فراتر از جهاد النکاح

هانیه ملک

هر گروهی پس از حاکم شدن در جوامع اسلامی، باورهای خود را اسلامی‌تر و اجرایی‌تر پنداشته است. روابط این گروه‌ها با زنان، انسانی نبوده است‌‌؛ گروه‌هایی که زنان را از ابتدایی‌ترین و اساسی‌ترین حقوق‌شان، محروم می‌سازند. پس از چند هفته مطالعه و تحقیق، به چیزهایی دست یافتم که بحث‌برانگیزترین آن‌ها، رابطه داعش با زنان است.

در سال ۱۹۹۲ پس از سقوط حکومت داکتر نجیب‌‌الله و روی کار آمدن حکومت مجاهدین در افغانستان، اولین اقدام مجاهدین، وضع شرایط خاص بر زنان و محدود ساختن آنان بود. این محدودیت‌ها نه تنها موارد شخصی، بلکه تمام عرصه‌های زنده‌گی اجتماعی زنان را نیز در بر می‌گرفت. حقوق اساسی زنان از نزدشان گرفته شد و دیگر اثری از اقتدار قبلی دیده نمی‌شد. محدودیت‌ها طوری بود که انگار جهاد تنها در برابر آزادی‌های زنان صورت گرفته باشد. تا این‌جای کار، زنان از حق تعلیم و کار برخوردار بودند؛ اما تحت شرایطی خاص و قوانینی که طرح شده بود.

پس از آن اما با سقوط دولت مجاهدین و روی کار آمدن گروه طالبان، اولین اقدام این گروه نیز در برابر زنان صورت گرفت. زنان به صورت کامل خانه‌نشین شدند. دروازه‌های مکاتب، دانشگاه‌ها و دفاتر بر روی آنان بسته شد. خروج زنان بدون محرم شرعی جایز خوانده نمی‌شد و اگر کسی فراتر از قانون این گروه عمل می‌کرد، حکم مرگ او صادر می‌شد. محکمه‌های صحرایی برای زنان دایر می‌شد و محکوم حق دفاع نداشت. امروز هم می‌توان ایدیولوژی گروه طالبان در برابر زنان را همانند گذشته، شاهد بود. عناصر القاعده نیز در مورد زنان، باور شبیه به طالبان دارند؛ اما داستان زنان در میان گروه داعش، متفاوت است.

به نظر می‌رسد که در ایدیولوژی داعشیان، چیزی فراتر از نگاه شهوت‌آمیز نسبت به تن و زنانه‌گی یک زن، وجود دارد. باوری که در سال‌های اخیر بر آن بیش‌تر تاکید صورت گرفته، حضور زنان به عنوان قطعه «الخنساء» در گروه داعش بوده است؛ اما آنچه بیش‌تر قابل تأمل است، حضور زنان در خطوط نخست جنگ این گروه است. جنگ زنان داعش به قطعه الخنساء خلاصه نمی‌شود. قطعه‌ای که از زنان می‌خواهد، تک تیراندازی بیاموزند، در ساخت کمربندهای انتحاری با مردان داعشی کمک کنند و مسوولیت اجرایی شدن قوانین شریعت بر زنان را برعهده بگیرند. از همه مهم‌تر، موارد اصلی برای زنان در قطعه‌ الخنساء، «جهاد النکاح» و تربیت فرزندان داعشی است. جهاد النکاح بُعد وحشتناک‌تری را نیز به همراه دارد، زن داعشی پس از کشته شدن شوهرش، باید فوراً به نکاح جنگ‌جوی دیگری درآورده شود. در این میان، بیش‌تر زنان آفریقایی‌تبار برای جهاد النکاح برگزیده می‌شوند. شماری از سران این زنان، مسوولیت قاچاق مواد و عناصر گروه داعش را نیز برعهده دارند.

زنان داعشی به همان اندازه که در جذب زنان دست بالایی دارند، نقش تاثیرگذاری را هم در جذب مردان برای گروه داعش، بازی می‌کنند. زنانی که قربانی می‌دهند تا فرزندان مبارز به جهان بیاورند، سبب شده است بیش‌تر عواطف و احساسات زنان در جوامع اروپایی به بازی گرفته شود و آنان فریب این گروه را بخورند. این‌جا دوباره جنگ روانی است که پیروزتر از هر جنگ دیگری می‌نماید.

