دسته: تحلیل‌ها

  • دشواری مذاکرات دوحه

    مذاکره‌ی داکتر خلیل‌زاد و طالبان در دوحه ادامه دارد. دو طرف روی آن‌چه که خلیل‌زاد تضمین مبارزه با ترور و جدول زمانی خروج نیروهای ناتو می‌خواند، گفت‌وگو خواهند کرد. امریکا می‌خواهد که طالبان خروج خودشان را از صف جهادیسم جهانی کلید بزنند و روی مکانیزمی با ایالات متحده توافق کنند که برمبنای آن واشنگتن تعهدات به امنیت ملی امریکا را نظارت کند. بعید نیست که امریکایی‌ها به طالبان فهرستی از نام‌های افراد و گروه‌ها را داده باشند تا این گروه آنان را از قلمرو زیر سلطه‌ی‌شان خارج کند و هم‌چنان روی مکانیزمی با ایالات متحده به توافق برسد که براساس آن امریکا قابلیت نظارت بر قلمرو طالبان را داشته باشد تا آن افراد  و گروه‌ها دوباره برنگردند. شاید شماری از سردسته‌های طالبان که با افراد مسلح خارجی از نزدیک کار می‌کنند، ‌زیاد مایل نباشد که آنان را از مناطق زیر سلطه‌ی‌شان بیرون کنند و به همین دلیل است که مذاکره‌ی امریکا و طالبان در قطر زیاد آسان نیست.

  • نشانه‌شناسى حضور و غیاب

    در آغاز باید بگویم که یادداشت حاضر در این مجال قصد نقد رادیوـ‌تلویزیون ملى و کارکنان آن و به چالش کشیدن کسی که طراح پوستر برای افتتاحیه لویه‌جرگه بوده را ندارد. این نوشته قصد دارد مختصراً جانمایى تصاویر، وضعیت حاکم و تسلط گزاره‌هاى تاریخى ذهن‌نشین ‌شده‌اى را بررسی کند که برآیند عادى‌سازى شده‌ى آن نمونه‌هایى مانند طرح پوستر یاد شده است.

  • اعلامیه‌ی جرگه‌ی مشورتی؛ تقویت روایت غنی

    از این به بعد محمداشرف‌ غنی می‌تواند به فیصله‌ی جرگه‌ی مشورتی کابل هم در بحث با بازی‌گران داخلی و خارجی استدلال کند. آقای غنی که تا حال از مواضعش کوتاه نیامده است،‌ بعد از این فیصله‌ی جرگه‌ی مشورتی ماه ثور کابل را مبنای دفاع از روایت خودش قرار خواهد داد. اگر انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود،‌ روایت محوری کمپین آقای غنی هم حفاظت از افغانستان در برابر یک توافق صلح ناپایدار خواهد بود و به فیصله‌های جرگه‌ی مشورتی ماه ثور هم استناد خواهد کرد.

  • آتش‌بس قبل از صلح

    آغاز عملیات بهاری طالبان با نام «الفتح» بیان‌گر اصرار این گروه بر ادامه‌ی جنگی است که نه مشروعیت دینی و اسلامی دارد و نه «جهاد فی سبیل‌الله» است. جنگی که در کنار شهادت هر روزه‌ی تعداد زیادی از سربازان مدافع سرزمین مادری‌مان، سبب جان‌باختن و صدمه‌دیدن بسیاری از انسان‌های بی‌دفاع و غیرنظامی نیز می‌گردد. گزارش اخیر کمیسیون حقوق بشر افغانستان نشان می‌دهد که در سال گذشته خورشیدی ( ١٣٩٧) ۱۱ هزار غیر نظامی جان باخته و زخمی شده‌اند. گروه طالبان مسوول بیش از ۵۰ درصد این رقم است! سناریوی دو بعُدی این گروه در یک طرف رأی‌زنی برای صلح است و در سوی دیگر جنگ مسلحانه در بالامرغاب و غزنی و فراه و فاریاب، انفجار در هلمند و حمله بر وزارت مخابرات در کابل! هم صلح‌خواهان و هم جنگ‌طلبان هر دو می‌دانند که این سناریو سویه‌های قدرت‌طلبانه‌اش بیش‌تر از سویه‌ی تمایل به صلح به خاطر دست‌یابی به آرمان مردم افغانستان خود را نشان می‌دهد.

  • اشرف غنی یک اینچ هم کوتاه نیامد

    غنی تا حال نه در برابر بازی‌گران خارجی کوتاه آمده است و نه در برابر بازی‌گران داخلی. تنها تحولی که در سیاست‌ورزی غنی آمده است، گسترده شدن قاعده‌ی سیاسی تیمش است. حال عبدرب‌الرسول سیاف و آقای صالح هم در تیم آقای غنی حضور دارند.

  • هشت ثور، ناکامی تنظیم‌ها

    در هشت ثور سال ۱۳۷۱ قدرت اجرایی و سیاسی از حزب وطن/حزب دموکراتیک خلق به هیاتی به رهبری مرحوم صبغت‌الله مجددی که به نماینده‌گی از رهبران تنظیم‌ها از پاکستان آمده بود، ‌سپرده شد. رهبران تنظیم‌ها به وساطت نوازشریف و جنرال جاوید ناصر که اولی در آن زمان نخست وزیر و دومی رییس‌ سازمان اطلاعات مرکزی پاکستان/آی‌اس‌آی بودند، روی یک نقشه‌ی راه برای آینده‌ی سیاسی افغانستان توافق کردند. این نقشه‌ی راه در دفتر فرمانداری پشاور امضا شد.

  • تاریخچه پارلمان در افغانستان

    دیروز هفدهمین دور شورای ملی افغانستان افتتاح شد. پیش از این افغانستان ۱۶ دوره تجربه افتتاح پارلمان را داشته هر چند در بسیاری از دوره‌ها انتخاب اعضای مجلس نماینده‌گان و‌ مجلس سنا انتصابی بوده‌اند.

  • مسکو از طریق رادیو از کودتا اطلاع یافت

    کودتای هفت ثور مسیر تاریخ سیاسی افغانستان را برای ابد تغییر داد. در مورد عوامل این کودتا، سخن بسیار گفته شده است. رهبران جناح‌های گوناگون حزب دموکراتیک خلق، مقام‌های پیشین شوروی،‌ دیپلمات‌های وقت کشورهای غربی در افغانستان و اسناد رسمی کشورهای مختلف از منظرهای گوناگون عوامل و زمینه‌های این کودتا را مورد بررسی قرار داده‌اند. از مجموع این اسناد، مدارک و خاطره‌ها برمی‌آید که کودتای هفت ثور هم مثل هر‌رویداد مهم سیاسی و اجتماعی دیگر، تک‌علتی نیست. به نظر می‌آید که تغییر سیاست‌ خارجی داوودخان،‌ برهم خوردن اتحاد نانوشته‌ی او با برخی از کادرهای حزب دموکراتیک خلق و نبود فضای باز سیاسی برای فعالیت آزاد احزاب،‌ از عوامل پیش‌زمینه‌ای کودتای هفت ثور به حساب می‌رود.

  • چرا مخالفان ارگ جرگه‌ی مشورتی صلح را تحریم کردند؟

    مخالفان جرگه به این باور‌اند که در حال حاضر به برگزاری آن ضرورت نیست. آنان استدلال می‌کنند که تاهنوز طالبان آماده‌ی مذاکره‌ی جدی با حکومت نشده‌اند. طالبان پیوسته اعلام می‌کنند که برمبنای پالیسی آنان، مذاکره با حکومت در کار نیست، بلکه با گروه‌ها و اشخاص حاضر به مذاکره‌اند.

  • شکست شورای رهبری مصالحه و انقطاب سیاسی

    داکتر خلیل‌زاد در وضعیتی به کابل آمدنی است که شورای رهبری مصالحه شکست خورده است. شکست شورای رهبری مصالحه، سبب شد که حتا هیأت ملی مذاکره‌کننده با طالبان هم تشکیل نشود. تشکیل شورای رهبری مصالحه، تلاشی بود که هدف از آن ایجاد هم‌آهنگی میان حکومت و نیروهای سیاسی بیرون از حکومت بود، اما‌ برخی از سیاست‌مداران بیرون از حکومت که در معادلات سیاسی وزنه‌ی نسبتاً مهم حساب می‌شوند، به آن اعتماد نکردند. طیفی از سیاست‌مداران مخالف ارگ به این نتیجه رسیدند که آقای غنی و متحدان سیاسی‌اش از طریق شورای رهبری مصالحه برای آنان محدودیت وضع می‌کند و هر‌زمانی که خواست آنان را از فهرست مذاکره‌کننده‌گان بیرون می‌سازد. به همین دلیل بود که در جلسه‌های شورای رهبری مصالحه که در ارگ و سپیدار برگزار شد، ‌همه‌ی شرکت‌کننده‌گان نه روی ترکیب هیأتی که باید به قطر برود به توافق رسیدند و نه روی آن‌که چگونه از موضع واحد صحبت کنند.