یارآزاری و یارگیری غنی

خلیل اسیر

نگاه محمداشرف غنی، رییس جمهور کشور، نسبت به چهره‌ها و فرماندهان سابق جهادی همیشه منفی بوده است. غنی به دلیل همین نگاه منفی تاکنون موفق به تعامل پایدار با این چهره‌ها و فرماندهان نشده است. معمولاً او در مواردی به چهره‌ها و فرماندهان سابق جهادی مراجعه کرده که برای دست‌یافتن به اهدافش، نیاز شدید به یاری آن‌ها داشته است. به محض آن‌که این اهداف به دست آمده، غنی آن‌ها را کنار گذاشته است.

در میان چهره‌های سیاسی و فرماندهان سابق جهادی، افراد زیادی را سراغ داریم که با عشق و علاقه با غنی یک‌جا شده؛ اما پس از مدتی با کینه و نفرت از او بریده‌اند. در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۳ محمدکریم خلیلی، عبدالرشید دوستم، احمدضیا مسعود و سید منصور نادری از یاران نزدیک او بودند. آن‌ها برای پیروزی غنی در انتخابات از تمام امکانات خود مایه گذاشتند؛ اما بعدتر یکی یکی از او فاصله گرفتند. غنی به دلیل همین نگاه منفی، نتوانست روی این چهره‌ها و فرماندهان سابق جهادی اعتماد کند و یا به تعهدات خود در برابر آن‌ها صادق بماند. در نتیجه، از حرارت رفاقت بین آن‌ها کاسته شد و جای آن را نفرت سیاسی گرفت.

در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۸، عطامحمد نور، از فرماندهان سابق جهادی در خفا از متحدان اشرف غنی بود. از یاران سابق او در این انتخابات تنها سرور دانش در کنارش حضور داشت. سایر کسانی که در انتخابات ۱۳۹۳، غنی را به قدرت رسانده بودند، این‌بار در برابر او جبهه مخالف باز کردند. آن‌ها تا جایی موفق شدند، جلو ورود غنی به ارگ را مطابق اعلام کمیسیون مستقل انتخابات بگیرند. اگر توافق‌نامه سیاسی ۲۸ ثور امضا نمی‌شد، شاید افغانستان شاهد دو شاه در یک اقلیم بود.

عطامحمد نور که در مراسم تحلیف غنی حضور یافته بود، تصور می‌کرد که در فردای انتخابات از جایگاه ویژه‌ای برخوردار خواهد شد. بر خلاف این تصور، اما جایگاه ویژه‌ای برای نور نرسید. فرزندش، خالد نور که فعلاً عضو هیأت مذاکره‌کننده است، جایگاه لرزانی در این هیأت دارد. غنی همین چند روز پیش می‌خواست عضویت او را تعلیق کند؛ اما موفق نشد. هم‌چنان به تازه‌گی وزیر پیشنهادی نور به دستور غنی از وزارت صحت برکنار شده است. در حال حاضر، این یار انتخاباتی غنی به مخالف سیاسی او تبدیل شده است. او در پی جنجال‌هایش بر سر برکناری احمدجواد عثمانی از وزارت صحت عامه، طرح تشکیل حکومت موقت را برای کنارزدن غنی از قدرت پیشنهاد کرده است.

نور کسی بود که حزب جمعیت را به نفع غنی انشعاب داد و از حجم فشارهای این حزب بر حکومت کاست. او هم‌چنین یکی از دانه‌درشت‌های فرماندهان سابق جهادی است که می‌توانست فضای سیاسی را تا اندازه‌ای به نفع غنی مدیریت کند. پایان رفاقت نور با غنی، به انزوای بیش‌تر غنی در گستره سیاست کمک کرد.

محمداشرف غنی به عنوان رییس جمهور، تصمیم دارد تا برگزاری انتخابات در قدرت باقی بماند. او مخالف حکومت موقت است. غنی هم‌چنان مخالف هرگونه طرحی برای صلح است که موقعیت او را به عنوان رییس جمهور به مخاطره اندازد. با این وصف، او در بین چهره‌های کهنه‌کار سیاسی به شدت تنها است.

حکومت موقت طرحی است که در سطوح مختلف روی آن کار جریان دارد. نه تنها حزب اسلامی و حزب جمعیت که چهره‌های سیاسی نظیر حامد کرزی نیز طرف‌دار روی کار آمدن حکومت موقت هستند. عبدالله نیز تلویحاً از طرح حکومت موقت اعلام حمایت کرده است. اولین کسی که قربانی این طرح خواهد شد، غنی است. از این‌رو، طرح حکومت موقت برای غنی یک تهدید جدی است.

بر اساس توافق‌نامه امریکا و طالبان نیز راه صلح افغانستان از تشکیل حکومت موقت می‌گذرد. مراحلی که در این توافق‌نامه پیش‌بینی شده، تشکیل حکومت موقت را گریزناپذیر ساخته است.

محمداشرف غنی به تازه‌گی متوجه شده که بقایش در قدرت در خطر است. از این‌رو، در سطح داخلی، به یارگیری سیاسی تازه از بین کسانی روی آورده است که روزگاری آن‌ها را با بدترین شکل ممکن از قدرت رانده بود. یکی از آن‌ها، عبدالرشید دوستم است. غنی اخیراً راحله دوستم، دختر عبدالرشید دوستم را به عنوان سناتور در مجلس سنا تعیین کرده است. ضمن آن‌که عضویت باتور دوستم در ترکیب هیأت مذاکره‌کننده دولت مورد تأیید او قرار دارد. قرار است در تعیینات تازه در بعضی از ولایات شمالی، ترجیحات دوستم نیز لحاظ شود. این در حالی است که غنی در دوره حکومت وحدت ملی به دوستم در جایگاه معاون نخست ریاست جمهوری، اجازه کار نداد و با اعطای رتبه مارشالی به او نیز مخالف بود.

محمداشرف غنی در یک اقدام دیگر، محمد محقق را به عنوان مشاور ارشد خود در امور امنیتی و سیاسی تعیین کرده است. محقق از سرسخت‌ترین مخالفان سیاسی غنی در گذشته بوده است. او در انتخابات ۱۳۹۸ با تشکیل یک تکت انتخاباتی با محمدحنیف اتمر و محمدیونس قانونی در همراهی با عطامحمد نور قصد داشت غنی را از ارگ بیرون کند. بعدتر که این تکت فروپاشید، او به عبدالله پیوست. غنی در واکنش به این اقدام، حکم انفکاک محقق را از معاونیت دوم ریاست اجرایی سابق صادر کرد.

تقدیرات سیاسی در افغانستان در مسیری رقم خورده است که غنی فعلاً چاره‌ای جز یارگیری از بین یاران سابق و مخالفان سیاسی فعلی خود نمی‌بیند. او به رغم آن‌که نگاه مثبت نسبت به دوستم و محقق ندارد، تلاش می‌کند آن‌ها را با خود همراه کند. تصور غنی آن است که با همراهی دوستم و محقق و چهره‌های دیگری نظیر آن‌ها، از آزمون سیاسی پیش‌رو موفق بیرون خواهد شد. این‌که این تصور چقدر با واقعیت سازگار است، فعلاً قابل قضاوت نیست.

کارنامه غنی در قدرت نشان می‌دهد که او فرد مورد اعتماد برای فرماندهان سابق جهادی نیست. او بارها با آن‌ها عهد دوستی و رفاقت بسته؛ اما بعدتر شکسته است. غنی با هیچ یک از فرماندهان سابق و چهره‌های برجسته جهادی رابطه پایدار نداشته است. جدا از این مسأله، در مواردی آن‌ها را بسیار با تندی و سبک‌سرانه از خود رانده است.

مراجعه دوباره غنی به دوستم و طلب کمک او از محقق، نشانه انزوا و تنهایی این مرد در جامعه سیاسی و ترس شدید او از حکومت موقت است. اگر این تنهایی اتفاق نمی‌افتاد و بقایش در قدرت با خطر جدی روبه‌رو نمی‌شد، شاید بعید بود که غنی به دوستم و محقق مراجعه کند. او این‌بار نیز از این چهره‌ها به عنوان ملیشه سیاسی یک‌بارمصرف استفاده خواهد کرد و پس از دست‌یافتن به ایده‌آل خود، آن‌ها را دوباره کنار خواهد گذاشت. دوستی و رفاقت غنی با فرماندهان جهادی هیچ‌گاهی دایمی نبوده است. علت آن، چنان‌که گفته شد، بی‌اعتمادی غنی نسبت به چهره‌ها و فرماندهان سابق جهادی و نگاه منفی او نسبت به آنان است. دوستم این‌بار نیز و محقق برای اولین‌بار از رفاقت با غنی به سود دندان‌گیر سیاسی دست نخواهند یافت. آن‌ها فقط ملیشه‌های سیاسی خواهند بود که کارشان مبارزه با تهدیدات موجود در برابر اقتدار سیاسی غنی است.

رییس جمهور غنی در کنار تقویت جبهه سیاسی خود در داخل کشور، در تلاش تقویت موضع خود در سطح جهانی نیز است. او فعلاً دستگاه وزارت خارجه و شورای امنیت ملی کشور را برای این منظور به کار انداخته است. محمدحنیف اتمر و حمدالله محب اخیراً بسیار فعال شده‌اند تا زیر نام اجماع جهانی و منطقه‌ای در پیوند به صلح افغانستان برای بقای غنی در قدرت لابی کنند. البته نقش دوستم و محقق در این زمینه هم بد نیست.

دکمه بازگشت به بالا
بستن