اسناد زبان باختری

دکتر محی‌الدين مهدی

مقدمه:

زبان‌شناسان تاریخ، زبان‌های ایرانی را به سه دوره تقسیم می‌کنند:

یک. دوره‌ی کهن: از این دوره، آثاری از زبان‌های اوستایی، پارسی باستان و سکایی کهن باقی مانده است.

دو. دوره‌ی میانه: زبان‌های این دوره، خود به دو بخش تقسیم می‌شوند: الف) زبان‌های ایرانی میانه‌ی غربی؛ شامل پارتی یا پهلوی اشکانی، فارسی میانه یا پهلوی ساسانی (وجه اشتراک میان این دو زبان خط مأخوذ از خط آرامی است که به نام خط پهلوی یاد می‌شود)؛ ب) زبان‌های ایرانی میانه‌ی شرقی: سغدی، خوارزمی، سکایی میانه و زبان باختری یا بلخی.

سه. زبان‌های ایرانی جدید: شامل تمامی زبان‌های ایرانی که در حال حاضر از آسیای صغیر تا هندوستان گویش‌ور دارند. مهم‌ترین زبان‌های این دوره عبارت اند از فارسی دری، پشتو، کردی و بلوچی.

تقسیمات دوره‌ای زبان، هرگز با ادوار تاریخ سیاسی کشورها یکسان نیست. یعنی آن گونه که مدت حکومت یک سلسله یا خانواده، از سال (و حتا از روز) معینی آغاز، و به سال (و حتا روز) معینی خاتمه می‌یابد، تولد و مرگ زبان‌ها آن گونه نیست. چنان که پس از انقراض سلسله‌ی هخامنشی، زبان پارسی باستان هم چنان کاربرد داشته و همین گونه پس از استیلای عرب تا قرن ششم هجری به زبان پارسی میانه سخن می‌گفتند و کتاب می‌نوشتند.

عکسِ یک نکاح‌خط: «رالیک» نام دختری که هم‌زمان در قیدِ نکاحِ دو برادر به نام‌های «باب» و «پیدوک» درمی‌آید؛ شهر روی، سالِ ۱۱۰ کوشانی مطابق ۳۴۳ میلادی.

این مقدمه را غرض آگاهی مبتدیان نوشتم، تا زمینه‌ی ورود به بحث را بشناسند. آری، زبان باختری یا زبان بلخی که کتیبه‌ها و دست‌نوشته‌های بازمانده از عصر کوشانی و پس از آن تا ظهور اسلام به آن زبان نوشته شده، یکی از زبان‌های ایرانی میانه است که گویش‌وران آن عمدتاً در دو سوی رودخانه‌ی آمو و در مناطق مرکزی و غربی افغانستان کنونی می‌زیستند. خطی که این زبان به آن نوشته می‌شده مأخوذ از خط یونانی است که خط یونانی شکسته یا خط کوشانی نیز خوانده می‌شود.

وقتی در سال ۱۹۵۷ میلادی کتیبه‌ی سرخ کوتل (واقع در غرب شهر پلخمری) کشف شد، تا مدتی زبان‌شناسان نمی‌دانستند که زبان این کتیبه چیست. هنینگ، زبان‌شناس معروف انگلیسی به آن، نام فرضی «زبان باختری» را پیشنهاد کرد؛ چیزی که زبان‌شناسان به احترام هنینگ آن را پذیرفتند. اما بعداً فهمیده شد که هرچند این نام‌گذاری بر مبنای کشف کتیبه از ناحیه‌ی متعلق به باختر قدیم- سرخ کوتل- صورت گرفته، ولی با واقعیت تاریخی هم‌خوانی دارد. بر مبنای قول عبدالله ابن مقفع «لغت اهل بلخ» یا زبان باختری همان زبان دربار ساسانی بود. این زبان یکی از زیرساخت‌های زبان دری را تشکیل می‌دهد که باز هم به قول ابن مقفع، زبان دربار ساسانی و زبان شهرهای مداین بود. گویش هزاره‌گی یکی از بازمانده‌های زبان باختری است.

به هر حال، اسناد به دست آمده به این زبان، به کتیبه‌ی سرخ کوتل محدود نماند؛ آهسته آهسته کتیبه‌ها، مهرها و نوشته‌های روی چرم، از حوزه‌ی آمو دریا (شمال و جنوب رودخانه) و سایرجاها کشف شد که در حال حاضر یک مجموعه‌ی صدوسی پارچه‌ای را در بر می‌گیرد. مهم‌ترین واحدهای این مجموعه، کتیبه‌ی سرخ کوتل، کتیبه‌ی رباطک، کتیبه‌ی دلورجین (جنوب تاجیکستان)، کتیبه‌ی یکاولنگ، سنگ‌نبشته‌ی ناور، کتیبه‌های اورزگان، کتیبه‌‌ی جغتو، کتیبه‌‌ی توچی (وادی کرم پاکستان)، و بالاخره مجموعه‌ی دست‌نوشته‌هایی است که زیر عنوان «اسناد زبان باختری» (=Bactrian Documents)، توسط پروفیسور نیکولاس سیمز ویلیامز گردآوری، از باختری به انگلیسی ترجمه و در سه جلد منتشر شده است.

(Vol 1,2;2000;Vol 3;20. این مجموعه را که حدود صد پارچه است، سیمز ویلیامز «یکی از شورانگیزترین کشفیات دو دهه‌ی پسین قرن بیستم» خوانده است. این مجموعه دانشمندان را قادر ساخت تا دستور زبان باختری را به طور کامل تدوین کنند.

جلد اول این مجموعه شامل اسناد مدنی چون نکاح‌نامه‌ها، قباله‌ها و اسناد خرید و فروش املاک و اموال و از این قبیل دست‌نوشته‌هاست.

جلد دوم عموماً در بر گیرنده‌ی اسناد مذهبی، از قبیل ادعیه و اوراد مربوط دین بودایی است.

جلد سوم در بر گیرنده‌ی عکس‌های اسناد مجلدات اول و دوم می‌باشد.

ویلیامز اسناد جلد اول این مجموعه را به چهار دسته به ترتیب ذیل تقسیم کرده است:

  1. ۱. اسناد تاریخ‌دار. کهن‌ترین سند در این مجموعه، تاریخ ۱۱۰ کوشانی موافق به ۳۴۳ میلادی را دارد و مؤخرترین آن در سال ۵۴۹ کوشانی مطابق به ۷۸۲ میلادی نوشته شده است. اسناد تاریخ‌دار این مجموعه‌ی ۲۷ قطعه می‌باشد.
  2. ۲. اسناد و اجزای بدون تاریخ که ۵ سند شناخته شده است.
  3. ۳. فهرست نام اشخاص و محاسباتی که ۷ سند می‌باشد.
  4. ۴. نوارهای چوبین (wooden slips) که ۲۹ قطعه می‌باشد.

جلد دوم را از لحاظ محتوا به ۳ بخش تقسیم کرده‌اند:

  1. ۱. نامه‌ها که کهن‌ترین تاریخ در آن ۱۳۷ کوشانی موافق به ۳۵۹/۳۶۰ میلادی می‌باشد. در این مجموعه ۷۶ نامه جا داده شده است.
  2. ۲. پارچه‌هایی که محتوای آن‌ها شناخته نمی‌شود؛ شامل ۵ پارچه.
  3. ۳. متون بودایی؛ شامل ۳ پارچه.

ساختار عمومی کتاب: فهرست مطالب، پیش‌گفتار، اختصارات، کتاب‌شناسی (در جلد دوم: منابع)، فهرست اسناد، یادداشتی درباره‌ی املا و دستور زبان باختری، یادداشتی بر چگونه‌گی ارائه‌ی اسناد، اسناد (به خط یونانی) و ترجمه‌ی آن‌ها به زبان انگلیسی، لغت‌نامه و فقه اللغه (Glossary). در آخر هر جلد دو ضمیمه آورده شده: ضمیمه‌ی اول فهرست واژه‌های کتاب به الفبای یونانی و ضمیمه‌ی دوم به الفبای لاتین است. فهرست دوم منشای واژه‌ها را در دسته‌های ایرانی باستان، ایرانی میانه، ایرانی جدید، واژه‌های هندو اروپایی، واژه‌های با ریشه‌ی سامی، واژه‌های با ریشه براهوی، و واژه‌های با ریشه‌ی زبان ایلامی درج کرده است. در این مجموعه نام جاهای چند از قرون وسطی و دوره‌ی معاصر شمال افغانستان ذکر شده؛ از آن جمله آمبر، دره‌ی اندرا[ب]، بامیان، بلخ، بخارا، گندار، غرجستان، گوزگان، کهمرد، کلیف، خوست، مَدر، اوخوس، رُوی، سمنگان/ سمنجان، ترمذ، تخارستان، ارزگان، وروالیز (ولوالیج).

جلد سوم- چنان که گفته شد- عکس‌های اسناد مندرج در مجلدات اول و دوم است که خود حاوی مندرجات ذیل می‌باشد: فهرست مطالب، پیش‌گفتار، منابع، تصنیف اسناد: ۱) اسناد رسمی تاریخ‌دار؛ ۲) اسناد رسمی فاقد تاریخ؛ ۳) فهرست نام‌جاها، نام اشخاص و محاسبات؛ ۴) نامه‌ها؛ ۵) پارچه‌های غیر قابل تشخیص؛ ۶) متون بودایی؛ ۷) متون غیر باختری در خط کوشانی؛ ضمیمه‌ی اسناد باختری در مجموعه‌ی دکتر ناصر داوِید خلیلی (صاحب آرشیف بخشی از دست‌نویس‌ها)، فهرست تصاویر، تصاویر (از صفحه‌ی ۱ تا ۲۳۰). هر سه جلد روی هم ۸۱۱ صفحه A4  می‌باشد.

یادآوری (۱): همان‌طوری که در جای دیگری نیز گفته‌ام، جلد اول این کتاب را ترجمه کرده‌ام؛ ولی به دلیل مشکلات فنی- از نوع عدم دسترسی به فونت یونانی و علایم فونتیکی که در کتاب به کار گرفته شده- موفق به نشر آن نشدم. به امید روزی که انتشارات کمر همت به انجام خدمت ببندد.

یادآوری (۲): نسبت واژه‌های غیر ایرانی به کار رفته در این مجموعه (چون واژه‌های سامی، ترکی، ایلامی و براهوی) در برابر واژهای ایرانی کمتر از سه درصد واژه‌گان به کار رفته در این مجموعه را تشکیل می‌دهد.

یادآوری (۳): از روی کتیبه‌ی توچی درمی‌یابیم که سال اول کوشانی با سال ۲۳۳ میلادی موافقت می‌کند.

یادآوری (۴): در بخش اسناد بدون تاریخ (جلد ۱)، در سندی که با علامت aa معرفی شده، در سطر ۳۱ کلمه‌ی βξανανο[α] آمده سیمز ویلیامز ضمن بازسازی حرف اول آن [α] (چون عکس اصل سند که در جلد سوم در چهار صفحه چاپ شده، مندرس و بسیار آسیب‌دیده می‌باشد)، آن را جمع αβξανο دانسته، بازمانده‌گان و فرزندان (descendants) کرده است. اما پروفیسور توماس بارفیلد، در مکالمه‌ای با اینجانب گفت که آن کهن‌ترین مورد به کار رفته‌ی واژه‌ی «افغان» (نام قوم) می‌باشد. ولی به نظر حقیر ویلیامز راه صواب در پیش داشته و فقط با تذکر یک نکته رأی او ثابت می‌شود و آن این که افغانان به فرزندان خردسال «ایوانان» می‌گویند و این -بی‌گمان- برگرفته از همین واژه‌ی باختری به همین معنا است. پس ذکر واژه‌ی مذکور در این سند «افغان» موردی نمی‌تواند داشته باشد.

دیدگاه are closed.