از این‌رو، زن در ادبیات داعش تنها یک مبارز نمادین نیست. این گروه، زنان را تنها از دید شهوانی نمی‌نگرد. با این حال باور و هدف این گروه در مورد زنان، بزرگ‌تر از چیزی است که ما تصور می‌کنیم. چیزی که زنان را وامی‌دارد؛ داوطلبانه تن و و فکر و زنده‌گی خود را برای چنین گروهی، ببخشند. ابومصعب الزرقاوی در جولای ۲۰۰۵ بر نقش «مجاهدین زن» تأکید کرده و گفته بود: «زنان مجاهد فرزندان‌شان را برای زنده‌گی کردن پرورش نمی‌دهند، بلکه آنان را پرورش می‌دهند تا بجنگند و کشته شوند.» زرقاوی در همان سال در گردهمایی دیگری در میان عناصر این گروه گفت: «بسیاری از خواهران مجاهد از عراق نزد من آمدند و درخواست اشتراک در عملیات شهادت‌طلبانه (انتحاری) را کردند.»

قوانینی که قطعه الخنساء مسوول نظارت بر تطبیق آن‌ها است: آرایش صورت زنان نباید از پشت نقاب نمایان باشد، در غیر این صورت باید بازداشت و یا باید مجازات شلاق را متحمل شوند. زنان و مردان در مکان‌های عمومی نباید مختلط باشند. زنان حق وارد شدن در مکان‌های عمومی را بدون حضور محرم شرعی خود ندارند.
بر بنیاد جزوه داعش که زیر نام «الدلیل» در بازار برده‌فروشی منتشر شد، عناصر داعش می‌توانند در شرایط خاص بر دختران نابالغ تجاوز کنند. دختران در بازارهای برده‌فروشی در میان داعشیان نظر به شرایط‌، درجه تحصیل، نژاد و توانایی‍‌های‌شان به فروش می‌رسند.

سوال اما این‌جا است که چرا داعش برای زنان، به خصوص زنان غربی که به موارد بسیاری دست‌رسی دارند، از آن همه جذابیت برخوردار باشد؟ جذابیتی که زنان را به پذیرفتن ایدیولوژی خشونت‌آمیز این گروه وادار می‌سازد.

جذب زنان در داعش براساس کتیبه الخنساء صورت می‌گیرد. داعش در استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای جلب زنان، پیش‌تاز بوده است. برعکس طالبان و القاعده، داعش هم‌چنان به بسیاری از زنانی که مصروف خدمت در این گروه هستند، اجازه می‌دهد که در شبکه‌های اجتماعی نقش فعالی داشته باشند. از این‌رو، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، بهترین و کاربردی‌ترین ابزار برای جذب زنان در گروه داعش، به شمار می‌رود. زنانی که می‌توانند منافع و جذابیت بیش‌تری را برای گروه داعش رقم بزنند. روند جذب زنان برای این گروه در شبکه‌های اجتماعی فقط از طریق زنان داعشی، ممکن است. وعده‌های آنان برای زنان، خیلی ایده‌آل و مناسب با شریعت اسلامی است. در میان وعده‌های این گروه که زیر نام «خلافت جدید» برای زنان داده می‌شود، زنان وظایف مختلفی را بر عهده خواهند گرفت. از منظر اغلب زنان جذب شده، گویا داعش بستر رهایی از رسم‌ها و فرهنگ‌های زن‌ستیزانه را فراهم می‌سازد. هیجان برای بیرون شدن از زنده‌گی یک‌نواخت و وارد شدن به دنیای پرهیجان که داعش برای این زنان از راه‌های مختلف، وعده می‌سپارد. فرار از تبعیض، گرفتن اسلحه، گویا «برابر بودن حقوق زنان با مردان» در میان گروه داعش و آوردن تغییرات بزرگ در جهان از سوی این گروه، داعش را برای زنان در جوامع مختلف، جذاب‌تر می‌سازد.

دلایلی دور هم جمع می‌شود، تا موجود لطیفی به اسم زن، تبدیل به قاتل وحشتناک و فاجعه‌آور ‌شود. زنانی که وارد این گروه می‌شوند، راه بازگشت به زنده‌گی قبلی را ندارند. پس از اقدام به فرار، اسیر و یا کشته می‌شوند. رسیدن این زنان به زنده‌گی قبلی، خطر بزرگ برای داعش محسوب می‌شود. این زنان محرم رازهای بزرگ این گروه تروریستی‌اند که همانا فاش شدن رازهای این گروه، داعش را با خطر جدی روبه‌رو خواهد ساخت.

براساس برخی از مستندهای نشر نشده، رفتار داعش با زنان در روزها و هفته‌های نخست، به «ماه عسل» می‌ماند؛ اما پایان هرکدام از این زنان تلخ‌ است. این تلخ‌کامی تا جایی است که دختران برای فرار از جهنم آن، دست به خودکشی نیز می‌زنند.

دکمه بازگشت به بالا