وساطت بریتانیا

سفر محمداشرف غنی، رییس‌جمهور، به بریتانیا به طور حتم با تلاش‌های اخیری که هدف از آن آغاز گفت‌وگوهای جدی میان افغانستان و پاکستان است، صورت می‌گیرد. آقای غنی در هفته‌ی اول ماه سرطان به پاکستان می‌رود تا با عمران‌خان و دیگر بلندپایه‌گان نظامی پاکستان گفت‌وگو کند. در حال حاضر در پاکستان اختلاف جدی میان حکومت منتخب عمران‌خان و جنرال‌های راولپندی وجود ندارد. عمران‌خان شمار زیادی از نظامیان بازنشسته را در سمت‌های مهم حکومتی راه‌ داد. او حتا برخی از مقام‌های حکومت زمان پرویز مشرف را دوباره برحال ساخت. ارتش پاکستان دیگر حکومت آن کشور را از درون فتح کرده است. بسیاری‌ها از جمله بریتانیایی‌ها وضعیت کنونی پاکستان را یک فرصت می‌دانند. شاید آنان به این نتیجه رسیده‌اند که در حال حاضر که حاکمیت پاکستان یک دست است، راحت‌تر می‌شود با آن گفت‌وگو کرد. سفیر خلیل‌زاد نماینده‌ی ویژه‌ی امریکا برای پایان جنگ افغانستان نیز از گفت‌وگوی عمران‌خان و اشرف غنی در حاشیه‌ی نشست مکه استقبال کرده است.

سفیر خلیل‌زاد پیش از این که به اداره‌ی دونالد ترمپ بپیوندند از منتقدان جدی نقش پاکستان در جنگ افغانستان بود و بسیار به صراحت می‌گفت که جنرال‌های پاکستانی بازی‌ دوگانه کردند و به همین دلیل بود که ناتو نتوانست آشوب‌گری طالبان را مهار کند. سفیر خلیل‌زاد هم‌، حالا به نحوی تلاش می‌کند تا مناسبات کابل و اسلام‌آباد بهتر شود. او در مصاحبه‌هایش نسبت به حمایت پاکستان از حل سیاسی جنگ، ابراز خوش‌بینی کرده است. به احتمال زیاد دیپلمات‌های امریکایی و اروپایی از جمله بریتانیایی‌ها هم ارزیابی‌های‌شان را از پاکستان دارند. این کشورها هم متوجه هستند که بدون تفاهم با پاکستان حل سیاسی جنگ و تضمین مبارزه با تروریسم در افغانستان ممکن نیست. پاکستان شاید نتواند از گوش رهبران طالبان بگیرد و آنان را وادار به پذیرش خواست‌های کشورهای غربی و افغانستان کند، اما جنرال‌های پاکستانی توانایی آن را دارند تا حل سیاسی احتمالی را صدمه بزنند.

پاکستان به باور بسیاری از دیپلمات‌های غربی اگر قادر به تامین صلح در افغانستان نباشد، توانایی آن را دارد که از آمدن صلح جلوگیری کند. این کشور در طول دو دهه‌ی گذشته از آمدن صلح به افغانستان جلوگیری کرد. این کشور قلمرو و منابعش را در اختیار طالبان گذاشت تا با ناتو و نیروهای امنیتی افغانستان بجنگند. آشوب‌گری طالبان فرصت‌های کلان سرمایه‌گذاری و بازسازی را از افغانستان گرفت. بنا بر این هر نوع تلاش برای حل سیاسی جنگ افغانستان بدون تفاهم با پاکستان ممکن نیست. به نظر می‌رسد که بریتانیا ماموریت تفاهم با پاکستان را به نحوی به دوش گرفته است و شاید به همین دلیل است که از اشرف غنی دعوت کرده است تا از آن کشور دیدن کند.

