«توافق‌نامه بلفاست»؛ آموزه‌هایی از صلح ایرلند شمالی برای افغانستان

آسیه حمزه‌ای

ایرلند شمالی یکی از چهار کشور تشکیل‌دهنده پادشاهی متحده بریتانیا در کنار اسکاتلند، ولز و انگلستان است. تنش در این نقطه از سال ۱۹۶۸ میلادی آغاز شد. ریشه مناقشات و تعارض در ایرلند شمالی، به شکاف سیاسی ایدیولوژیک، نژادی-مذهبی و هویتی برمی‌گشت. این موضوعات به وسیله اختلافات عمیق میان پروتستان‌های طرف‌دار بریتانیا و کاتولیک‌های جمهوری‌خواه ایرلند، تقویت شد. موضوع تنش‌ بر سر موقعیت سیاسی ایرلند شمالی بود، درست نقطه‌ای که جمهوری‌خواهان کاتولیک می‌خواستند از بریتانیا جدا شده و خواستار ایجاد جمهوری ایرلند بودند، اما‌ پروتستان‌ها شعارشان ماندن در اتحادیه پادشاهی بریتانیا بود. این تنش کم‌کم به بحران کشیده شد؛ بحرانی که سه دهه به طول انجامید و تلفات آن به بیش از سه هزار و ۵۰۰ کشته و ۵۰ هزار مجروح رسید.

از سه دهه درگیری و خشونت جدی در ایرلند شمالی با عنوان «troubles» یا همان «دوران مشکلات» یاد می‌شود. در آغاز دهه ۱۹۷۰، دولت بریتانیا عساکرش را به ایرلند شمالی اعزام کرد و مصمم بر این بود تا ایرلند شمالی را به گونه مستقیم از لندن اداره کند. هم‌زمان با آن ۱۳ مظاهره‌کننده‌ غیرمسلح در طول راهپیمایی اعتراضی در خیابان‌های لندن در سی‌ویکم جنوری ۱۹۷۲ مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به قتل رسیدند. آتش جنگ شعله‌ورتر و حادثه به نام «یک‌شنبه خونین» معروف شد.

(تابوت‌های ۱۳ مظاهره‌کننده در یک‌شنبه خونین)

هر دو گروه مذهبی در چنین شرایطی اقدام به تاسیس پایگاه‌های شبه‌نظامی کردند. ارتش جمهوری‌خواه ایرلند (IRA) به سمت پروتستان‌های طرف‌دار بریتانیا حملاتی داشت تا بتواند به حاکمیت و مداخله بریتانیا در ایرلند شمالی پایان ببخشد. از سوی دیگر، انجمن دفاع اولستر و سایرین نیز در مناطق پروتستان‌نشین‌ها، افراد کاتولیک‌مذهبی که در آن‌جا ساکن بودند را ترور می‌کردند. بریتانیا در نخست تلاش می‌کرد تا با اعزام نیروهای بیش‌تر به ایرلند شمالی، مناقشات را مدیریت کند، اما زمانی که دامنه مبارزات مسلح جمهوری‌خواهان کاتولیک و درگیری‌ها به قلب لندن رسید، رویکرد دولت بریتانیا نیز تغییر کرد.

(عکسی از ارتش‌ جمهوری‌خواهان کاتولیک ایرلند شمالی)

سال ۱۹۸۰ همان مقطع تاریخی‌ای بود که نگرانی بریتانیا چندین برابر شد. ارتش جمهوری‌خواه ایرلند (IRA) در مرکز انگلستان دلهره‌های جدی برای دولت این کشور خلق کرد. آن‌ها با بمب‌گذاری‌های پیاپی، بازداشت فعالان و حبس آن‌ها و اختطاف مقام‌های عالی‌رتبه بریتانیایی مصمم بودند تا پیروز این درگیری‌ها باشند و راه مداخله بریتانیا در امور ایرلند شمالی را ببندند. در دهه ۸۰ میلادی، شماری از زندانیان در زندان‌ها به علت اعتصاب غذایی طولانی، جان باختند. اوایل سال‌های ۱۹۹۰ میلادی بود که دولت بریتانیا به شکل علنی کار روی ایجاد راه‌حلی در راستای برقراری صلح و خاتمه دادن به جنگ را آغاز کرد. هر‌چند نباید این نکته مغفول بماند که نمی‌توان زمان مشخصی را برای رای‌زنی بریتانیا برای صلح ایرلند شمالی مشخص کرد، زیرا در دهه‌‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی که ارتش جمهوری‌خواه ایرلند شمالی مبارزه‌اش را علیه حضور سیاسی و نظامی بریتانیا در این جغرافیا آغاز کرده بود، تماس‌های محرمانه بین دو طرف جریان داشت.

پس از بمب‌گذاری ارتش سری جمهوری‌خواهان ایرلند در محل اقامت هیات دولت بریتانیا در اکتوبر ۱۹۸۴ به هدف ترور مارگرت تاچر، نخست‌وزیر و وزیران وقت بریتانیا، در جریان کنفرانس سالانه حزب محافظه‌کار در شهر ساحلی برایتون، مشاوران دولت بدین باور رسیدند که شکست نظامی جمهوری‌خواهان در ایرلند شمالی ممکن نیست. از سوی دیگر نفوذ اطلاعاتی بریتانیا در صفوف IRA نیز هرج‌و‌مرجی را در برنامه‌های شبه‌نظامیان جمهوری‌خواه ایجاد کرده بود.

تماس‌های محرمانه میان دولت در لندن و رهبران شین‌فین (بزرگ‌ترین حزب ملی‌گرا و دومین حزب بزرگ در مجلس ایرلند شمالی) و فرماندهان شاخه مسلح آن انجام گرفت که به برقراری آتش‌بس موقت و آزاد کردن شماری از زندانیان جمهوری‌خواه از سوی دولت منجر شد.

در این میان اما چالش بزرگ‌تری برای دولت مرکزی خودنمایی می‌کرد. پروتستان‌های طرف‌دار بریتانیا حاضر به مذاکره و صلح با کاتولیک‌های جمهوری‌خواه نمی‌شدند. در سال ۱۹۹۸ انفجاری مهیب در فروشگاهی در ایرلند شمالی رخ داد که نزدیک به ۳۰ کشته بر‌جای گذاشت. این انفجار به معنای آن بود که گروه انشعابی جمهوری‌خواهان مخالف با مذاکرات صلح، قوی و فعال است. یک سال پیش از آن، گروهی از این مخالفان با تشکیل «ارتش جمهوری‌خواه واقعی» انشعاب خود را از IRA اعلام کرده بود.

تونی بلر، از حزب کارگر با یک پیروزی چشم‌گیر در انتخابات سراسری ۱۹۹۷ توانست بر جان میجر غلبه کند و به ۱۸ سال حکومت حزب محافظه‌کار بریتانیا پایان دهد. یک سال بعد آقای بلر حل مناقشه ایرلند شمالی را با اشتراک چهره‌های بین‌المللی تاثیرگذار در روند مذاکرات، مهم و عملی دانست. به همین دلیل با تکیه بر طرح سناتور جورج میچل امریکایی که از سال گذشته آن را اجرایی کرده بود، کمیسیونی بین‌المللی به هدف خلع سلاح تمام نیروهای شبه‌نظامی در ایرلند شمالی ایجاد کرد.

(امضای توافق‌نامه صلح ایرلند شمالی در ۱۰ اپریل ۱۹۹۸)

برخلاف تلاش‌های بی‌نتیجه سالیان گذشته، این‌ بار روند مذاکرات صلح ایرلند شمالی در دهه ۱۹۹۰ پیش‌رفت‌های چشم‌گیری داشت؛ زیرا توانست توافق و هم‌نظری میان دولت‌های ایرلند و انگلستان و هم‌چنان رهبران احزاب سیاسی ایرلند شمالی ایجاد کند. جان هیوم که در سال ۱۹۹۸ موفق به کسب نوبل صلح شد، در روند مذاکرات ایرلند شمالی تلاش کرد تا ضمن ایجاد اجماع و تشریک مساعی میان نیروهای معتدل و میانه‌رو، راه را به روی تاثیرگذاری گرایش‌های تندرو و افراط‌گرایانه مذهبی بر روند مذاکرات ببندد.

(جان هیوم، معمار صلح ایرلند شمالی که نوبل صلح در سال ۱۹۹۸ را گرفت. این عکس از جریان امضای توافق‌نامه بلفاست است)

 سرانجام پس از سه دهه درگیری و خشونت و هم‌چنان تلاش‌های مملو از افت‌وخیز برای رسیدن به صلح، روز جمعه، دهم اپریل سال ۱۹۹۸ میلادی، در بلفاست، پایتخت ایرلند شمالی، موافقت‌نامه صلح موسوم به «صلح بلفاست» و یا «Good Friday» میان دو دولت انگلستان و ایرلند شمالی و هم‌چنان سران احزاب بزرگ ایرلند به امضا رسید.

هر‌چند رسیدن به این توافق‌نامه صلح آسان و عاری از مشکل نبود، اما پس از سه دهه جنگ، صلحی برقرار شد که عموم مردم ایرلند شمالی نسبت به آن ابراز رضایت کردند. پایان ۳۰ سال جنگ مذهبی و سیاسی در ایرلند شمالی و توافق بر سر تشکیل دولتی ائتلافی در ایرلند شمالی، یکی از نمونه‌های موفق صلح در جهان است، آن‌گونه که این توافق‌نامه‌ نقطه عطفی برای مدیریت جنگ و مناقشه در ایرلند شمالی محسوب می‌شود. ویژه‌گی دوران پس از این توافق در ایرلند شمالی، کاهش سطح منازعات و رشد فزاینده اقتصادی به همراه بهبود شرایط اجتماعی است.

جاناتان پاول، مذاکره‌کننده ارشد تونی بلر، نخست‌وزیر وقت بریتانیا و جان هیوم، سیاست‌مدار ایرلندی که از او با نام معمار صلح ایرلند شمالی یاد می‌شود، نقش اساسی در روند مذاکرات صلح ایرلند شمالی ایفا کردند. به باور بسیاری از چهره‌های تاثیرگذار سیاست در عرصه بین‌الملل چون بیل کلینتون، رییس‌ جمهور اسبق امریکا، وجود رهبران قوی برای پیش‌برد مذاکرات و هم‌چنین اعتمادسازی گام‌به‌گام برای طرفین و در کنار آن‌ها عدم وضع پیش‌شرط برای آغاز مذاکرات، از مهم‌ترین عواملی است که سبب موفقیت روند صلح ایرلند شمالی شد.

جدا از جزییات، روند صلح ایرلند شمالی با روند صلح کنونی افغانستان در کلیات شباهت‌ها و برخی از نقاط اختلافی دارد، از جمله این‌که دو طرف تقریباً چند دهه درگیر جنگ بوده‌اند. در روند صلح ایرلند شمالی، گروه انشعابی مخالف با مذاکرات صلح شکل گرفت و بر ضد این روند به گونه قوی فعالیت می‌کرد. در افغانستان نیز گروهی زیر نام «داعش» مانع روند صلح کنونی شمرده می‌شود. از سویی هم، مذاکرات ایرلند شمالی در اوایل به شکلی بوده است که به آزادی برخی از زندانیان منجر شد. در افغانستان نیز این روند لازمه آغاز مذاکرات بود و با همه‌ انتقادهای موجود، انجام شد. تنها تفاوت مهم و اساسی میان دو روند، برقراری آتش‌بس موقت در ایرلند شمالی بود؛ کاری که هرچند گروه طالبان در جریان روزهای عید انجام داد‌، اما تاکنون در جریان مذاکرات بین‌الافغانی به آن تن نداده‌ است.

دکمه بازگشت به بالا