود در جوانان افغانستان

    ثبات سیاسی و استقرار صلح از مؤلفه‌هایی اند که باشنده‌گان افغانستان امروز نسبت به تحقق آن‌ها ناامید شده‌اند. باور عموم افغان‌ها نسبت به رسیدن جامعه به صلح و ثبات سیاسی شدیداً خدشه‌دار شده است. ‎ باور به کشور واحد و متحد یک‌شبه ساخته نشد، بلکه در طی قرون متمادی شکل گرفت و در زمان استقلال افغانستان  شدت یافت و رنگ و بوی تازه گرفت. اگر به نقش جوانان در شکست قشون سرخ شوروی توجه کنیم، می‌بینیم که جوانان افغانستان همیشه نسبت به خاک، تمامیت ارضی، استقلال و رسیدن افغانستان به صلح و ثبات احساس مسئولیت داشته‌اند.

  • استراتژی ترمپ برای ایران خیال‌پردازانه است

    جب بوش باری گفته بود که دونالد ترمپ «رییس جمهور هرج و مرج» خواهد بود. این هفته، ترمپ توصیف مذکور را ثابت کرد؛ تقریباً در برابر تمام جهان، از جمله اروپا که نزدیک‌ترین متحد امریکا به حساب می‌آید، راه تمرد و تقابل را پیش گرفت و تنش را در یکی از بی‌ثبات‌ترین مناطق جهان، یعنی خاورمیانه افزایش داد. به سختی می‌توان منطق ترمپ برای خروج از معامله‌ی هسته‌ای ایران را فهمید. اگر ایران به گفته‌ی ترمپ این قدر خطرناک و بدکردار است، بدون شک بهترین گزینه جلوگیری از توسعه‌ی برنامه‌ی اتمی ایران و نظارت ۲۴ ساعته بر آن است. شانس وادار کردن ایران به قبول شرایط بی‌نهایت سختگیرانه تقریباً نزدیک به صفر است. اگر شرایط پذیرفته‌شده از سوی ایران در مورد کوریای شمالی تطبیق می‌شد، پیونگ یانگ باید تمام تسلیحات هسته‌ای خود را که محصول سال‌ها زحمت آن است، نابود کرده و با بازرسی‌های تهاجمی و نظارت خارجی موافقت می‌کرد؛ کشوری که از فرط رازآمیزی و بسته بودن به «پادشاهی دیوارهای بلند» تشبیه شده است.

  • استخبارات مغز دولت است

    در جهان سیاست و استخبارات بزرگترین قدرت، اطلاعات است. اطلاعات و جاسوسی پدیده‌ی جدید نیست، جاسوسی اندازه‌ی زنده‌گی بشر قدمت دارد زیرا انسان همواره در تلاش به دست آوردن اطلاعات بوده است. انسان‌ها برای پیش برد زنده‌گی خصوصی و اجتماعی و همچنان برای تصمیم‌گیری‌های‌شان نیاز به اطلاعات دارند.

  • پناهنده‌گان روهینگیا، از میانمار تا بنگله‌دیش

    من به حیث سفیر افغانستان برای سازمان ملل متحد در ژنیو، امسال ریاست کمیته‌ی اجرایی کمیشنری عالی ملل متحد در امور پناهنده‌گان را به عهده دارم. کمیته‌ی مذکور ۱۰۲ کشور عضویت دارد و بررسی و منظوری اهداف استراتیژیک، برنامه‌ها و بودجه‌ی کمیشنری عالی ملل متحد در امور پناهنده‌گان را به عهده دارد. یکی از مسئولیت‌های رییس کمیته، بازدید ساحه‌ای از محلات پناهنده‌گان در یکی از نقاط دنیا و ارائه‌ی دریافت‌ها و سفارشات به کمیته‌ی اجرایی آن کمیشنری است. از جمله مراکز پناهنده‌گان در کشورهای شرق میانه، افریقا، آسیا و امریکای لاتین که هر یک ویژه‌گی‌های خود را دارد، من بازدید از پناهنده‌گان روهینگیا -که از میانمار به بنگله‌دیش آمده‌اند- را انتخاب کردم. برای این انتخاب دو دلیل داشتم: اول، پناهنده‌گان روهینگیا در نحو خود بزرگترین سیل مهاجرت را رقم زده‌اند، چنانچه بیشتر از نیم میلیون مردم در صد روز مرز را عبور کرده‌اند و امروز کلان‌ترین مجموعه‌ی پناهنده‌گان را با نفوس تقریباً نه صد هزار نفر در بنگله‌دیش به وجود آوردند. دوم، پناهنده‌گان روهینگیا و کشور میزبان بنگله‌دیش مسلمان اند و افغانستان به حیث عضو سازمان همکاری‌های اسلامی در حوزه‌ی سیاست خارجی چند جانبه‌ی خود برای درک مسئله و رسیده‌گی به بحران سهم در خور توجه بازی کند. 

  • ایران او ۱+۵ موافقه؛ له موافقې د امریکا د وتلو حقوقی ارزونه

    د روان کال د مۍ د میاشتې پر اتمه د امریکا ولسمشر ډونلډ ټرمپ اعلان وکړ چې امریکا به له ایران سره د اتومی پروګرام پر سر شوې موافقې څخه ووځی.د ګډاقدام جامع برنامې (Joint Comprehensive Plan of Action) موافقه چې په ۲۰۱۵ز کال کېد امنیت شورا پنځو دایمی غړو + جرمنی او ایران تر منځ شوې وه، له مخې یې پر ایران اقتصادی بندیزونه لرې کېدل او ایران هم د یورانیمو د غنی کول له ۹۸ سلنه څخه۳.۶۷ سلنې ته ښکته کول. ۹۸ سلنه یورانیم د هستوی وسلو او ۳ سلنه یورانیم بیا یواځې د هستوی انرژۍ لپاره استعمالیږی. د امریکا تېر حکومت او ایران دغه تړون د ځان لپاره بریا بلله خو ټرمپ بیا دغه بدترین تړون بللو او د ټاکنیز کمپاین پر مهال یې ژمنه کړې وه چې له دغې موافقې به وځی.