تردیدی نیست که بریتانیا ظرفیت‌های زیادی برای وساطت میان افغانستان و پاکستان دارد، اما مشکل این است که در افغانستان به لندن به عنوان یک میانجی غیر جانب‌دار در بحث پاکستان دیده نمی‌شود. قشر سیاسی کابل در مجموع به این باور اند که حتا تشکیل پاکستان محصول یک تعامل خودجوش نبود، بلکه سیاست‌های بریتانیا پاکستان را خلق کرد. پس از تجزیه‌ی شبه‌قاره و به میان آمدن پاکستان، سوال اصلی این بود که دولت هند جانشین استعمار بریتانیا است یا دولت پاکستان؟ در افغانستان تصور این بود که پاکستان دولت جدید است نه دولت جانشین و به همین دلیل بود که خاندان سلطنتی وقت افغانستان، مشروعیت خط دیورند را که دو کشور افغانستان و پاکستان را از هم جدا می‌کرد، نپذیرفت. هنوز هم بسیاری از سیاست‌مداران و مقام‌های دولتی افغانستان، افکاری در مورد بریتانیا دارند که ناشی از مطالعات تاریخی آنان است.

تردیدی نیست که بریتانیا در مناسبات قدرت افغانستان مثل کشورهای دیگر نفوذ دارد. بریتانیا در مواردی دومین کمک‌کننده‌ به افغانستان پس از ایالات متحده بوده و این امر نفوذ این کشور را تقویت کرده است. دیپلمات‌های بریتانیایی در مأموریت‌های سازمان ملل متحد، اتحادیه‌ی اروپا و نماینده‌گی غیر نظامی ناتو در کابل، ایفای وظیفه کرده‌اند. آنان به این باور اند که شناخت نسبتاً دقیق از پیچیده‌گی‌های سیاسی و مردم‌شناسی افغانستان دارند. ولی با وجود آن، تصور بیش‌تر سیاست‌مداران افغانستان این است که بریتانیا در بحث مناسبات افغانستان و پاکستان جانب‌دار پاکستان است. گفته می‌شود که سازمان‌های مذهبی و دیگر نهادهای آن کشور روی بخشی از مسلمانان بریتانیایی نفوذ دارند. شماری از مسلمانان بریتانیا هم افکار تندروانه دارند و از نهادهای مذهبی پاکستان تغذیه‌ی ایدیولوژیک می‌شوند. این موضوع شاید سبب شده است که لندن به دلیل ایجابات امنیت داخلی‌اش نیاز به همکاری بیش‌تر با پاکستان داشته باشد. این زیر سنگ بودن دست بریتانیا بی‌باوری به میانجی‌گری لندن را تقویت کرده است.

پاکستانی‌ها بارها در نشست‌های دوجانبه و سه‌جانبه‌ی با افغانستان خواستار امضای یک توافق‌نامه‌ی همکاری‌های استراتژیک با کابل می‌شدند و از امریکا و کشورهای دیگر می‌خواستند که به جای کمپین نظامی ضد شورش‌گری طالبان، برنامه‌ای برای حل سیاسی جنگ در پیش بگیرند. در حال حاضر ایالات متحده دیگر کمپین نظامی ضد آشوب‌گری را در افغانستان دنبال نمی‌کند و در پی حل سیاسی است. در این مورد بین ایالات متحده و پاکستان هم مذاکره جریان دارد، اما خواست پاکستان در مورد تنظیم یک چارچوب استراتژیک نو برای مناسبات کابل و اسلام‌آباد بسیار یک‌جانبه و استعماری است. پاکستان خواستار تنظیم مناسبات کابل و دهلی نو به خواست اسلام‌آباد، دست‌رسی یک‌جانبه به آسیای میانه، توافق روی حوزه‌های آبی‌ مشترک و به رسمیت شناختن خط دیورند است. جنرال‌های پاکستانی حتا با دوام حمایت ایالات متحده از نیروهای امنیتی افغانستان مشکل دارند و آن را برنمی‌تابند. این خواست‌های پاکستان حتا مورد قبول دوستان نزدیک بریتانیا در مناسبات قدرت افغانستان قرار نمی‌گیرد. هیچ جریان سیاسی افغانستان نمی‌تواند ریسک کند و خواست‌های استعماری اردوی پاکستان را بپذیرد. درست است که برای بهبود روابط دوجانبه نیاز به دادوستد است ولی وقتی پاکستان حاضر به امتیازدهی نیست، سیاست‌مداران افغانستان هم شاید نخواهند ریسک کنند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن