Author: فردوس

 

هشت صبح در شبکه‌ اجتماعی فیسبوک

  • جنرال بر می‌گردد،‌ مدعیان به حاشیه می‌روند

    قرار است که امروز یا فردا جنرال دوستم به کشور برگردد. دوستم پس از چانه‌زنی‌های ارگ، ‌نیروهای سیاسی و دیپلومات‌های خارجی به کابل برمی‌گردد تا اوضاع شمال را سروسامان دهد. حالا حدود ۶ ولایت در شمال فلج است. دو بندر تجاری مهم حیرتان و آقینه که سوخت مورد نیاز کابل و دیگر کلان‌شهرهای کشور را فراهم می‌کنند، ‌مسدود است. دفترهای کمیسیون مستقل انتخابات و دیگر اداره‌های دولتی در شش ولایت شمالی بسته شده است. مردم عام اوزبیک در اعتراض به بازداشت نظام‎الدین قیصاری و آنچه که آنان تبعید دوستم به ترکیه می‌خوانند، اعتراض کرده‌اند.

  • داوودخان فصل ناتمام ندارد

    کودتای ۲۶ سرطان و ایجاد جمهوری مستبد سردارمحمد داوود یکی از رویدادهای مهم تاریخ سیاسی افغانستان معاصر است. این کودتا سلطه‌ی محمدزایی‌ها، شاخه‌ی مصاحبان را که بعد از جنگ داخلی سال ۱۹۲۹ میلادی روی کار آمدند، ‌متزلزل کرد. داوودخان، سلطنتی را که در آن زمان خود مشروعیت سنتی داشت‌، ‌لغو کرد و به جای آن یک جمهوری استبدادی بنا نهاد. داوودخان پس از کودتا، خودش را رییس ‌جمهور، نخست‌وزیر، ‌وزیر حرب، ‌وزیر مالیه و وزیر خارجه خواند و در جرگه‌ای که برای مشروعیت بخشیدن به کودتا برگزار کرده بود،‌ رییس‌جمهور مادام‌العمر منصوب شد. داوودخان کل دستاورهای دمکراسی دهه‌ی چهل و توسعه‌ی سیاسی ناشی از آن را ملغا کرد و افغانستان را به دوره‌ی نخست‌وزیری سردار محمد هاشم‌‌خان- که در آن نه مطبوعات آزاد اجازه‌ی فعالیت داشت و نه احزاب سیاسی- برگرداند.

  • اشرف غنی دیگر به متحد انتخاباتی نیاز ندارد

    رییس جمهور غنی دیروز با لحن تند و سرشار از احساسات، موضع ‌اخیر رهبران احزاب سیاسی در مورد روند ثبت نام را رد کرد. رییس جمهور غنی گفت که رهبران احزاب مشروعیت ندارند، کسی آنان را انتخاب نکرده است و حق ندارند که به نمایندگی از مردم تصمیم تحریم انتخابات پارلمانی را اعلام کنند. جالب این بود که در میان احزابی که رییس‌ جمهور غنی مشروعیت‌شان را زیر سوال برد و آنان را متهم به خلق بحران چهل‌ساله‌ی اخیر کرد، متحدان ارگ هم بودند. حکمتیار، ‌سیدحامد گیلانی و کریم خلیلی متحدان آقای غنی محسوب می‌شوند. گیلانی و خلیلی در انتخابات سال ۲۰۱۴ متحد غنی بودند. حکمتیار هم در آن زمان به صورت غیررسمی از غنی حمایت کرد و به قطب‌الدین هلال، نماینده‌ی سازمانش هدایت داد که به اردوگاه تحول و تداوم بپیوندند.

  • قانون‌شکنی نظامی‌پوشان

    ویدیوهایی در شبکه‌های اجتماعی و برخی از رسانه‌ها نشر شده است که در آن صحنه‌های وحشتناک شکنجه‌ی چند انسان دست‌بسته به چشم می‌خورد. مدعا این است که آدم‌های دست‌بسته محافظان و شاید همراهان نظام‌الدین قیصاری، فرمانده بازداشت‌شده‌ی نیروهای خیزش مردمی ولایت فاریاب اند.

  • رویکرد تازه‌ی عربستان

    عربستان  نشست عالمان دینی ۳۷ کشور مسلمان‌نشین را میزبانی می‌کند. هدف از این نشست مشروعیت‌زدایی دینی از جنگ طالبان و تشویق آنان به مذاکره است. این اولین بار است که عربستان قدمی مهم در راستای مشروعیت‌زدایی از طالبان برمی‌دارد. در گذشته تصور هم نمی‌شد که عربستان بر ضد جنگی که طالبان در افغانستان به راه انداخته‌اند، ‌دست به اقدام فعال بزند. عربستان حتا حاضر نبود که درباره‌ی افغانستان اظهار نظر رسمی کند. اما یک چیز روشن بود/ است و آن این‌که برخی از شیوخ پول‌داری که شهروندی پادشاهی عربستان را دارند، ‌طالبان را تمویل می‌کردند/ می‌کنند. این موضوع را منابع غربی و امریکایی افشا کردند.

  • ارگ و انتخابات ریاست جمهوری

    سفیر بریتانیا در یادداشتی که در هشت صبح منتشر کرد، آورده بود که انتخابات ریاست جمهوی برای افغانستان اهمیت زیادی دارد و این انتخابات باید برگزار شود. جامعه‌ی جهانی در مجموع به برگزاری انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری تأکید دارد، اما از قراین برمی‌آید که آینده‌ی انتخاباتی افغانستان مبهم است و روشن نیست که انتخابات ریاست جمهوری سال آینده، چه پیامدیی خواهد داشت. انتخابات ریاست جمهوری زمانی پیامد سیاسی خطرناک نخواهد داشت که نخبگان و مجموع نیروهای سیاسی توافق کنند که نتیجه‌ی انتخابات را قبول می‌کنند. البته تعهد به قبول نتیجه هم به آسانی به دست نمی‌آید و مستلزم یک سری توافقات دیگر است. شماری از نیروهای سیاسی باید مطمین شوند که در فردای پذیرش نتیجه‌ی انتخابات به انزوای سیاسی کشیده نمی‌شوند. برای شماری از نیروهای سیاسی حضور تضمین شده در قدرت بسیار مهم است.

  • ‌الگوی داوود‌خان و انزوای سیاسی مخالفان

    مجموع افغانستان‌شناسان و سیاست‌مدارهای افغان معتقد اند که ناسیونالیسم قومی تجزیه‌طلب در افغانستان وجود ندارد. نخبگان سیاسی هیچ قومی شعار تجزیه‌ی فیزیکی افغانستان را مطرح نکرده‌اند. حتا در دهه‌ی هفتاد کابل که گروه‌های قومی با همدیگر می‌جنگیدند، هیچ جناح و تنظیمی ‌آجندای تجزیه‌طلبانه نداشت. آنچه که ملی‌گرایی تجزیه‌طلبانه خوانده می‌شود، در افغانستان وجود ندارد. باور عمومی و مسلط این است که سیاست‌مداران قوم‌گرای افغانستان، انعطاف‌پذیر اند و بالاخره راهی برای تقسیم قدرت و ختم منازعه پیدا می‌کنند. برخلاف بالکان، تبارگرایی وطنی داعیه‌ی تجزیه‌طلبانه ندارد.

  • ناآرامی‌های فاریاب

    بازداشت نظام‌الدین قیصاری، فرمانده‌ی مشهور جنرال دوستم در فاریاب،‌ موجی از واکنش‌های اعتراضی شهروندان اوزبیک‌تبار افغانستان را سبب شده است. اعتراض‌های اوزبیک‌تبارها از ولایت فاریاب که زادگاه آقای قیصاری است، ‌فراتر رفته و به شمال‌شرق رسیده است. جنرال دوستم هم با صدور اعلامیه‌ای از ارگ خواست قیصاری را آزاد کند. ارگ هم در اقدامی که هدف آشکار آن کنترول اوضاع است، ‌آقای نقیب‌الله فایق، یکی از کادرهای حزب جنبش ملی را به حیث والی فاریاب گماشت، اما به نظر نمی‌رسد که این انتصاب جنرال دوستم را راضی کند. جنجالی که بازداشت قیصاری برپا کرد، ‌ریشه‌ی تاریخی دارد.

  • ترس از بالکانی شدن افغانستان

    باری محمدحنیف اتمر، مشاور امنیت ملی ریاست جهموری به خبرنگاران گفت که اگر نخبگان سیاسی افغانستان اتفاق و اتحاد خود را حفظ کنند، جامعه‌ی جهانی با افغانستان می‌ماند. منظور او این بود که افتراق قومی و سیاست هویتی، وضعیتی می‌آفریند که دیگر جهان نتواند به افغانستان کمک کند. همین موضوع را امرالله صالح، رییس پیشین امنیت ملی، در صفحه‌اش نگاشته و آورده است که دیپلومات‌‌های غربی با سیاست هویتی هیچ جریان هویت‌طلب بیرون و درون حکومتی همسویی ندارند و آن را به ضرر رابطه‌ی افغانستان و جهان می‌دانند، ولی با جود آن هم دیده می‌شود که تبارگرایی به ایدیولوژی نخبگان سیاسی و دولت‌مردان افغانستان ارتقا یافته است. برای ارگ تنها چیزی که در شرایط کنونی اهمیت دارد، تقویت وجهه‌ی قومی رییس جمهور است تا او در انتخابات آینده رای بیاورد.

  • ارگ، از شعار تا عمل

    رییس جمهور غنی در شروع حکومت‌ وحدت ملی و حتا در جریان کارزارهای انتخاباتی پیوسته می‌گفت که شهروندان افغانستان حقوق برابر دارند و هیچ شهروندی بر شهروند دیگر امتیاز ندارد. ایشان در سفر پارسالش به هرات هم گفت که همه‌ی مردم افغانستان متعلق به هر قوم و تباری هستند که شهروندان جمهوری می‌باشند. این حرف به این معنا تفسیر شد که رییس‎ جمهور غنی افغانستان را نه سرزمین یک قوم خاص یا یک مجمع‌القبایل بلکه یک جمهوری مدرن می‌داند و مردم افغانستان را هم به رغم تفاوت‌های فرهنگی‌شان، شهروندان جمهوری. روشن است که برای ایجاد همبستگی اجتماعی و جلوگیری از افتراق قومی صرف پیام‌رسانی کافی نیست.