ائتلاف‌های اعلامیه‌ای

سلامت یک دموکراسی به اپوزیسیون مؤثر و با برنامه وابسته است که متأسفانه افغانستان آن را ندارد. مقام ریاست جمهوری در افغانستان دارای صلاحیت‌های گسترده است، هیچ نهاد عدلی و قضایی‌ای قادر به بازپرسی از رییس جمهور و زیر دستانش نیست، مگر به امر خود رییس جمهور؛ رییس جمهوری که یک وزیر کابینه‌اش را به خاطر دوسیه‌ی فساد و سوء استفاده از صلاحیت‌ها محاکمه می‌کند و وزیر دیگر را از همان اتهامات مبردا دانسته، برایش مدال می‌دهد.

پارلمان صلاحیت استیضاح رییس جمهور را دارد، اما آن قدر آلوده به فساد و امتیاز‌گیری است که سرزدن چنین کاری از این نهاد محال می‌نماید. مجلسی که مصوبات آن از سوی ارگ نادیده گرفته می‌شود و نمایندگانی که چشم‌شان به امتیازات حکومتی است، هرگز قادر نیستند که اشرف غنی را استیضاح کنند.

باید از این ترسید که رییس حکومت با چنین صلاحیت‌هایی و در فقدان نهادهای نظارت‌کننده به سوی اقدامات یکجانبه و تک‌روانه‌ای پیش برود که زاییده‌ی فساد سیاسی ناشی از انحصار قدرت است. مشکل این است که درک این نکته برای نخبگان سیاسی افغانستان دشوار شده است. طبعاً آن‌ها از اقتدارگرایی رییس جمهور شاکی  اند ولی تحلیل ساختاری از این انحصار‌ طلبی ندارند.

نخبگان سیاسی افغان زمانی لب به شکایت از سلطه طلبی رییس جمهور می‌گشایند که او از دادن امتیاز خودداری ورزد و افراد دیگری را بر آن‌ها ترجیح دهد. وضعیت به حدی افتضاح است که این سیاستمداران به خاطر گرفتن امتیاز از ارگ و قبول یک کرسی، به هم‌پیمانان و رفقای سیاسی خود پشت کرده و حتا لب به توهین و ناسزا می‌گشایند.

اشرف غنی فعلاً در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند در موارد بسیاری به گونه‌ی یکجانبه تصمیم بگیرد، از نهادهای ضعیف و نخبگان سیاسی پراگنده، بی‌برنامه و سازمان نیافته نیز کار خاصی ساخته نیست. تمام ابتکار آن‌ها تشکیل ائتلاف‌های موقتی است که بر محور چند اعلامیه و کنفرانس خبری می‌چرخد.

ائتلاف نجات ملی که طیف وسیعی از نیروهای سیاسی تاجیک، هزاره و اوزبیک را با خود دارد، تا اکنون قادر نشده است که به طور رسمی فعالیت‌های منسجم و مشخص خود را آغاز کند. معمولاً رهبران این ائتلاف در ترکیه با هم جمع شده و در افغانستان کنفرانس‌های خبری‌ای که موضوع محوری آن انتقاد از اشرف غنی و بیان اظهارات تهدیدآمیز است، برگزار می‌کنند.

در همین کنفرانس خبری اخیر، آقای عطا و محقق اعلام کردند که زمینه‌ی آمدن دوستم را به افغانستان مساعد می‌کنند. این در حالی است که قبلاً آقای نور نتوانست از راه هوا از بلخ به قندهار رفته و در مجلس مخالفان اشرف غنی شرکت کند. مقامات مانع از پرواز طیاره‌ی آقای عطا و همرانش شدند.

همچنان، آقای عطا وعده داد که به زودی موضع خود را در قبال وضعیت کشور ابراز می‌دارد. آقای عطا قبل از این که از ولایت بلخ استعفا بدهد، جزو منتقدین بی‌ملاحظه‌ی اشرف غنی بود و ما با دیدگاه‌هایش در مورد وضعیت کشور آشنا استیم. ولی آنچه نمی‌دانیم، اقدامات بعدی ائتلاف نجات ملی به منظور به چالش کشیدن ارگ است.

طبعاً موضوع انتخابات در پیش است و باید ائتلاف نجات ملی نیروهای خود را بسیج کند، بخشی از کرسی‌های ولسی جرگه را به خود اختصاص دهد. حکومت و مخالفانش برسر کنترول مجلس نمایندگان در رقابت شدید قرار دارند و حکومت بنا دارد که بخشی از این کرسی‌ها را به خود اختصاص داده، تعداد نمایندگان پشتون را افزایش دهد. استیکرها بیش از حد چاپ شده و تعداد رای‌دهندگان مناطق ناآرام پشتون‌نشین بیشتر از مناطق آرام غیرپشتون نشین ثبت شده است. ارگ برای تسخیر پارلمان آماده است.

مخالفان ارگ به صورت فردی منتقد شدید حکومت اند ولی به صورت سازمان‌یافته اهل کار جمعی نیستند و در نتیجه در برابر شگرد‌های حکومت کار خاصی از پیش برده نمی‌توانند. ابزار فشارشان تهدید کردن و راه‌اندازی چند تظاهرات است. تهدید‌ها چون عملی نمی‌شوند و مخالفان وسایل اجرای آن را ندارند، پس از چندی رنگ می‌بازند و همه آن را فراموش می‌کنند. تظاهرات نیز مؤثریت خود را از دست داده است.

یکی، ارگ نه اعتنایی به مطالبات مظاهره‌چیان ناراض دارد و نه از عواقب سیاسی نادیده گرفتن اعتراضات هراسی به دل راه می‌دهد. دوم، معترضان چند روزی به خیابان می‌آیند و به خاطر مشکلات امنیتی و یا عملی نبودن تظاهرات بلندمدت، خیابان‌ها را ترک می‌گویند. اعتراض گسترده‌ی جنبش روشنایی و جنبش تبسم نشان داد که اگر معترضان اندکی فشار را بر حکومت افزایش دهند و یا دست به خرابکاری بزنند، از سوی پولیس سرکوب شده و حتا به سوی‌شان تیراندازی می‌شود.

این را نیز نباید فراموش کرد که نقطه‌ی وصل رهبران ائتلاف نجات، اختلاف سیاسی با اشرف غنی است. عطا محمد نور تحت فشار ارگ از ولایت بلخ کنار رفت و رییس اجرایی از او حمایت نکرد. محقق به لحاظ سیاسی تقریباً در حاشیه قرار گرفته است و افرادی را که به کابینه معرفی کرده بود، تحت فشار زیاد اشرف غنی قرار دارند. رزاق وحیدی که از جانب محقق برای وزارت مخابرات معرفی شده بود، به جرم فساد از حکومت بیرون انداخته شد و احتمالاً از سوی محکمه به زندان محکوم شود. جنرال دوستم نیز به خاطر دوسیه‌ی ایشچی در ترکیه تبعید است و اشرف غنی می‌تواند با علنی کردن دوسیه و شواهد آن، رهبر حزب جنبش را در موقعیت بسیار بد اجتماعی و سیاسی قرار دهد، یا حتا او را تهدید به محکمه کند (چیزی که بعید به نظر می‌رسد، حکومت فعلاً بحران دستگیری قیصاری را مدیریت کرده نمی‌تواند چه برسد به برخورد باچهره‌ی متنفذی چون دوستم).

از سوی دیگر، در داخل ائتلاف نجات اختلافات سابقه‌دار و رقابت برای گسترش نفوذ در شمال در وجود دارد. جنبش به رهبری دوستم و جمعیت که عطا محمد نور رییس اجرایی آن است، در شمال بارها با یک دیگر درگیر شده‌اند. اتفاقاً نظام‌الدین قیصاری بخشی از این درگیری‌ها با هواداران جمعیت بود و آقای عطا حرف‌های تندی علیه نیروهای جنبش زد. در آن زمان موضوع مبارزه با طالبان باعث اتحاد جنبش و جمعیت در شمال نشده بود.

ائتلاف نجات ملی می‌تواند به عنوان یک نیروی فشار در آستانه‌ی انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری عمل کند، به شرطی که برنامه‌های آن روشن باشد و با مکانیسم‌های به چالش کشیدن ارگ آشنا باشند. صدور اعلامیه و بیان حرف‌های تهدیدآمیز چند روزی موج ایجاد می‌کند و باعث برانگیختن یک سلسله تحلیل‌ها می‌شود، ارگ اما به سادگی از کنار آن گذشته و در نتیجه بر بی‌اعتباری سیاسی رهبران مذکور افزوده  می‌شود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن