ارگ و بحران اعتماد

پس از دستگیری نظام‌الدین قیصاری، یکی از قومندان حزب جنبش، عبدالرشید دوستم، معاون اول رییس جمهور، عطا محمدنور، رییس اجرایی حزب جمعیت و آقای محقق، معاون داکتر عبدالله، در «ایتلاف برای نجات افغانستان» حکومت را به راهپیمایی‌های گسترده و پس‌گیری رای و اعتماد خویش تهدید کرده‌اند.

پس از محکمه‌ی آقای وحیدی، وزیر پیشین وزارت مخابرات، آقای محقق در واکنش تندی کل ماجرای محکمه‌ی او را نمایش اهانت‌آوری توصیف کرد که از روی «انتقام‌گیری از هزاره‌ها» صورت می‌گیرد.

قبل از آن نیز آقای عبدالله به برکناری آقای عثمانی، وزیر پیشین انرژی و آب اعتراض کرده بود و آقای عثمانی، اشرف غنی را به خاطر نادیده‌گرفتن موافقت‌نامه‌ی حکومت وحدت ملی به باد انتقاد گرفته بود.

در اعتراضات بالا یک نکته مشترک است: هم‌پیمانان آقای غنی از او ناراض اند. این موضوع تازه‌ای نیست. درگیری‌های پیوسته‌ی غنی و عبدالله بر کسی پوشیده نبوده است. آقای غنی پس از توافق روی انتخابش به عنوان رییس حکومت، آقای دوستم را منزوی کرد و در قضیه‌ی ایشچی او را مجبور به تبعید در ترکیه ساخت.

در مورد دوستم یک نکته مهم است که او تنها معاون اول آقای غنی نیست، بلکه نماینده‌ی اوزبیک‌های افغانستان در حکومت نیز به حساب می‌آید. چنین موقفی باعث شده است که همواره میان آقای غنی و دوستم تنش وجود داشته باشد. از یکسو غنی به هیچ وجه نظر مساعد و مثبتی نسبت به جنرال دوستم ندارد و از سوی دیگر، آرای منسجم و یکدست او را نیز نادیده گرفته نمی‌تواند.

در واقع پیچیدگی انتخابات پیش رو نیز در همین نکته نهفته است و به راحتی نمی‌توان از برخوردهای اشرف غنی سر درآورد. او به سختی قادر است که میان راضی نگهداشتن همپیمانان و عملکرد سیاسی و اداری خود توازن منطقی برقرار کند. از یک طرف مشکل در این است که متحدان سیاسی غنی به دنبال امتیازاتی اند که گاه با روح قانون و حکومتداری خوب در تضاد است و توجه نداشتن رییس حکومت به این مطالبات قابل درک است. در قضیه‌ی ایشچی نمی‌توان از کنار چنین رویدادی به سادگی گذشت. ارگ به خاطر حساسیت موضوع و عواقب منفی دوسیه، نه اقدامی انجام می‌دهد و نه موضوع را شفاف می‌کند.

ولی از جانب دیگر، بخشی از این تنش‌ها ناشی از تقابل‌های تیمی و دیدگاه‌های متفاوت در قبال مسایل مهم ملی و تاریخی است که از زمان انتخابات هرگز حل نشده است. هر دو تیم راه تحمیل شده‌ی حکومت وحدت ملی را به ناچار پذیرفته‌اند و هیچ راه حل و رغبتی نیز برای حل این اختلافات و تنش‌ها ندارد. در عوض هر یک از این جناح‌ها می‌کوشند که تا جای ممکن بر میزان قدرت خود افزوده و مقام و امکانات آن دیگری محدود کند.

در حال حاضر، اشرف غنی بیشتر وزیرانی مربوط به تیم عبدالله را زیر فشار قرار داده است. اکنون روشن است که اخراج عثمانی قبل از هر چیزی ریشه در فضای درونی کابینه دارد. اشرف غنی معمولاً خود را به عنوان فرد بهتر و برتر از هر کسی در کابینه به حساب آورده، به حرف‌های دیگران گوش نمی‌دهد و فقط دوست دارد که همه‌چیز را به دیگران دیکته کند. گوش ندادن به نظریات دیگران، تحقییر و توهین افراد محدود به مقامات داخلی نشده بلکه اشرف غنی رفتار مشابهی با مقامات خارجی نیز دارد. او معمولاً به آن‌ها لکچر داده و مجال ابراز نظر را نمی‌دهد. همین، خود برتر‌بینی خوی و خلق تند و یکجانبه را در اشرف غنی خلق کرده است.

من شخصاً طرفدار این استم که روزگار مصونیت مقامات دولتی به پایان برسد. محکمه‌ی وحیدی اقدام درستی است.

با این که او تلاش دارد که کل مشکل را به گردن دیگران بیندازد، ولی به عنوان وزیر مخابرات بخشی از مسئولیت عدم ایجاد سیستم ریل‌تایم برای جمع‌آوری شفاف عواید مخابراتی به گردن او است، اما اشرف غنی در برخورد با متحدان خود، به ویژه در بحث فساد و قانون‌شکنی، گزینشی برخورد می‌کند. سیاسی‌شدن دوسیه‌های فساد و سوءاستفاده از اختیارات دولتی بی‌باوری را نسبت به عزم حکومت برای مقابله با این مشکل مهم را افزایش داده است.

واضح است که اشرف غنی با برگزاری محکمه‌ی علنی وحیدی، می‌خواهد حامیان بین‌المللی خود را متقاعد سازد که او در این راه ثابت قدم است، ولی در عین حال، منابع خارجی از عمق فساد در تیم ارگ نیز آگاه است. آیا اشرف غنی برای نشان دادن حسن نیت خود حاضر است تا مهره‌های نزدیک به خود را نیز به جرم فساد و سوءاستفاده برکنار  و محاکمه کند؟ آیا اشرف غنی حاضر است که از آقای اکلیل حکیمی بپرسد که استخدام مشاوران با معاشی بالاتر از چهار هزار دالر در وزارت مالیه چه معنا دارد، در حالی که ماموران برحال که وظایف مهم اجرایی در وزارت مالیه را به عهده دارند، کمتر از مشاورین معاش می‌گیرند؟

تنش‌های اشرف غنی با متحدینش این سوال را خلق می‌کند که در انتخابات آینده با چه کسی ایتلاف خواهد کرد؟ او در واقع با افراد کلیدیی چون دوستم و محقق به گونه‌ای برخورد کرده است که جلب مجدد اعتمادشان بی‌نهایت مشکل به نظر می‌آید؛ چون آقای غنی در عمل نشان داده است که سیاستمدار ایتلاف‌های مقطعی است و از چهره‌های با نفوذ در روزهای کمپاین و رای‌دهی استفاده می‌کند، ولی پس از آن گمان می‌برد که باید همه تابع آجندای او باشند و هر چیزی که او فکر می‌کرد، باید عملی شود. شاید چهره‌های نرم و آرامی مانند آقای دانش و یا خلیلی با آقای غنی کار کرده بتوانند، ولی سیاستمداران مستقل زیر بار فشارها و تهدیدهایش نمی‌روند.

آقای غنی در عمل خود را به یک چهره‌ی جنجالی، قومی و بی‌ثبات تبدیل کرده است. برای طرفداران سیاستمداران متنفذ کنونی دشوار است که در انتخابات به او رای بدهند. موضوع قوم‌گرایی بیشتر از هر چیزی فاصله میان او و رای‌دهندگان غیر پشتون را افزایش داده است. برای همین برای کسانی مانند دوستم دشوار است که ایتلاف مجدد خود با اشرف غنی را توجیه کنند.

به نظر می‌آید که این موضوع فرصت را برای رقبای آقای غنی مساعد ساخته است تا از بی‌اعتمادی دیگران و فاصله‌اش با رای‌دهندگان غیر پشتون بهره گیرند. البته شرطش این است که یک ایتلاف قوی انتخاباتی علیه آقای غنی شکل بگیرد تا موضوع تقلب در انتخابات بار دیگر تکرار نشود. گروه‌های زیاد سیاسی و مدنی از همین حالا در مورد تقلب در انتخابات پارلمانی حرف می‌زنند. این به معنای آن است که امکانات تقلب در افغانستان از بین نرفته است و سیاستمداران و زورمندان متنفذ می‌کوشند که از راه نامشروع نسبت به رقبای خود در انتخابات پیشی گیرند. این کار از آن رو ممکن است که هیچ حرکت سازمان یافته‌ای علیه تقلب در انتخابات پارلمانی شکل نگرفته است. همه از مردم می‌خواهند که در انتخابات شرکت کنند و کل نیروی خود را روی این موضوع گذاشته‌اند. این در حالی است که با توجه به نشانه‌های قوی تقلب، از جمله چاپ میلیون استیکرها و نبود مرکز قابل دسترسی اطلاعات، ضرورت شکل‌گیری یک جریان ضد تقلب و اعمال فشار بر حکومت و کمیسیون انتخابات احساس می‌شود.

اگر چنین جریانی در آستانه‌ی انتخابات پارلمانی شکل نگیرد، وضعیت در جریان انتخابات ریاست جمهوری نیز به همین منوال خواهد بود. در انتخابات قبلی تقلب گسترده به نفع اشرف غنی صورت گرفت و نتایج نهایی بر کاندید دیگر تحمیل شد. آیا اشرف غنی اینبار از چنین کاری سر باز خواهد زد؟ یقیناً که چنین نیست. او اعتقاد عجیبی به شیوه‌ی رهبری و برنامه‌های ناقص نمایشی‌اش دارد. او فکر می‌کند تنها کسی است که افغانستان، به ویژه پشتون‌ها را از وضعیت کنونی نجات داده می‌تواند. این در حالی است که افغانستان با ورود به انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری رویدادهای بحران‌زایی را در پیش دارد که اشرف غنی در گذشته نشان داد که توانایی حل‌شان را بدون ابتکار امریکا ندارد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن