آیا اهداف امریکا در افغانستان پایان یافته است؟

رامش نوری، استاد دانشگاه

نیروهای امریکایی پس از توییت ترمپ،‌ کم‌کم افغانستان را ترک می‌گویند. نیروهای ایالات متحده در پی حمله القاعده به رهبری اسامه بن‌لادن به نیویارک و واشنگتن در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و با نسپردن اسامه بن‌لادن به امریکا از سوی طالبان، وارد افغانستان شدند و ۱۹ سال تمام در مقابل طالبان جنگیدند. در نهایت در حوت ۱۳۹۸، امریکا بر اساس تفاهمی که با طالبان بست، قرار شد تا سربازانش را تا ۱۴ ماه، از افغانستان اخراج کند. اما ترمپ به گونه‌ی عجولانه، در آخرین توییتش، از نیروهای امریکایی خواست تا از افغانستان به کشور خود‌شان برگردند. با این خروجِ عجولانه، چند سوال حل‌ناشده باقی می‌مانَد که نوشته‌ی حاضر به آن می‌پردازد. اولین پرسش این است که آیا خروج نیروهای امریکایی با توییت ترمپ، در واقع تقابل ساختار و کارگزار در سیاست خارجی این کشور نیست؟ آیا اهداف امریکا در افغانستان پایان یافته است؟ و آیا قصه‌ی ناتو در سناریوی خروج نیروهای امریکایی به کجا می‌رسد؟

تقابل ساختار و کارگزار امریکا، حق با کیست؟

ساختار سیاسی امریکا به هیچ وجه طرف‌دار خروج نیروهای نظامی‌اش از حوزه‌ی ژیوپولتیک و ژئو‌استراتژیک افغانستان نیست. چون اگر قرار شود که امریکا نیروهایش را از افغانستان بیرون کند، این کشور حد اقل دو صدمه‎‌ی بسیار بزرگ را متقبل می‌شود. صدمه‌ی اول، سلطه‌ی هژمونی امریکا در سطح جهان و کشور‌های منطقه است. با خروج نیروهای امریکایی این سلطه نسبی در جهان و کشور‌های منطقه‌ای از هم می‌پاشد. صدمه‌ی دوم، نقش ژاندارم پولیسی امریکا در جهان و در سطح نظام بین‌الملل است که با برآمدن این کشور از موقعیت جغرافیایی سیاسی و استراتژیک افغانستان، نقش پولیسی خودش را در جهان از دست می‌دهد. و نظم بین‌الملل شکل دیگری به خود خواهد گرفت. ولی کارگزار سیاست خارجی امریکا که بیش‌تر به نخبه‌گان حاکم در قدرت سیاسی این کشور اطلاق می‌شود، بنا بر اهداف انتخاباتی دست به خروج نیروهای امریکایی از افغانستان به گونه‌ی نسبی می‌زنند. اما این را فراموش نکنیم که ترمپ به عنوان نماد قدرت سیاسی امریکا، شخصیت استثنایی و غیر قابل پیش‌بینی در تاریخ امریکا است. در حد کارگزار، این گونه توییت ترمپ می‌تواند تحت دو عامل باشد. عامل اولی کاملاً انتخاباتی است و عامل دومی در واقع، ایجاد فشار بر حکومت افغانستان به ویژه رهبری این کشور است. ترمپ اکثراً به گپ‌های خود عمل می‌کند و برایش نه منافع امریکا و نه هم منافع افغانستان مطرح است بلکه رسیدنش به کرسی ریاست جمهوری امریکا مهم است.

آیا اهداف امریکا در افغانستان پایان یافته است؟

مایکل سمپل پژوهش‌گر در دانشگاه هاروارد امریکا و از نماینده‌گان سابق اتحادیه اروپا در افغانستان به این باور است که امریکا از دو هدف اساسی خود با حضور نظامی‌اش در افغانستان، تنها به یک هدف آن به گونه‌ی لرزان دست یافته است. هدف اولی، کشتن اسامه بن‌لادن و تار و مار کردن گروه القاعده بود و هدف دومیش براندازی طالبان بود که در اوایل برق‌آسا توانست که این رژیم را سرکوب کند و در کم‌تر از دو ماه، آن را بر اندازد. ولی در تداوم جنگ با این گروه، ناکام ماند و هزینه پرداخت. یادمان نرود که کشتن رهبر القاعده و سرکوب رژیم طالبان از استراتژی‌های کوتاه‌مدت یا اهداف کوتاه‌مدت این کشور در افغانستان است. ولی اهداف درازمدت امریکا هنوز پا برجا است و ضرورت حضور امریکا در ژیوپولتیک و ژیواستراتژیک افغانستان محسوس است. از اهداف بلندمدت حضور نیروهای نظامی امریکا در افغانستان می‌توان به مقابله با قدرت نمایی روسیه در منطقه قلب آسیا و تهدیدات چین و هم‌چنان ایران را نام برد، چون ایران موجب نگرانی اسرائیل است. اهداف بلندمدت امریکا که به حضور نظامی‌اش در افغانستان ربط دارد هنوز پا بر جا است. بر علاوه موارد ذکرشده در بالا، می‌توان از محاصره هارتلند انرژی، نفوذ و کنترل هر چه بیش‌تر آسیایی مرکزی و قفقاز، گسترش ناتو به شرق، کنترل هند و پاکستان دو قدرت نو پای اتمی، کنترل و نظارت هر چه بیش‌تر بر آب‌های هند، تنگه هرمز و خلیج فارس و جلوگیری از افراطیت از اهداف بلندمدت و کلان امریکا است که با حضور نظامی‌شان در افغانستان قابل دست‌یابی است.

جای خالی ناتو در سناریوی خروج نیروهای امریکایی

سرمنشی ناتو، خروج بدون قیدوشرط از افغانستان به ویژه توییت ترمپ را دیکتاتورمآبانه خواند و بر حل مسالمت‌آمیز جنگ در افغانستان و تحکیم دموکراسی تاکید کرد. واقعاً پس از خروج نیروهای نظامی امریکا، سرنوشت ناتو به کجا خواهد کشید؟

ما چه باید کنیم؟

بنا بر این، حکومت افغانستان باید میدان‌های جنگی خود را از حالت دفاعی بیرون کند و وارد سرکوب دشمن شود. امریکا با خروجش از افغانستان هم سلطه نسبی و هم ژاندارم جهانی‌اش را در سطح نظام بین‌الملل (جهان و کشور‌های منطقه) از دست می‌دهد. بناً با توجه به اهداف درازمدت حضور نظامی امریکا در افغانستان که عبارت‌اند از تهدید روسیه، چین و ایران، محاصره هارتلند انرژی، نفوذ و کنترل هر چه بیش‌تر آسیایی مرکزی و قفقاز، گسترش ناتو به شرق، کنترل هند و پاکستان دو قدرت نو پای اتمی، کنترل و نظارت هر چه بیش‌تر بر آب‌های هند، تنگه هرمز و خلیج فارس و جلوگیری از افراطیت در جهان به موقعیت ژیوپولتیک و ژیواستراتژیک افغانستان نیاز دارد و در صورت غالب شدن کارگزار بر ساختار سیاسی خارجی این کشور، حکومت افغانستان راه بدیل، که هند است، برای مبارزه با طالبان و افراطیت در پیش بگیرد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن