زایش مرگ در زایشگاه!

سلسله ناصری

حمله مسلحانه بر زایشگاه ۱۰۰ بستر دشت برچی در غرب کابل که ساعت‌ها ادامه داشت، دست‌کم ۲۴ کشته و ۱۶ زخمی برجا گذاشت.

جزییات این خبر مو‌به‌مو به اذهان عامه تزریق شد و مردم متوجه بودند که رسانه‌ها چه‌قدر موشکافانه به قضیه پرداختند و گزارش‌گران لحظه‌لحظه ‌زنده‌گی‌شان را به خطر می‌اندازند تا جزییات جنایات ضد بشری‌ که در افغانستان به وقوع می‌پیوندد و در هیچ کجای جهان سابقه ندارد را انعکاس دهند.

۲۳ ثور سال جاری روز خونین در غرب کابل بود که باعث شد بیش‌تر خانواده‌ها را با دل پرغصه دور سفره رمضانی بنشاند ‌و روزه را با چشم‌های اشک‌بار افطار کنند.

غم زخم برداشتن، از دست دادن عزیزان و فراموشی برای کسانی که از حادثه جان سالم به در برده و عزیزی را از دست نداده، به کنار، چون روزمره‌گی مردم افغانستان به آن گره خورده است. سوالی که مطرح می‌شود، این است که چرا مردم افغانستان به هر موضوعی، مقطعی فکر می‌کنند، یک لحظه هیاهو برپا می‌کنند، سر‌وصدا راه می‌اندازند و روز بعد همه چیز فراموش می‌شود؟ چرا هیچ کسی پیدا نمی‌شود تا مسوولان جامعه مدنی را که برای پروژه‌های رنگین سفارت‌خانه کشورهای بیرونی گلو پاره می‌کنند، منسجم کند و به آن‌ها بفهماند که برای هر روز کشته شدن خودشان صدا بلند کنند؟ چرا مدنی‌ها با کثرت نفوسی که در کابل دارند و هر روز یک طرح نو برای پشتی‌بانی از حکومتی می‌ریزند که از گرده‌های ملت تغذیه می‌کند، اعتراض برپا نمی‌کنند؟ چرا وقتی در قضیه‌ای به این بزرگی که پای مرگ و زنده‌گی زنان و کودکان بی‌دفاع گیر کرده، منتظر معجزه الهی و دست غیب هستند؟ پیش‌کسوتان حقوق زن که ادعا می‌کنند راه‌گشای‌ ما زنان هستند و آن‌ها بودند که ما حالا می‌توانیم با جرأت اظهار وجود کنیم، در کدام خواب و خیال به سر می‌برند و چرا خاموش‌اند؟ چرا در این مقطع زمانی که بی‌وفایی و نبودشان از هر زمان دیگر بیش‌تر حس می‌شود، حضور ندارند؟ چرا این جنایت ضد بشری را که بیش‌تر زنان آسیب‌پذیر را به کره داغ مرگ‌بار سوق داد، جدی نگرفتند و نمی‌گیرند؟ چه شد که تا هنوز به هشتگ‌های مجازی غیرقابل توجه دلخوش کرده‌اند؟

من ایمان دارم که اگر نتوانیم جلو این فاجعه‌های انسانی را در کابل بگیریم، هرگز موفق نخواهیم شد از حقوق زنان و ‌کودکانی که در شهرهای دور‌افتاده این کشور در انفجار بمب و باروت تلف می‌شوند، دفاع کنیم یا کاری انجام دهیم.

ما چگونه می‌توانیم به حکومت که هیچ سهم ارزنده‌ای به زنان در پروسه صلح، راس قدرت، تصمیم‌گیری علیای کشور و حقوق بشری زنان قایل نیست، تکیه کنیم و یا دل‌خوش باشیم تا از حقوق ابتدایی که حق حیات، حق امنیت و حقوق اساسی زنان است، دفاع کند؟

دور نمی‌رویم، همین چند روز قبل که اتفاق وحشتناک حمله بر زایشگاه در کابل به دست فراموشی سپرده شد، رییس جمهور با عبدالله عبدالله بر سر قدرت چانه‌زنی داشتند و هیچ زنی در مصالحه، مفاهمه، و تصامیم سیاسی قدرت دخیل نبود. انگار هیچ زنی در افغانستان نمی‌تواند در مراجع تصمیم‌گیری شرکت کند، نظر دهد یا تصمیم‌گیرنده باشد. به همین ساده‌گی پنجاه‌ـ‌پنجاه به نفع دو شخص که برای به دست آوردن قدرت از هیچ عملی دریغ نمی‌ورزند، تقسیم منافع صورت گرفت.

با این حال زن افغان به بهانه‌های مختلف از حذف سیاسی گرفته تا پرداختن بها به دشمنان کشور و از خشونت‌های خانواده‌گی گرفته تا آزار و اذیت در اجتماع و محیط کار بدون اعتراض و با سرسپرده‌گی دقیقاً در کجا قرار دارد؟ تا چه زمان می‌تواند مهر سکوت بر لب بزند؟ زنان سمبولیک اندکی که در راس نهادهای دولتی و کمیسیون مستقل حقوق بشر کشور قرار دارند، جز محکوم کردن این فجایع در افغانستان چه کاری انجام داده‌اند یا باید انجام دهند؟ چرا نتوانسته‌اند جز همراهی با رییس جمهور و حمایت از فرمان نمایشی به نظامیان مبنی بر تغییر حالت از دفاعی به تهاجم، کاری انجام دهند؟ همه‌ی مردم افغانستان شاهد اند که این فرمان رییس جمهور مانند فرمان‌های قبلی‌اش از روی احساسات و جوگیر شدن از وضعیت صادر شده و به طور نمایشی در رسانه‌ها فریاد زده تا صدایش دست به دست شود، در غیر آن، هیچ دست‌آورد قابل لمس ندارد. باید فهمیده شود که هیچ احدی یا گروهی نمی‌تواند به کشوری مستقل یا به رییس جمهور یک کشور هشدار دهد که جنگ را شدت می‌دهد. علیه کسانی که در روز روشن در پایتخت یک کشور زنان و کودکان را به رگ‌بار می‌بندند، دولت باید اقدام جدی کند.

ما نباید به دپیلماسی‌هایی که از احساسات مردم سوءاستفاده صورت می‌گیرد، باور داشته باشیم و اجازه دهیم که احساسات ابزار سیاسی شود.

من از همه‌ی مردم افغانستان که مدال دفاع از حقوق بشر و حقوق زن را به گردن می‌آویزند، خواستارم تا برای یک بار هم که شده، گام جدی برداشته و برنامه منسجم و معتبر را روی دست گیرند که در آن از هر روز کشته شدن مردم بی‌دفاع به ویژه زنان و کودکان جلوگیری شود و در راس هیچ شخص خودفروخته‌ا‌ی قرار نگیرد که با مدارا از کنار جنایت‌ها بگذرد. نگذارند مانند اعتراضات قبل با پادرمیانی سیاست‌مداران حکومتی، معامله‌ای صورت گیرد و یا با به گلوله بستن متعرضان، صدای آنان خاموش شود.

هیچ وضعیت غیرمعمول یا پاندمی کووید-۱۹نمی‌تواند مانع این اعتراض شود. مردم به ویژه زنان با برنامه وسیع و رعایت موارد بهداشتی و فاصله اجتماعی، می‌توانند طی یک قطع‌نامه از حکومت افغانستان بخواهند که اول به قدرت نظام خود متکی باشد و بعد از حقوق شهروندان که اساس و پایه دولت را تشکیل می‌دهد، حمایت کند و از کوبیدن بر فرق یک‌دیگر و سیاست بی‌جا که هر روز اثرات ناگوار به زنده‌گی مردم افغانستان می‌گذارد، جلوگیر‌ی کرده و مردم بی‌دفاع را از هر روز کشته شدن نجات دهد و دشمن را جدی بگیرد‌. من به قدرت مردم باور دارم که با ‌هم‌دست بودن و یک‌پارچه‌گی می‌توانند به طور جدی توجه جامعه جهانی و افرادی که در راس قرار دارند را جلب کرده آن‌ها را وا دارند تا به کشتار به هر بهانه‌ای نقطه پایان بگذارند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن