پشت به صلح

جنگ بین نیروهای دولتی و جنگ‌جویان طالبان بسیار شدید و خونین است. به‌ ویژه با شروع روند خروج سربازان باقی‌مانده بین‌المللی از افغانستان، این جنگ شدت بیش‌تری یافته است. جغرافیای جنگ در حال گسترش و تلفات دو طرف هم زیاد است. گمان می‌شود که دولت و طالبان هر دو به صلح پشت کرده‌اند. تصمیم دارند قضیه را از راه جنگ یک‌طرفه کنند.

حملات اخیر گروه طالبان در هلمند، غزنی، فراه و بعضی از ولایت‌های دیگر عزم محکم این گروه برای تصرف مراکز ولایت‌ها و سقوط ولسوالی‌ها را نشان می‌دهد. هرچند این گروه پیش از این نیز از هیچ تلاشی برای تصرف این مراکز دریغ نکرده بود. با این حال، در جریان مذاکرات صلح از شدت حملات گروه طالبان کاسته شده بود. حملات فعلی طالبان اما بسیار سنگین و نشانه تغییر در رویکرد این گروه است.

گروه طالبان در فصل تازه جنگ خود با دولت، دوباره به حمله با موتربمب و حملات تهاجمی بزرگ روی آورده است. در این حملات تاکنون تلاش شده است که کمربندهای مهم امنیتی مراکز ولایت‌ها و ولسوالی‌ها نابود شود. هم‌چنان از بین بردن محورهای مقاومت مردمی در شماری از ولایت‌ها از دیگر اهداف این تلاش‌ها بوده است. در پی این تلاش‌ها، رقم تلفات هر دو طرف بسیار بلند بوده است.

نیروهای دولتی ضمن آن‌که در موضع دفاعی قرار دارند، مصروف سرکوب جنگ‌جویان طالبان نیز هستند. این حالت «دفاع و سرکوب» در جنگ هلمند به خوبی قابل مشاهده است. نیروهای دولتی در این جنگ، ضمن حضور در موضع دفاعی، جنگ‌جویان طالبان را سرکوب نیز کردند. در نتیجه، گزارش شد که طی ۲۴ ساعت بیش از ۱۰۰ جنگ‌جوی طالب تنها در هلمند کشته شده‌اند.

میزان تلفات نیروهای ارتش در حملات اخیر گروه طالبان در ولایت‌های فراه، بغلان، غزنی و هرات نیز بلند گزارش شده است. بیش‌تر این تلفات در پی حملات تهاجمی و حملات موتربمب این گروه به وجود آمده است. رقم بلند این تلفات می‌رساند که حملات طالبان بر مواضع و تأسیسات نیروهای دولتی سنگین بوده است.

با ارزیابی دقیق سطح حملات، تلفات دو طرف و وسعت جغرافیای جنگ، این نتیجه به دست می‌آید که دولت و طالبان هر دو به سیاست «ماشه» روی آروده‌اند. تصمیم دو طرف آن است که قضیه را این‌بار به صورت کامل از راه جنگ یک طرفه کنند. از همین رو، حملات دو طرف بر پایگاه‌ها و تأسیسات یک‌دیگر افزایش چشم‌گیر یافته است.

هدف گروه طالبان از درگیری با نیروهای دولتی در جریان مذاکرات صلح عمدتاً امتیازگیری سیاسی در این مذاکرات تفسیر شده بود. این هدف اما فعلاً سقوط دولت در شماری از ولایت‌ها و ولسوالی‌های مهم کشور است. تلاش گروه طالبان در فصل تازه جنگ آن است که بتواند جغرافیای مشخصی را برای اعمال «حکومت» به دست بیاورد. از این‌رو، سلطه یا استقرار طولانی‌مدت بر مناطقی که احتمالاً از کنترل دولت خارج خواهد کرد، بخش مهمی از اهداف این گروه در فصل جدید جنگ است.

متأسفانه تلاش‌های جامعه جهانی برای پیش‌گیری از افزایش خشونت‌ها در افغانستان تاکنون نتیجه‌ای به همراه نداشته است. وضعیت در میدان جنگ نشان می‌دهد که دولت و طالبان هر دو آماده بازگشت به میز مذاکره نیستند. به‌ ویژه گروه طالبان که پیشنهاد آتش‌بس دولت در ماه رمضان را قبول نکرد و از شرکت در نشست برنامه‌ریزی شده استانبول نیز پرهیز کرد.

برای مهار خشونت‌ها، برنامه روشنی در دست اجرا نیست. جامعه جهانی صرفاً به توصیه اخلاقی دولت و طالبان برای کاهش خشونت‌ها و بازگشت دو طرف به میز مذاکره اکتفا کرده‌ است. همسایه‌های افغانستان و همین‌طور قدرت‌های منطقه‌ای نیز روی یک راهکار مشترک برای کنترل خشونت‌ها در افغانستان به توافق نرسیده‌اند. آن‌ها فعلاً در حال محکم‌کاری مرزهای خود برای پیش‌گیری از ورود احتمالی سیل مهاجرین و یا نفوذ شورشیان در پی بی‌ثباتی بیش‌تر افغانستان به این کشورها هستند.

آینده افغانستان فعلاً تاریک به نظر می‌رسد. امکان بازگشت دولت و طالبان به مذاکره اصولی نیز ظاهراً موجود نیست. حتا اگر مذاکره‌ای هم بین دو طرف انجام شود، به دلیل فاصله زیاد بین مواضع دولت و طالبان، به توافق مطلوب صلح منجر نخواهد شد. در چنین شرایطی، نیاز است که همکاران بین‌المللی افغانستان و سازمان ملل متحد روی برنامه‌های عملی فکر کنند که باعث انصراف دو طرف از تشدید جنگ شود. در غیر این صورت، جنگ بین دولت و طالبان با شدت بیش‌تر دنبال و افغانستان در آینده نزدیک به کانون بی‌ثباتی در منطقه تبدیل خواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا