حملات هراس‌افگنانه‌ی کابل قابل جلوگیری اند

سیدمصطفی کاظمی

یک مقام پیشین استخباراتی افغانستان برنامه‌ی جامعی را برای جلوگیری از حملات هراس‌افگنانه در کابل ریخته و به شورای امنیت ملی، رییس جمهور و مأموریت حمایت قاطع تسلیم کرده است.

۸صبح به تازگی به برنامه‌ی جامعی دست یافته است که از سوی سیدسمیع سادات، یکی از مقامات بلندرتبه‌ی پیشین امنیت ملی افغانستان برای جلوگیری از حملات هراس‌افگنانه در کابل ریخته شده است.

این برنامه برای از بین بردن تهدیدات هراس‌افگنی، ورود بمب‌گذاران و موترهای انتحاری، تعقیب و کشف عاملین انتقال مواد منفجره، آوردن اصلاحات بنیادی در ریاست امنیت ملی، وزارت امور داخله و قطعات اردوی ملی، استفاده‌ی وسیع از فن‌آوری‌های جدید امنیتی برای امن‌سازی شهر و ولایت کابل با جزئیات دقیق و کارشیوه‌های مشخص برای تطبیق این پیشنهادات ریخته شده است. طرحی که با در نظر گرفتن پیشینه‌ی هراس‌افگنی در نقاط دیگر جهان و شیوه‌های کاربردی برای از بین بردن آنان، کارشیوه‌ی پیشنهادی‌اش را به شورای امنیت ملی، رییس جمهور، رییس اجرایی، فرمانده عمومی نیروهای نظامی ناتو در افغانستان، ریاست امنیت ملی، وزارت دفاع ملی و وزارت داخله سپرده است.

آقای سادات در این کارشیوه، با اشاره به نخستین بمب‌گذاری‌هایی که در لندن ۱۴۰ سال پیش اتفاق افتاد، تأکید کرده است. هرچند نتیجه‌ی تخریبی این بمب‌گذاری‌ها ضعیف بود، اما ترس و وحشتی را که جدایی‌طلبان آیرلندی در آن زمان در پی آن بودند، به وجود آورد. همین مثال در مورد افغانستان و کابل نیز به خوبی صدق می‌کند. از نظر آقای سادات، گروه حقانی بیشتر در پی انجام حملاتی در مناطق شهری افغانستان مثل کابل است و بزرگترین تهدید امنیتی در کابل حملات انتحاری می‌باشد. سازمان تروریستی حقانی به عنوان یکی از قطعات ویژه‌ی طالبان و همچنان بازوی عملیاتی اردوی پاکستان، در افغانستان فعایت دارد. به طور معمول حمله‌ی هرچند کوچک تاکتیکی در شهر کابل تأثیرات عمده‌ی راهبردی دارد؛ چون کابل نماد پیشرفت و ترقی کشور است و انجام یک حمله، سبب به وجود آمدن ترس و وحشت زیادی در کشور می‌شود. گروه حقانی و شبکه‌های تروریستی دیگر با هدف‌گیری کابل می‌خواهند میزان اعتماد شهروندان نسبت به حکومت را کاهش دهند. تداوم حملات پی‌درپی سبب پایین آمدن اعتماد افغان‌ها بر هم‌پیمانان بین‌المللی‌شان نیز می‌شود. این موضوع را پاکستان به درستی درک کرده است. به همین دلیل، پاکستان در پی کامیاب‌سازی این پروژه است.

آقای سادات شیوه‌های داخل ساختن مواد منفجره و نیروی انسانی را برای استفاده در حملات انفجاری توسط موترها و انسان‌هایی که حامل مواد منفجره هستند، به عنوان چالش امنیتی عمده نقد کرده و از شیوه‌هایی یاد کرده است که در افغانستان یا هنوز از آن‌ها استفاده نشده و یا هم بعد از استفاده، موثریت لازم را نداشته است.

در پایان کارشیوه‌ی پانزده صفحه‌ای استخباراتی برای امن‌ساختن شهر و ولایت کابل که به زبان انگلیسی نوشته شده است، تصاویری از ابزار و فن‌آوری‌هایی که می‌تواند سطح امنیت شهر و ولایت کابل را به اندازه‌ی چشم‌گیری بلند ببرد نیز آورده شده است.

«طالبان و شبکه‌ی حقانی در هر نقطه‌ای از شهر کابل که بتوانند حمله می‌کنند. این حملات برای آنان و بادارن پاکستانی‌شان یک امتیاز محسوب می‌شود، ولی برای دولت افغانستان که در پی حفاظت شهروندانش است، بر روند نظم و ثبات در افغانستان تأثیر می‌گذارد. اگر عملیات‌های بمب‌گذاری به همین شیوه برای مدت بیشتری دوام یابد، با استناد به تاریخ، این موضوع سبب کاهش اعتماد شهروندان افغان نسبت به حکومت و هم‌پیمانان خارجی‌شان خواهد شد.»

بمب‌گذاری‌ها در پایتخت همچنان سبب فرار سرمایه، فرار کدرهای مسلکی و ماهر، بلندرفتن هزینه‌های زندگی و افزایش ناامیدی نسبت به آینده در میان شهروندان کشور شده است.

در این پیشنهاد امنیتی به تمام این موارد به طور روشن اشاره شده است. تعدد ایست‌های بازرسی توسط پولیس در شهر کابل، تعدد راه‌های ورودی به شهر کابل که بالغ به ۳۹ راه است، تعدد حوزه‌های شهری ریاست امنیت ملی بدون موثریت خاص، استفاده نشدن درست از هزاران سرباز و افسر گماشته شده برای استفاده از فن‌آوری‌های امنیتی‌ای که در اختیار پولیس و ریاست امنیت ملی قرار دارد و نبود تبادله‌ی درست اطلاعات میان نهادهای داخلی امنیت ملی و دیگر ارگان‌های امنیتی حکومتی از نقدهای این طرح بر وضعیت امنیتی کابل است.

آقای سمیع سادات در گفت‌وگویی با ۸صبح گفت: «حوزه‌های فیزیکی شهری امنیت ملی باید برچیده شوند و تمام فعالیت‌های استخباراتی برای امن‌ساختن کابل زیر یک سقف در یک مرکز انجام شود. به جای حوزه‌های جداگانه باید یک واحد چیره و توانای استخباراتی ایجاد شود؛ واحدی که می‌باید دو بخش داشته باشد: نخست. بخش جمع‌آوری اطلاعات استخباراتی و دوم بخش اجراآت و اقدام‌های عملی روی اطلاعات استخباراتی جمع‌آوری شده. این کار می‌تواند به دور از بروکراسی/ کاغذپراکنی‌های وقت‌گیر در مورد مختل‌سازی و جلوگیری عملیات‌های ضد هراس‌افگنی در کابل موثر واقع شود.»

پولیس کابل اکنون از روش تأمین امنیت فیزیکی که ناکاره ثابت شده است، استفاده می‌کند. به نوشته‌ی آقای سادات: «هراس‌افگنان همیشه در حرکت و ایست‌های بازرسی پولیس اکثراً ثابت هستند. ایست‌های ثابت پولیس سبب مصرف منابع انسانی و مالی شده و کفایه‌ی حرکت پولیس در تعقیب افراد مشکوک و جواب دادن به حالات اضطراری را خیلی کم می‌سازد. ایست‌های ثابت بازرسی پولیس مردم را عصبانی کرده و هنگامی که تلاشی‌های ثابت پولیس سبب تشدد وضع ترافیک در جاده‌ها می‌شود، ازدحام موترها افزایش یافته و این خود، برای انتحارکننده «هدف» خلق می‌کند. در ضمن، وجود ایست‌های بازرسی ثابت، خطرهای پولیس ملی است را مضاعف می‌سازد. سیستم امنیتی کابل باید مطابق اطلاعات و تحلیل جدید امنیتی به شکل هوشمند با استفاده از تکنالوژی جدید امنیتی عیار شود.»

از میان برداشتن ایست‌های بی‌شمار امنیتی سبب افزایش افراد پولیس بخاطر گشت‌زنی می‌شود و به پولیس ملی نیروی انسانی و توانایی تحرک بیشتر داده، هم پولیس می‌تواند امنیت ساحات بیشتر را تأمین کند و هم گزمه‌های سیاری که سبب کاهش جرایم جنایی می‌شود نیز افزایش می‌یابند.

«حمله بر ریاست امنیت ملی، حمله بر هوتل کابل سرینا و حمله بر سفارت جرمنی باید شناسایی و جلوگیری می‌شدند. حملاتی چنین بزرگ توسط اشخاص و افراد واحد نه، بلکه توسط گروه‌های بزرگ تروریستی مانند حقانی و داعش بعد از ماه‌ها برنامه‌ریزی آماده‌ی اجرا می‌شوند. غالباً ریاست‌های استخباراتی درست که فهم و توانایی صحیح دارند، همیشه تلاش می‌کنند پی ببرند این گروه‌ها چگونه مواد انفجاری و وسایل‌شان را به شهر کابل انتقال می‌دهند. افراد عملیاتی‌شان چگونه با هم ارتباط می‌گیرند، تبادل اطلاعات‌شان از کدام منابع صورت می‌گیرد و در اخیر می‌دانند که چگونه کارمندان خود را موظف به کشف چنین حملاتی بکنند.»

«ادارات استخباراتی افغانستان بیشتر اوقات در داخل شبکه‌های تروریستی نفوذ دارند، اما نبود آموزش و ظرفیت کافی در میان کارمندان آن ادارات برای پی بردن به زمان و موقعیت دقیق و چگونگی انجام چنین عملیات‌ها سبب شده است که نیروهای عملیاتی امنیت ملی، گزارش‌های استخباراتی قابل عملکرد (Actionable intelligence)  برای اقدامات جلوگیری‌کننده نداشته باشند و این فجایع تکرار شوند.»

نبود هماهنگی میان نیروهای امنیتی حکومت افغانستان همیشه محور بحث‌های داغ نظامی بوده است. نبود هماهنگی از چالش‌های عمده‌ای است که در این سند به روشنی و با نشان دادن مثال و راه حل ارایه شده است.

آقای سادات در بخشی از این سند پیشنهادی‌اش به مشکل حاد بی‌کیفیت‌بودن روش جمع‌آوری اطلاعات استخباراتی این‌گونه می‌پردازد:

«نبود هماهنگی میان قطعات جمع‌آوری‌کننده‌ی گزارش‌های استخباراتی و بازوی عملیاتی ریاست امنیت ملی، فعالیت‌های جدا و مجزای آنان و نبود اداره‌ی مستقل نظارت‌کننده بر شعبات مبارزه با تروریسم سبب از بین رفتن هم‌صدایی لازم و حیاتی در عملیات‌ها و امور مشترک این بخش‌ها شده است.»

ایجاد بخش ویژه‌ی مبارزه با هراس‌افگنی ویژه‌ی کابل نیز با اهمیت خاصی در این کارشیوه‌ی پیشنهاد شده است. در این کارشیوه آمده است که باید این بخش ویژه با بهترین تسلیحات مجهز شوند و شبکه‌های استخباراتی خاصی را در نقاط جغرافیایی که بیشتر در خطر تبدیل‌شدن مخفی‌گاه برای تروریستان اند، آموزش دهند.

همکاری قوای نظامی خارجی مستقر در کابل برای برقراری و استفاده‌ی درست از قوه‌ی لازم در حالات اضطراری نیز در بخشی از این کارشیوه نقد شده است: «ارتباط تنگاتنگ با بخش های مختلف ریاست امنیت ملی و به دلیل حضور وسیع مقامات استخبارات امریکایی، وجود رابطه‌ی نزدیک با استخبارات امریکایی نیز از اهمیت زیادی برخوردار است که باید تأمین شود و به شکل درست و موثر از این همکاری استفاده شود.»

استفاده از فن‌آوری‌های تخنیکی مثل ماشین‌های بررسی‌کننده‌ی مناطق با اشعه‌ی اکس برای یافتن و رویت‌ مواد منفجره، هواپیماهای کوچک بدون سرنشینی که از هر نقطه قابل استقرار باشند، استفاده از دوربین‌های قوی برای تشخیص چهره، خواندن خودکار نمبر پلیت‌های موترهای مشکوک و ارایه‌ی دید ۳۶۰ درجه‌ی مناطق جزو دستگاه‌های پیشنهاد شده برای بهتر ساختن امنیت شهر کابل هستند.

در حصه‌ی امنیت ولایت کابل و راه‌های ورودی به شهر، پیشنهاد آقای سادات این است که تمام راه‌های مختوم به کابل توسط دیوارهای کانکریتی مسدود و فقط ۹ شاهراه مهم باز بمانند. در مناطق کوهستانی و غیرقابل نظارت توسط نیروی انسانی، پیشنهاد این کارشیوه نصب دوربین‌ها و حس‌گرهای هوشمندی است که می‌توانند حرکات مشکوک را به یک دستگاه مرکزی از دورترین نقطه گزارش کنند.

آقای سادات در گفت‌وگو با ۸صبح، اهمیت نبود همکاری لازم میان نهادهای شخصی و عامه را یکی از دلایل عمده‌ی آزادی رفت و آمد و انتقال مواد منفجره گفت و این‌که چگونه حمله‌کنندگان انتحاری شب‌ها را بدون این‌که دستگیر شوند، در کابل می‌گذرانند، را پرسش‌برانگیز دانست. به نظر آقای سادات اگر این همکاری به وجود بیاید، دیگر هیچ هراس‌افگنی در افغانستان نخواهد توانست شب را بدون دستگیری سپری کند.

«وقتی هراس‌افگنی از بیرون به افغانستان می‌آید، تا زمانی که اطلاعات و تجهیزات به دستش می‌رسد، شب‌هایش را در جایی می‌گذراند. اگر صاحبین مسافرخانه‌ها با نهادهای کشفی همکاری کنند و اطلاعات تمام باشندگان مسافرخانه‌های‌شان را به طور دقیق و بدون استثنا به مسئولین کشفی بدهند، همکاری به وجود آمده میان نیروهای امنیتی و شرکت‌های رهنمای معاملات، شرکت‌های ترانسپورتی خصوصی و باربری هم باعث افزایش آمار دستگیری هراس‌افگنان خواهد شد و هم از حملات فاجعه‌بار جلوگیری کرده و بعد از تحقیقات درست از دستگیرشدگان، شبکه‌های همکاری‌کننده و تأمین‌کننده‌ی آنان در کابل و اطراف نیز می‌توانند کشف و خنثا شوند.»

انتقاد از پوشش پولیس ملی افغانستان نیز بخشی از این کارشیوه را در بر گرفته است: «دریشی‌های فعلی پولیس هنوز به همان رنگ و طرحی است که در زمان حکومت کمونیست‌ها از آن استفاده می‌شد و این سبب برانگیختن خاطرات بد مردم از رژیم آن زمان می‌شود. از نظر روان‌شانسان بین‌المللی، به کارمندان امنیتی که به پوشش رنگ آبی ملبس باشند، اعتماد بیشتری صورت می‌گیرد.

جاگزینی اکثریت بست‌های مهم در کابل توسط افسران بی‌ظرفیت به کمک بزرگان سیاسی مفسد صورت می‌گیرد و افسران مسلکی و توانا نمی‌توانند به آسانی در پولیس و دیگر ارگان‌های امنیتی خدمت کنند. «داخل‌شدن به صفوف پولیس باید از تأثیر حلقه‌ی مافیایی خارج شود و با استفاده از فن‌آوری‌های جدیدی مثل دستگاه‌های دروغ‌سنج و بررسی مسلکی‌تر و دقیق‌ترِ پیشینه‌ی زندگی این افراد، زمینه‌ی جلب و جذب همگان را به صفوف نیروهای امنیتی فراهم سازند.»

فرماندهی مرکزی «مأموریت قاطع» در مورد این کارشیوه‌ی پیشنهادی، از اظهار نظر خودداری کرد.

سخنگوی شورای امنیت ملی افغانستان، آقای قادرشاه در تماس تیلیفونی با ۸صبح، از داشتن اطلاعاتی در مورد چنین کارشیوه‌ای اظهار بی‌خبری کرد.

همچنان ما با وجود تماس‌های مکرر با بخش مطبوعاتی ریاست امنیت ملی موفق به گرفتن نظر آن‌ها نشدیم.

آقای سادات در پایان به ۸صبح گفت که گروه حقانی بیشترین تکیه‌ی حملات‌شان را بر کابل نگه خواهند داشت؛ چون کابل نماد پیشرفت افغانستان است: «متأسفانه و بدبختانه، این حملات و کشتار مردم بی‌گناه همچنان ادامه خواهد داشت.»

این کارشیوه در ماه می سال روان میلادی تهیه شده بود. مصاحبه با سیدسمیع سادات چهار روز پیش از نشر این گزارش صورت گرفته است.

سمیع سادات سند ارکان حربی نظامی خویش را از اکادمی دفاعی بریتانیا به دست آورده و در بخش عملیات‌های خاص در ایالات متحده‌ی امریکا تحصیل کرده است. او در بخش مدیریت و رهبری استراتیژیک از بریتانیا سند ماستری دارد. سمیع سادات بیش از هشت سال در بخش‌های نظامی در افغانستان کار کرده است.

دیدگاه are closed.