دسته: دیدگاه و یادداشت

  • آیا پلان عمل مشترک افغانستان و پاکستان گیم‌چینجر خواهد بود؟

    روابط سیاسی افغانستان و پاکستان در طی هفتاد و یک سال پس از اعلام استقلال پاکستان فراز و نشیب‌های زیادی را تجربه کرده است. افغانستان پس از استقلال پاکستان در سال ۱۹۴۷ با ادعای ارضی که بر بخش‌های این کشور بر اساس معاهده‌ی دیورند داشت، به عضویت این کشور در سازمان ملل متحد رای منفی داد. برای کشوری که تازه به حیات سیاسی و حقوقی پا می‌گذارد، حمایت نشدن از سوی همسایه‌اش یک مسئله‌ی حیثیتی است و این مسئله بذر بی‌اعتمادی را میان دو کشور کاشت.

  • شکست بازار آزاد و قاعده‌ى غالب ثروت‌اندوزى در افغانستان

    سرمایه‌داری به عنوان نظام اقتصادی غالب به گونه‌ی ریشه‌مند در کشور‌های توسعه‌یافته با نیاز‌های جوامع تطابق یافته است و فرصت‌های برابر لیبرالیسم توانسته است تا رفاه اقتصادی انسان‌های ساکن در غرب را تأمین کند. در پی شکست بلوک شرق و نظام اقتصادی سوسیالیسم، سرمایه‌داری به عنوان مهمان تازه بالای بقایای اتحاد جماهیر شوروی سابق نیز استیلا یافت.

  • قهرمان پشتونی که زنده‌گی را برای طبقه‌‌ی حاکم در پاکستان سخت کرده

    هنگامی که سی‌ان‌ان با پشتین در یک محل نامعلوم مصاحبه می‌کرد- چون او نگران امنیت خود بود- او مثل همیش کلاه دست‌باف سیاه و قرمز رنگ خود را به سرداشت.

  • چالش‌ها و پیشرفت‌ها در آموزش عالی افغانستان – بخش نهم

    اهمیت درجه‌بندی دانشگاه امروز تعداد دانشگاه‌های جهان شاید از بیست‌هزار تجاوز کرده باشد. در ایالات متحده‌ی امریکا تعداد نهادهای آموزش عالی چهار هزار تخمین شده است. اکثریت نهادهای آموزش عالی جهان سوم به علت نداشتن کیفیت و اعتبار اکادمیک نمی‌توانند در فهرست درجه‌بندی‌های بهترین دانشگاه‌های جهان بیایند. هر سال از این هزارها دانشگاه در جهان، […]

  • فانتزی‌های قومی و لزوم گذار از سیاست فانتزی

    با بالا گرفتن تنش‌‌ها بر سر درج واژه‌ی افغان در شناسنامه‌ی برقی و بالا زدن تب «افغانیت خواهی» و «خراسان خواهی»، جامعه‌ی افغانستان به عنوان مجموعه‌ی متکثری از گروه‌های قومی به گونه‌ی بی‌پیشینه‌ای دچار از هم گسیخته‌گی، بی‌اعتمادی و هراس از همدیگر شده است، طوری که دیگر مرز میان منافع جمعی/ملی و قومی، سرنوشت ملی و سرنوشت یک گروه قومی یا حتا یک گروه سیاسی ذینفع از شرایط پیش آمده قابل تشخیص نیست. این وضعیت وخیم در شرایطی پیش آمده است که افغانستان با دشمنان بی‌رحمی رو در رو است و بیش از هر زمان دیگر به پرهیز از سیاست‌های قومی و تحریک فانتزی‌های قومی نیاز دارد.

  • آینده‌ی بندر چابهار در سایه‌ی خروج امریکا از برجام

    گسترش ارتباطات منطقه‌ای از طریق احداث زیربناهای منطقه‌ای نقش عمده‌ای در تقویت روابط اقتصادی، تجارتی و ترانزیتی میان کشورهای منطقه دارد. وصل فزیکی مناطق به عنوان سخت افزار همگرایی منطقه‌ای، موجب وابسته‌گی متقابل کشورها و انکشاف مبادلات می‌شود. تلاش‌های وصل مناطق و ساخت‌و‌ساز زیربناهای منطقه‌ای در یک دهه‌ی اخیر رشد قابل توجهی داشته است. از پروژه‌های اقتصادی به ارزش صدها ملیارد دالر مانند پروژه‌ی یک کمر بند یک جاده (OBOR) تا پروژه‌های دوجانبه، سه جانبه و چند جانبه‌ی اقتصادی مانند راه لاجورد، کوریدور چین-پاکستان و بندر چابهار، از میان پروژه‌های دارای مزیت سیاسی و اقتصادی در منطقه می‌باشند و روند انکشاف و احداث برنامه‌های زیربناسازی برای همگرایی و تقویت روابط منطقه‌ای به رغم فشارها و موانع سیاسی به شدت ادامه دارد.

  • عشق و قساوت – درنامه

    گفته بودم: از چند سال به این سو که تلویزیون‌ها در ماه مبارک رمضان، سریال حضرت یوسف را به تماشا مى‌گذارند، من -خواسته یا نا خواسته- یکى از بیننده‌گان آنم، و هر بارى پاره‌ای از آن را با دقت می‌بینم. این بار این قطعه:

  • یادی از یک شکوه از دست رفته

    بر بلندای تپه «چهاونی» در عقب بازار بامیان ایستاده‌ام: رو‌ به روی دو رواق خالی مجسمه‌های بودا. به اطرافم نگاه می‌کنم، جای خالی تندیس‌های بودا، در نگاهم نقش می‌بندند. تندیس‌هایی که روزگاری نماد شکوه اساطیری بامیکا بوده است. تندیس‌هایی که، شرق و غرب دنیا به آن‌ها می‌بالیده‌اند. از همه مهم‌تر، خاطرات ده‌ها نسل این سرزمین را در لابلای خاک‌هایش نهفته دارد. به یاد سنگ‌تراشان بامیانی می‌افتم. سنگ‌تراشانی که از کلک‌‌های هنرمندشان، هنر و زیبایی می‌باریده است. آن‌ها سال‌ها و بل قرن‌ها تلاش کردند که دو تا تندیس از شمایل نیاکان‌شان در دل کوه‌های بامیان بتراشند، اما سپاهیان جهل و ویرانی، چه آسان و در چند شبانه روز، تندیس‌های درخشان را به خاک یکسان کردند.

  • پس از فاجعه؛ دختری با زخم‌های آغشته به انگیزه

    روزها بعد از ختم کلاس و حین بیرون شدن از دانشگاه بانوی جوان، مرتب، با موهای نسبتاً خرمایی و چهره‌ای خندان نشسته روی دو چرخه‌ی حمایتی (ویلچر) از کنارم می‌گذشت. از چهره‌اش می‌شد میزان انگیزه‌اش را برای مبارزه حدس زد. لبخندی که بر چهره داشت همیشه نمایانگر اراده‌ی مستحکمش بود. من تازه به دانشگاه امریکایی افغانستان رفته بودم و از دوستانم در مورد حمله‌ای که بالای دانشگاه شده بود، روایت‌های زیادی شنیده بودم. یکی از روایت‌ها در مورد این بانو بود. بانویی که برشنا نام دارد.

  • کلک خیال؛ کلک‌های هنرآفرین

    کتاب کلک‌ خیال، مجموعه‌ی آثار خوش‌نویسی و نقاشی‌خط‌های استاد علی‌بابا اورنگ، هنرمند معاصر افغانستان است که به‌تازه‌گی چاپ شده و حاوی ۱۲۷ اثر خوش‌نویسی و نقاشی‌خط است. نقاشی، خطاطی، نقاشی دیواری و نقاشی‌خط به ‌عنوان یکی از اشکال هنری در طول تاریخ، به ‌ویژه در تاریخ ادبیات تصویری شرق، از اهمیت خاصی برخوردار بوده و اثر آن بر زنده‌گی انسان از دیرباز تا کنون چنان پایدار و ماندنی است که می‌توان گفت کمتر رشته‌ی هنری چنین تأثیری داشته است.