نویسنده: وحید پیمان

  • نا‌امنی‌های هرات باید جدی گرفته شود

    هرات در طول تاریخ، هیچ تقابل جدی فرهنگی‌ای را شاهد نبوده و تعصبات قومی نیز در آن مجال چندانی نیافته است. این ولایت اکثراً یک‌دست و ساکنانش همیشه مطیع بوده‌اند. اما در سال‌های اخیر، این تعصبات افزایش یافته و جامعه را به ‌شدت متأثر کرده است.

  • سکوت شک‌برانگیز کمیسیون شکایات انتخاباتی

    مبارزات انتخاباتیِ پیش از وقت به قدری واضح و غیر قابل انکار است که در چند انتخابات پیشین به این پیمانه سابقه نداشته است. نامزدان انتخابات ریاست‌جمهوری سفرهای ولایتی‌شان را شروع کرده‌اند. در آخرین موارد، رییس‌جمهور غنی هر چند به بهانه افتتاح چند پروژه، اما به قندهار و زابل رفته است. عزل‌ونصب‌های دولتی به شدت افزایش یافته و برای سایر نامزدان شک‌برانگیز بوده است. پیش از این سفر نیز، تیم آقای غنی بارها به انجام کمپین‌ انتخاباتی پیش از وقت متهم شده است. گفته شده است که اشرف غنی با انجام سفر به ولایات، افتتاح پروژه‌ها، انعقاد قراردادها از «منبع واحد»، تخصیص بودجه به بعضی از برنامه‌ها و عزل و نصب مقامات، دست به یارگیری سیاسی و کمپین انتخاباتی پیش از وقت زده است؛ اتهاماتی که پیش از این از سوی ارگ تکذیب شده است.

  • روزهای ملی نباید به کارزار انتخاباتی بدل شوند

    قرار است از صدمین سالگرد استرداد استقلال افغانستان به‌ گونه‌ی ویژه تجلیل شود. حکومت افغانستان ۱۳۲  برنامه را در ۳۴ ولایت افغانستان برای تجلیل از این روز روی دست گرفته است. برنامه‌ریزی به گونه‌ای است که در شماری از این برنامه‌ها رییس‌ جمهور غنی شخصاً حضور داشته باشد. بخشی از این برنامه‌های شامل افتتاح چند پروژه عمرانی است. در ۳۴ ولایت افغانستان والی‌های ولایت‌ها در رأس کمیسیون‌های ولایتی برگزاری مراسم ۲۸ اسد قرار گرفته‌اند. قرار است تصاویر بزرگی از رییس ‌جمهور غنی در هر برنامه نصب شود. بخشی از یک مکتوب رسمی نیز که در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود، نشان از هزینه ۳۴۸ میلیونی حکومت برای تجلیل از این روز دارد. این برنامه‌ها شک و تردیدها در مورد بدل شدن مراسم‌های تجلیل از ۲۸ اسد به کارزار انتخاباتی به سود رییس ‌جمهور غنی را بالا برده است.

  • مجلس نماینده‌گان، انگیزه‌های قومی و جای خالی خویشتن‌داری سیاسی

    جنجال بر سر ریاست پارلمان ۴۱ روز به درازا کشید، جنجالی که با استفاده از یک نقطه در یک برگه‌ رأی‌دهی آغاز و به یک همهمه جدی بدل شد. نقطه جنجال‌برانگیزی که مجلس نماینده‌گان را در نخستین روزهای کاری‌اش با بن‌بست جدی روبه‌رو ساخت. این موضوع از یک‌سو دست‌مایه طنز شماری از کاربران شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های کشور شد و در سوی دیگر ممکن بود آتش نفاق قومی در کشور را بیش از هر زمان دیگری شعله‌ور سازد.

  • شهرداری هرات، شهردار جدید و مشکلاتش

    دیروز یک‌شنبه شهردار جدید هرات با حکم رییس جمهور غنی کارش را آغاز کرد. از سال ۱۳۹۶ تا اکنون شش شهردار و سرپرست شهرداری هرات تغییر و تبدیل شده‌اند. همین اکنون ده‌ها بست کلیدی شهرداری هرات توسط سرپرست‌ها مدیریت می‌شوند، چندین پرونده‌ی باز، هنوز روی میز نهادهای قضایی از کارمندان شهرداری است. شماری از کارمندان شهرداری به بیرون از کشور فرار کرده‌اند و شماری، از جمله فرهاد نیایش یکی از شهرداران پیشین هرات پشت میله‌های زندان به سر می‌برند.

  • منار جام نجات یافت اما آسیب‌پذیر است

    دو روز پیش وقوع سیلاب‌ها در ولایت غور لرزه بر اندام حامیان میراث‌های فرهنگی انداخت. آب‌های ویران‌گر با تخریب شماری از منازل و گرفتن جان نزدیک به ۱۰ تن، تا کناره‌های منار جام رسید.

  • غور؛ ولایتی تنها با یک متخصص بانو

    وسعت جغرافیایی ولایت غور به حدی گسترده است که از غرب به ولایت هرات و از شرق خود تنها یک ولایت با کابل فاصله دارد.در ولایت غور و در مساحتی حدود ۳۶ هزار و ۴۷۸ کیلومتر مربع، ۱۰ ولسوالی و نزدیک به یک میلیون جمعیت تنها یک متخصص زن آن هم تنها در عرصه نسایی – ولادی فعالیت می‌کند.

  • طیاره‌ای که در یک‌ ماه ۳ بار حین پرواز خراب شده است

    ده روز پیش با پرواز یکی از شرکت‌‌های داخلی از هرات به کابل می‌آمدم. طیاره پیش از پرواز خراب شد و گفتند بال آن مشکل دارد.حدود یک ساعت منتظر ماندیم تا مشکل رفع شد. وقتی داخل طیاره منتظر مانده‌ بودیم، یک کارمند این شرکت گفت: «چند روز پیش نیز همین مشکل ایجاد شده بود.»

  • کاشی‌سازی؛ صنعت پر‌زرق‌وبرق اما با درآمد ناچیز

    کاشی‌سازان هرات می‌گویند که معاش ناچیز زنده‌گی را برای‌شان دشوار ساخته است. آن‌ها می‌گویند که ممکن است صنعت‌ کاشی‌سازی هرات در نهایت با رکود بیش‌تر یا توقف روبه‌رو شود.

  • زنده‌گی در طویله: داستان خانواده پنج نفری که همه‌شان‌ معلول‌اند

    داستان این خانواده را یک‌ماه پیش شنیده بودم، زمانی‌که سیلاب‌های ولسوالی ادرسکن هرات یک کودک یک‌ساله عضو این خانواده را بُرد.برای من شنیدن این خبر که خانواده پنج نفری، همه‌شان به شمول پدر، مادر و فرزندان‌شان دارای معلولیت ‌اند جالب و تعجب‌‌برانگیز بود. سوال‌های متعددی از جمله این‌که آن‌ها کجا و چگونه زنده‌گی می‌کنند، چگونه مصارف خانواده را تامین می‌کنند و زنده‌گی روزمره خود را چگونه می‌گذرانند، در ذهنم خلق شده بود.